بقلم: نوید نیک منش

تئاتر آخرالزمانی یا ” ابزورد” هنری پیشرو در عرصه ادبیات نمایشی است که جایگاه و جغرافیای خلق این گونه ادبی را مغرب زمین دانسته اند هر چند نگارش این گونه نمایشنامه ها امروزه به عنوان شیوه ای فراگیر در عرصه ادبیات نمایشی در دیگر ممالک هم باب شده اما خاستگاه آن همواره مغرب زمین است. تا کنون بارها و بارها و به دفعات درباره ی تئاتر آبزورد یا آن گونه که پروفسور “ناظر زاده کرمانی” ترجمه کرده است ( تئاتر آخر الزمانی ) و پیشگامان آن یعنی آبزوردیسم ها ، سبک و سیاق نگارشی این گونه نمایشنامه ها و بطور کلی مشخصه های تئاتر های ابزورد توسط صاحب نظران و کارشناسان مطالب بسیاری نگاشته شده است اما کمتر نگارنده ای به سمت بیان جزئیات تئاتر های آخرالزمانی رفته است.
در این سطور کوتاه و در حد مقدورات تلاش می شود تا مهمترین خصوصیات نمایش های ابزورد و بطور کلی ریشه یابی و چگونگی پیدایی این سبک تئاتری به بحث گذاشته شود.
تئاتر ابزورد یا پوچی و یا به تعبیر پروفسور ” فرهاد ناظرزاده کرمانی” نظریه پرداز ، محقق ، پیشکسوت و مدرس هنر های نمایشی (تئاتر آخرالزمانی) به دبستانی تئاتری اطلاق می شود که مشتمل بر آثار نمایشی اروپایی و آمریکایی است. آثاری که حاصل ناامیدی انسان در دوره پس از جنگ جهانی دوم یعنی دهه های ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ میلادی – و در مغرب زمین و بطور اختصار در اروپا است .
نگارندگان این گونه ادبی در آثار خود که آن را مکتب ادبی ابزوردیسم می نامند به بیان” بی محتوایی هستی”،” بی معنایی دنیا” و” پوچی” و ” عبث بودن زندگی” انسان می پردازند .
اصطلاح پوچی از واژه لاتینی آبزورد ( Absurd ) به معنای” ناموزون” یا “متناقض ” مشتق شده است و به نمایش هایی گفته می شود که تلاش دارند بشر به بن بست رسیده در دنیای غرب را در قالبی نمایشی (تئاتریکال) به تصویر بکشند.
نویسندگان این مکتب ادبی در شکل نگارشی نیز همانند محتوای آثارشان ،” بیهودگی ذاتی” و ” ترس و دلهره هستی ” را نمایش می دهند که به تبع آن کارگردانان هم از این درون مایه در اجرای خود و خلق شخصیت های زنده بر صحنه تئاتر پیروی می کنند.
ابزوردیسم ها در آثارشان صحنه هایی را خلق می کنند که پایان شان همان تکرار آغازین اثر است؛ طرح داستان در این نمایش ها فاقد گستردگی معمول و موجود در سایر آثار نمایشی است .
از آنجا که رفتار شخصیت های نمایش آبزورد بدون میل یا انگیزه های روانی صورت می گیرد و آمال و آرزو هایشان تنها بازتابی در برابر اعمال دیگران است، ” گفت گوهای آنان نیز بطور یکنواختی بی اثر بوده ” و این مکالمات گاه به چیزی در حد جملات پیش پا افتاده و کودکانه تبدیل می شود.
در تئاتر ابزورد واژه ها بارها و بارها تکرار می شوند و نویسندگان این سبک نگارشی می کوشد تا ارتباط بیهوده و ماشینی انسان ها را در قالبی نمایشی به تصویر بکشد و مدام بر این مضامین بیهوده هم تاکید دارند.
در حالی که در تئاترهای کلاسیک رابطه علت و معلولی از مهمترین عناصر ساختاری در نگارش نمایشنامه است. خالقان تئاتر های ابزورد در عرصه روابط علت و معلولی شخصیت ها کمترین توجه را دارند و آثارشان با گونه های نمایش واقعگرا فاصله ای بسیار دارد .
کارشناسان در مقایسه تئاتر ابزورد با دیگر مکاتب ادبی که در عرصه ادبیات نمایشی نویسندگان در آن قالب ها به نگارش آثاری پرداخته اند معتقدند تئاتر آبزورد از برخی جهات با تئاترهای کلاسیک ، رومانتیک ، رئالیست و ناتورالیست تفاوت هایی دارد که اصولا همین تفاوت ها است که باعث استقلال این گونه نمایشنامه ها از دیگر آثار شده است .
آنها در مقایسه تئاتر های ابزورد با دیگر مکاتب تئاتری معتقدند این وجوه متمایز که همگی از ویژگی های تئاتر جدید به شمار می روند بیشر در خلاصه مضمون داستان یا پیرنگ یا به تعبیر دیگر در ” Plot ” اثر و اشخاص خلق شده و خصوصیات آنها یا شخصیت های خاص ( Character ) و زبان یعنی ادبیات نمایشی شخصیت های خلق شده در جزء و کل اثر ( Language ) جلوه می کند.
در تعریف” پیرنگ” یا پلات گفته شده است پیرنگ خلاصه ای از داستان نمایشنامه با ذکر روابط علت و معلولی شخصیت های نمایشنامه است همان چیزی که پیشتر گفته شد در نمایشنامه های ابزورد در کمترین حد خود وجود دارد واصولا روابط براساس ساختار علت و معلولی نیست.
اما در این بین نمایشنامه نویسان مکتب ابزوردیسم یا پوچی برداشت دیگری از پیرنگ (پلات) نمایشنامه دارند که آن را به سه شکل می توان در آثارشان مشاهده کرد.
پیرنگ در برخی از نمایشنامه های ابزورد” گویی هیچ رویدادی را بازگو نمی کند” در این گونه نمایشنامه گاه تو پنداری که داستانی وجود ندارد و در اجرای نمایش هیچ کاری انجام نمی گیرد و اتفاقی رخ نمی دهد.
عمل نمایشی یا ” کار پرداخت ” ( Action ) ” اکشن” آنها درونی است و پایان و آغاز شان همانند هم است .به عنوان مثال آثار “ساموئل بکت” ( Samuel Becket ) نویسنده بزرگ ایرلندی – انگلیسی و خالق نمایشنامه معروف در” انتظار گودو “را می توان از این دسته آثار دانست .
در گروهی دیگر از نمایشنامه های ابزورد در پیرنگ نمایشنامه بین رویدادها و اصل توالی زمان و اصل علیت و معلولیت هرگز مورد توجه و تاکید نیست بر همین اساس در برخی از این آثار ” زمان گم شده بی اثر و یا ثابت ” است .
همچنین در برخی از این گونه نمایشنامه ها به جای آنکه درون مایه ( تم اصلی ) فضا و لحن اثر تابعی از پیرنگ باشند” پیرنگ تابع درون مایه و تم اثر” است .
در نمایشنامه های ابزورد خواننده و یا تماشاگر بیشتر به دنبال، چه چیز ؟ است تا ، چگونه ؟ بنابر این در هنگام خواندن این نمایشنامه ها بیشتر باید پرسید ” چه چیز دارد اتفاق می افتد ” تا اینکه پرسیده شود ” چگونه اتفاق می افتد “.
در نمایشنامه های ابزورد شخصیت معمولا ” انسان یا انسان گونه ای است که دارای ویژگی های جسمانی ، روانی ، اجتماعی و اعتقادی خاصی است و نتایج این ویژگی ها در گفتار ، رفتار ، کردار و پندار او تجلی یافته و سبب ظهور پیرنگ میگردد . نویسندگان آبزورد در ساخت شخصیت برای خود آزادی های تازه ای شناخته اند که نویسندگان مکاتب قدیمی تر یا آنها را نمی شناختند و یا مورد پسندشان نبود.
نمی توان گفت که آبزورد بیسم ها تمام قوانین کلاسیک ، سنتی و رسمی را در ساختن شخصیت نقض کرده اند بلکه بنظر می رسد که با خلاقیت و آزادی بیشتری با این مقوله برخورد می کنند.
در نمایشنامه های ابزورد معمولا” گفت گوی نمایشی یا به اصطلاح ، واژگان نمایش ( The Language of Drama ) دو کار ویژه مهم دارند ؛ نخست اینکه پیرنگ را بازگو کرده و آن را از آغاز به پایان می رسانند و دوم آنکه شخصیت های نمایش را به تماشاگر معرفی می کند . در نگارش نمایشنامه ها زمانی کل نمایش را متن نمایشی یا نمایشنامه می دانستند اما اتکای تام به متن نمایشی از اوایل قرن بیستم مورد تردید قرار گرفت که این ابداعات نیز بر دو محور عمده استوار شده است : یکی حذف ، تلخیص ، بازنویسی و تعدیل متن ادبی و دیگری کاربرد جدید زبان و گفتگوی نمایشی .
مارتین اسلین در کتاب خود با عنوان” نمایش آبزورد ” ضمن بررسی تطبیقی نمایش های آبزورد با آثار غیر آبزورد چنین نتیجه می گیرد که اگر یک نمایشنامه خوب باید داستانی طرح ریزی شده و روشن داشته باشد ، نمایش آبزورد نه داستانی دارد و نه طرحی ؛ اگر یک نمایشنامه خوب باید به خاطر شخصیت پردازی موشکافانه و انگیزه های درست آن در جهت عمل اشخاص قضاوت شود ، نمایش های آبزورد اغلب فاقد شخصیت هایی باهویت بوده و تقریبا ” آدم ها شبیه به عروسک های مکانیکی به تماشاگر عرضه می شوند.
به عقیده مارتین اسلین اگر یک نمایش غیر ابزورد باید طرحی کاملا ” دقیق با تمام جزئیات داشته باشد ، در نمایش های آبزورد نمی توان دقیقا ” مشخص کرد نمایش از کجا آغاز شده و در کجا خاتمه می یابد زیرا این گونه نمایش ها غالبا ” شروع و پایان مشخصی ندارند .
وی همچنین می گوید اگر یک نمایشنامه غیر ابزورد باید آیینه ای از طبیعت و محیط اجتماعی باشد و خلق و خوی عصر خود را به بهترین وجه شرح کند نمایش های آبزورد اغلب انعکاس هایی از رویاها و کابوس های بشری هستند و بالاخره اگر یک نمایشنامه غیر ابزورد بر زبانی شوخ و زنده و تند تکیه دارد ، نمایش های آبزورد اغلب ترکیبی از سخنان نامعلوم و بی ربط و متناقض هستند .
اما اگر چه بسیاری از این موارد را می توان در اکثر نمایشنامه های آبزورد یافت ، اما وجود چنین مواردی به منزله ضعف نمایشنامه های آبزورد نیست چرا که آبزوردیسم محصول سیر تحولی فلسفه ، مذهب ، افکار اجتماعی ، سیاست ، اقتصاد ، ادب و هنر عصر خود بوده و آیینه تمام نمای جامعه غربی به شمار می روند .
باید دقت داشت که ادبیات آبزوردیسم هرگز نهضتی آگاهانه و به دقت تعریف شده نبوده است و از این رو هیچگاه نمی توان نویسندگانی که به این موج تعلق دارند را به دقت مشخص کرد.
با این وجود امروز آثار نمایشی ” اوژن یونسکو “،” ساموئل بکت” ،” ژان ژنه” و ” آرتور آداموف ” را به عنوان کاملترین نمونه های درام آبزورد می شناسند هرچند که این نمایشنامه نوسان نیز چه در تکنیک و چه در نحوه نگرش به موضوعات با یکدیگر تفاوت های فاحشی دارند .
در سال ۱۹۴۳ ” آلبر کامو ” با انتشار رساله اسطوره سیزیف ( The myth of Sisyphus ) عرصه ادبیات و بطور کلی تئاتر دوران خود را تحت تاثیر قرارداد و در همین رساله بود که با بحث درباره آبزورد ، اصطلاح آبزوردیسم را رایج کرد .
در اساطیر یونان آمده است که سیزیف به سبب گناهی که مرتکب شده ، محکوم شد تا ابد تخته سنگی را از دامنه کوهی به طور دایم از پایین به بالا بغلتاند اما پس از آنکه با زحمت بسیار آن تخته سنگ را به قله رساند ، دوباره به پایین میغلتد و سیزیف ناگزیر بود تا کار خود را دوباره تکرار کند .
کامو از این کار سیزیف که نمادی از بیهودگی و بیحاصلی است نهایت اسنفاده را کرد و جریان نوینی را در ادبیات معاصر خود پایه گذاری کرد .
کامو معتقد بود که وضعیت انسان کاملا ” پوچ و بی معنی است زیرا میان امیدهای انسان و جهان نامعقولی که در آن متولد شده است شکاف عظیمی وجود دارد” .
از نظر او تنها راه علاج این پوچی ، یافتن رشته ای استاندارد شده و الگویی بیطرفانه است تا انسان بتواند بر اساس آنها آشوب های درونی خود را سامان دهد .
شش سال پس از رساله آلبر کامو و در سال ۱۹۴۹ ” اوژن یونسکو ” نخستین اثر خود را به نام ” آوازه خوان طاس ” نوشت و آن را ” ضد نمایش ” نامید تا بر ضد درام سنتی و قراردادی شوریده باشد .
یونسکو در مورد این نمایشنامه چنین گفته است : اگر آوازه خوان طاس انتقاد از چیزی است ، آن چیز باید مربوط به همه جوامع ، مربوط به زبان و مربوط به تمامی ابتذال ها باشد .
وی معتقد بود اگر انسان غم انگیز نیست ، پس مضحک است ، دردناک و در واقع خنده آور است و تنها با آشکار ساختن پوچی انسان است که می شود به غم دائمی انسان معاصر و به گونه ای تراژدی دست یافت .
یونسکو از جمله فلاسفه و تئوریسین هایی بود که به روابط اجتماعی انسان به ویژه طبقه متوسط و وضعیت خانواده ها در این طبقه توجه ویژه ای داشت .
در بیشتر آثار او دو مایه اصلی را میتوان یافت یکی” سرشت رو به زوال مادی گرایی در جامعه سرمایه داری ” و ” دیگری تنهایی و انزوای فرد”.
یونسکو تقریبا ” در تمامی آثارش کلیشه ها ، ایدئولوژی ها و ماده گرایی را تحقیر می کند و شخصیت هایش عمدتا ” عناصری خود مختار و فاقد اندیشه” هستند .
دیگر آثار یونسکو عبارتند از نمایشنامه های درس ، صندلی ها ، آمه ده ، چگونه از شرش خلاص شیم؟ ، مستاجر جدید ، قاتل بی مزد ، کرگدن ، پرسه ای در هوا ، گرسنگی و تشنگی ، مکبت و مردی با چمدان ها که در تمامی این آثار طرز تفکر و تلقی بونسکو از جهان پیرامونش دیده می شود .
اما نخستین نویسنده آبزوردیسم که ضمن کسب شهرت جهانی برای خود ، تئاتر آبزورد را مورد توجه جدی مردم قرارداد ، شخصی است ایرلندی تبار به نام “ساموئل بکت”.
بکت نخستین سال های فعالیت ادبی خود را صرف داستان نویسی کرد اما خیلی زود به نمایشنامه نویسی روی آورد و مسیر اصلی خود را یافت .
آثار بکت به طور مستقیم با مقوله غم انگیز زندگی از دیدگاه او سر و کار دارد و تقریبا ” هر تمهیدی که به کار می برد برای آن است که راز نمادین زندگی انسان به بن بست رسیده غربی را آشکار سازد.
بکت در آثار خود بارها از خودش می پرسد : من کیستم ؟ زمان و مکان چیست ؟ ذهن و ماده چه هستند ؟ و واقعیت کدام است ؟ سوالاتی کلی که ذهن بشر هم عصر او را به خود مشغول داشته است و هرگز برای این سوالات پاسخی ندارد .
بکت در سال ۱۹۵۲ با نگارش نمایشنامه ” در انتظار گودو ” به شهرتی جهانی رسید این اثر که ابهامی سمبولیک در خود پنهان دارد ، شخصیت های ولگردی را در مقابل بیننده قرار می دهد که سخت انتظار می کشند و خود را به درختی که زیر آن قراردارند ، آویخته می پندارند. از دیگر آثار بکت میتوان “پایان بازی” ،” آخرین نوار کراپ” ،” روزهای خوش” ، ” آمد و رفت” و “من نه ( No I ) و آن روزگار” را نام برد .
در این عرصه همچنین می توان از “هارولد پینتر” انگلیسی نام برد که اولین نمایشنامه خود به نام ” اتاق ” را در طول مدت چهارده روز نوشت که در سال ۱۹۵۷ در دانشگاه “بریستول ” به صحنه رفت .
در آثار پینتر موقعیت های روزمره به تدریج حال و هوایی اسرار آمیز و رعب انگیز به خود می گیرند .
در این آثار حوادث با انگیزه هایی مبهم ، نامعلوم و بدون توضیح اتفاق می افتند و پس زمینه این اتفاقات هرگز باز نمی شود .
در آثار بینتر دیالوگ های اگرچه عامیانه و طبیعی هستند اما بسیار با دقت نوشته شده اند . برای پینتر” سکوت ” و ” مکث “بخشی از زبان نمایشی است و گفتار همچون تمهیدی است که برای پوشاندن برهنگی روان شخصیت ها به کار می رود .
یک توضیح صحنه در آثار پینتر غالبا ” همان اندازه اهمیت دارد که دیالوگ مهم است در نمایشنامه های او همه چیز در آغاز با مزه و به نحو دلپذیری مبهم است اما به تدریج هنگامی که شخصیت ها با وضع نامساعدی روبرو می شوندحال و هوایی اضطراب آور ، رقت انگیز یا بیمناک آنان را در برمی گیرد و می کوشند تا خود را از خطری ناشناس و غالبا ” نامشخص در بیرون یا درون خانه یا مکانی که حرکت صحنه ای در آن اتفاق می افتد رها سازند .
آثار دیگر آثار پینتر می توان به نمایشنامه های “مستخدم ماشینی” ،” جشن تولد” ، “درد خفیف “، “شبی در خارج از خانه” ،” مدرسه شبانه” و” سرایدار” اشاره کرد .
اما “آرتور آداموف” در جوانی به مکتب سورئالیسم پیوست اما به لحاظ نفوذ این مکتب به تئاتر آبزورد در سال ۱۹۴۷ و در ۳۹ سالگی به درام نویسی آبزورد روی آورد .
در درام های اولیه آداموف زمان و فضا همچون رویا حد و مرزی ندارند اما در آثار بعدی او این عناصر به تدریج گرایش بیشتری به جامعه نشان دادند به ویژه در آثاری که آداموف پس از ۱۹۵۶ با طرد نمایشنامه های پیشین خود و با گرایش به شیوه برشت نگاشت .
در آثار آرتور آداموف نسبت به دیگر ابزوردیسم ها تفاوت در چگونگی زمان و فضا بیشتر مشهود است .
از جمله آثار آداموف میتوان به “تهاجم “، “پارودی “، “همه بر علیه همه” ،” پائولی پائولی” و “بهار ۷۱” اشاره کرد .

teleg
  nl