اشاره: مجموعه‌داری برای خیلی‌ها یک تفنن است و برای برخی یک حرفه. عده‌ای از سر ذوق و علاقه‌ی شخصی و به منظور سرگرمی برای خود کلکسیون می‌سازند و عده‌ای با شناخت، مطالعه و تحقیق به سراغ جمع‌آوری آثار مورد علاقه خود می‌روند. این آثار هرچیزی می‌تواند باشد. از قوطی کبریت گرفته تا فندک زیپو و تمبر، سکه، اسکناس، تابلو و … هرکسی با هر سطح درآمدی و از هر جایگاهی می‌تواندمجموعه‌دار و کلکسیونر بشود. بسیاری از مجموعه‌داران امروزی بدون سرمایه‌ی خاص و بدواً از سرعلاقه به سراغ جمع‌آوری مجموعه رفتند. اما موفقیت در این کار شامل ۲ شاخصه است که اکثر حرفه‌های آن را در نظر گرفته‌اند.

۰-علاقه: علت اینکه برای این شاخص شماره صفر را انتخاب کردم، پیش‌شرط بودن این شاخص است. البته من قصدم سیاه‌نمایی و یا نا امید کردن شما نیست. بلکه هدفم آنست که شما قبل از اقدام به هر کاری در این زمینه می‌بایست تکلیفتان را با خودتان روشن کنید. چراکه مجموعه‌دار شدن، آنهم برای کسی که سرمایه‌زیادی ندارد و یا میخواهد از صفر شروع کند، وقت و حوصله می‌خواهد. و برای اکتساب این دو خصلت در اینکار تنها باید علاقه داشته باشید.و دیگر اینکه بدانید این کار نباید تمام وقت و زندگی شما را بگیرد و درمیان مشغله‌های زندگی شما باید زمان کوتاه و مشخصی را به اینکار اختصصاص دهید

۱-استمرار: برای کلکسیونر شدن شما نمی‌توانیدبه یک‌ماه و دو ماه یا یک‌سال و دو سال اکتفا کنید. حتی اگر پول زیادی هم داشته باشید بازهم ممکن نیست بتوانید در «کوتاه مدت» کلکسیونر موفقی بشوید. چاکه تنها مرور زمان می‌تواند درک  و شناخت شما را نسبت به کارخود بالاتر ببرد. هیچ کلکسیونر و مجموعه‌داری موفقی در جهان وجود ندارد که در کوتاه مدت مجموعه‌ای ذیقیمت جمع‌آوری کند. مگر آنچه مجموعه موروثی باشد. که حتی در این صورت هم نمی‌توان فرد را بخاطر عدم آگاهی یک کلکسیونر دانست. او تنها صاحب یک مجموعه است.

۲-مطالعه و شناخت: مرور زمان بدون فعالیت شما را در هیچ کاری موفق نخواهد کرد. کلکسیونر شدن هم از این قانون مستثنی نیست. شما می‌توانید با مرور زمان شناخت خود را افزایش دهید و ارزش و جایگاه آثار موردعلاقه خود مطلع گردید. بلکه می‌خواهم بدانید اگر قصد مجموعه‌سازی و کلکسیونر شدن و ثرتمند شدن در این کار را دارید باید مثل هرکار دیگری درک درستی نسبت به آن داشته باشیدو این میسر نیست مگر به داشتن شناخت از کاری که می‌خواهید انجام دهید. خوشبختانه امروز اینترنت منابع اطلاعاتی ارزشمندی برای مجموعه‌داران شده‌است اما انتظار نداشته باشید که اطلاعات کلیدی و ارزشمند را در اینترنت بیابید.

۳-جسنجوگر باشید:مجموعه دار موفق همیشه با برنامه حرکت می‌کند. چراکه به نقایص و کمبودهای مجموعه خود واقف است و میداند چه می‌خواهد. جستجوگر بودن علاوه بر بالا کردن شانس شما برای یافتن آنچه می‌خواهید به شما نشان می‌دهد که اثر موردنظرتان چقدر ارزش دارد. هیجان انگیزترین بخش اینکار همینجاست: وقتی که پس از جستجوی زیاد آنچه می‌خواهید را بیابید

 

متاسفانه عده‌ی زیادی از مجموعه‌داران حرفه‌ای که با انگیزه شخصی و رویکرد تجاری به جمع آوری مجموعه‌ها می‌پردازند، متوجه خواستگاه و اهمیت فرهنگی این مجموعه‌ها برای دیگران نیستند. ما با این افراد کاری نداریم.

در این پروژه می‌خواهیم به سراغ کسانی برویم که علاوه بر علاقه و میل شخصی به اهمیت کار خود  واقفند و حاضرند تجربیات و اطلاعات خود را در اختیار دیگران بگذارند. و حفظ و نگهداری میراث فرهنگی برایشان اهمیت دارد.

ازاینرو در هر شماره به سراغ یکی از این افراد می‌رویم و به بررسی آثار هنرمندان و مجموعه‌دارانی می‌رویم که به شان و جایگاه آنچه جمع‌آوری کردند واقفند. و با این معیار «پرویز تناولی» یک از مهمترین آنهاست.

زحمت اجرای این پروژه در آوانگارد به عهده‌ آقای «محسن مهتدی» ست.

مجموعه‌داران ِ بزرگ: پرویز تناولی

بقلم: محسن مهتدی (کارشناس ارشد پژوهش هنر)

ParvizTanavoli

پرویز تناولی » پژوهشگر، نقاش، کلکسیونر و مجسمه ساز ایرانی‌ست. وی متولد سال ۱۳۱۶ (تهران) است. تحصیلات تخصصی اولیه او در هنرستان هنرهای دراماتیک و بعد از آن در کالج هنرهای زیبای کارا در ایتالیا صورت پذیرفت. او دوسال پس از بازگشت اجباری از ایتالیا در سال ۱۳۳۸ با بورسیه وزارت فرهنگ و به واسطه‌ی روابطی که در ایران برقرار کرده بود، این فرصت را یافت تا به ایتالیا برود و در آنجا ضمن تکمیل تحصیلاتش به توسعه فعالیت‌های هنری خود در محافل هنری اروپایی بپردازد.
ایشان پس از بازگشت مجدددر سالهای پیش از انقلاب با نهادهای متولی تامین و خریداری آثار فرهنگی و هنری در دوران پهلوی همکاری نزدیک و تنگاتنگی داشت. و در حال حاضر بین ایران و کانادا در رفت و آمد است

آثار و فعالیت‌ها:
آثار خلق شده و مجموعه‌های جمع‌آوری شده توسط او در سالهای اخیر ارزش مادی و هنری بسیار بالایی پیدا کرده است. آثار وی عمدتاً خوانشی مدرن از کهن الگوهای تاریخی و اسطوره‌های شرقی‌ست که بر مبنای تاویل امروزی ما از این اسطوره‌ها و باورهاست. مجسه‌های «هیچ» و مجموعه مجسمه‌های «شاعر» ، «عشاق» و مجموعه «دیوار» آقای تناولی در حراجی‌های داخلی و خارجی با قیمت بسیار بالایی خرید و فروش می‌شود. چندی پیش یکی از مجسمه‌های مجموعه هیچ با قیمت ۲ میلیون و هشتصد هزار دلار در حراجی معتبر ساتبی به فروش رفت. فضای درونی آثار تناولی قالب فرم رمزآلود دارند و نمودهای بیرونی آثارشان نیز در چارچوب «سمبلیسم» فرهنگی بروز یافته است.

در مجموعه هیچ نیز آقای تناولی رویکردی بیش و کم فلسفی و هستی‌شناختی را بعنوان مبنای کار خود قرار داده‌اند.
اگرچه تعداد زیادی از آثار آقای تناولی به خارج از کشور منتقل شده‌اند اما حدود ۲۰ اثر از ایشان در کاخ‌موزه نیاوران نگهداری می‌شود.
مجموعه عشاق آقای تناولی یکی از کمیاب‌ترین، زیباترین و گرانقیمت ترین آثار ایشان است که بیشتر آنها حدود پنجاه سال پیش ساخته شده و آخرین اثر از این مجموعه حدود ۳۵ سال پیش و تنها در هفت نسخه ساخت شد.

عشاق

هیچ‌ها:

این مجموعه یکی از معروفترین و محبوب‌ترین آثار ساخته شده توسط آقای تناولی‌ست که شهرت جهانی پیدا کرده. در مجسمه‌هایی که با این عنوان خلق شده‌اند واژه «هیچ» در قالب فرم‌ها و اشکال متفاوتی، حتی بصورت فیگوراتیو و انسانی خلق شده‌است.

به اعتقاد آقای سمیعی آذر (تحلیل‌گر آثار هنری):

« او دونوع رویکرد را درارائه «هیچ» دنبال می‌کند، اولین رویکرد او جست‌و‌جوی مفهوم «هیچ» و نسبت آن درعرفان ایرانی، غربی و ذن است. نفی شی، پدیده، وجود، دنیا، امکانات، قدرت و… نوعی مفهوم گرایی «هیچ» دراین تجربه‌های از سوی تناولی پیگیری می‌شود.»

اعتقاد آقای سمیعی آذر (تحلیل‌گر آثار هنری):

« او دونوع رویکرد را درارائه «هیچ» دنبال می‌کند، اولین رویکرد او جست‌و‌جوی مفهوم «هیچ» و نسبت آن درعرفان ایرانی، غربی و ذن است. نفی شی، پدیده، وجود، دنیا، امکانات، قدرت و… نوعی مفهوم گرایی «هیچ» دراین تجربه‌های از سوی تناولی پیگیری می‌شود.» .

هیچ‌های آقای تناولی البته به اندازه شهرت و زیبایی‌شان، بسیار گرانقیمتند!

در زیر می‌توانید چند نمونه از آثار این مجموعه را ملاحظه کنید:

هیچ در قفس

هیچ

از مجموعه هیچ

دیوار:

این مجموعه نیز اگرچه به شهرت هیچ‌ها نمی‌رسد اما در نوع‌خود بی‌نظیر بوده یکی از نفیس‌ترین و ارزشمندترین مجموعه‌های هنری خلق شده‌توسط آقای تناولی‌ محسوب می‌شود

دیوار

از مجموعه دیوار
از مجموعه دیوار

آقای تناولی خود سالها پیش گفته بود که در غرب به دلیل عدم آشنایی غربیان با کارکتر فرها از این اسم در آنجا استفاده نمی‌کرد.

فرهاد مقفول!

نقاشی:

آقای تناولی یکی از راهبران و چهره‌های تاثیرگذار در مکتب سقاخانه است (هرچند اعلام کرده که حال دیگر چندان به این جریان هنری دلبستگی ندارد).

مکتب سقاخانه جریانی هنری بود که در دههٔ ۱۳۴۰ شمسی در بحبوحه مدرانیزاسیون و درگیری های سنت گرایان و مدرنیته در ایران شکل گرفت. این در حالی بود که مکتب رایج در عرصه بین‌المللی، هنر مردمی یا پاپ آرت در حال عبور و انقضای دوره خود بود، عده‌ای از هنرمندان نوآور ایرانی، مکتب تازهی را بنیان نهادند که تأثیر شگرفی بر تحولات نقاشی امروز ایران و حتی نوآوری‌های عرصه خوشنویسی از خود باقی گذاشت، این مکتب یا جنبش هنری بعدها به‌نام مکتب سقاخانه شهرت یافت. اولین بار کریم امامی در توصیف آثار حسین زنده رودی نام “سقاخانه” را به کار برد.

این هنرمندان در جستجوی تعریف دوباره‌ای از زیبایی‌های ملی و سنتی برآمدند. و یا به بیانی دیگر این هنرمندان با عشق به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بین‌المللی تأسیس نمایند و حتی شاید بدون تمهیدی اولیه و به صورتی طبیعی به سوی تأسیس مکتب فوق کشانده شدند رویکرد اینان به اشیاء و عناصر بصری محیط اطراف زندگی مردم که در سقاخانه و زیارتگاه‌ها و اماکن مذهبی وجود داشت، سبب شد که از این اشیاء در فضای معاصر تعریف مجددی به‌عمل آید و در سامان‌دهی تازه و بدیعی، به‌مکتبی تازه و قابل قبول و سرشار از نوآوری تبدیل شود.
پرویز تناولی در کنار صادق تبریزی و رضا مافی از هنرمندان مشهور مکتب سقاخانه به شمار می روند. بعضی نیز ژازه طباطبایی و ناصر اویسی را نیز در گروه سقاخانه جای می‌دهند.

از نقاشی‌های تناولی که حدود ۴۰ سال پیش رسم شده‌است

اما یکی دیگر از جالب‌ترین مجموعه‌های هنری خلق شده توسط آقای تناولی «سرامیک» های ایشان است.

سرامیک، هنری که سال‌ها پیش اگرمی‌خواستی که ببینی و بگیری‌اش آن‌چنان دور می‌نمود که انگار جز باد چیزی در کف‌ات نمی‌ماند. تناولی اما از آن‌هایی‌ست که نمی‌گذارد حیات هنردر ایران بی‌نفس شود. تعهد او به تاریخ، روزنه‌ای برای بازیابی و بازشناخت خود است؛ خودی که از آنِ شاهرگه‌های زیست ایرانی است و مجال گریزی‌ست از سرگردانی روح ایرانی این زمان؛ مجالی برای دعای افسانه‌های رنگ و رو رفته که در این اشکال باستانی بازخوانی می‌شوند و پیوندی است با هنرمندان هزارهای پیشین که گونه‌های استخوانی‌شان سیلی خورده‌ی فراموشی‌ست.

شش‌هزار‌سال تاریخ هنر سرامیک ایران در دوران هخامنشی و صفوی در ظروف منقش و بناها در دو قله‌ی تاریخ ایستاد و از آن پس شیب تندی گرفت و چاهی در خود زد. اما این‌بار نیز نقوش ایرانی و هوش تناولی حاصل‌اش خلقی در صورت و معنا شد. او هنرهای از یاد رفته را که تاریخ از آن‌ها جزسرکوفتگانی بسته‌دست نساخته به قلمرو سرفرازی و فرش سرخ میراث ایرانی باز می‌نشاند؛

تناولی اما در سرامیک‌هایش نیز مانند دیگر آثارش آفرینشی به سرحد سنت و به سرحد مدرن دارد. استقلال شخصیت و ثقل آثار در همین آشنایی با سنت و مدرنیسم ریشه دارد. ترکیبی از ذائقه‌ی نوگرایی و کهن دوستی و دیرآشنایی، بی‌آن‌که برزخی میان این دو قطب بسازد.او در سنجش مفهوم سنت و مدرنیسم استاد است و حاصل کارش شاخه‌ای‌ست نو که از ریشه‌های فرهنگی ما جدا نیست.

سرامیک:قدمت این‌هنربه 6هزار سال می‌رسد
سرامیک:قدمت این‌هنربه ۶هزار سال می‌رسد

زنده‌یاد مهدی سحابی در مقدمه‌ی کتاب سرامیک‌های پرویز تناولی چنین می‌نویسد:
«ترکیب عناصر پیش‌رو و مدرن هنر امروز با عنصرهای وام‌گرفته از کل سنت نگارگری ایران، از آثار باستانی تا باسمه‌های عامیانه‌ی امروزی، البته ویژگی همه‌ی کارهای تناولی است‌، اما چنین ترکیبی در سرامیک‌های او بارزتر است. و این آثار با خلوصی بسیار بیشتر یک به یک خصیصه‌هایی را به نمایش می‌گذارند که او را شاخص‌ترین چهره‌ی هنر امروز ایران می‌کند. پرویز تناولی از گروه کوچک و نخبه‌ی هنرمندانی است که از همان اول کار با هویتی کامل و مشخص به میدان می‌آیند، انگار که با هم‌چون هویتی به‌دنیا آمده باشند! رسیدن به هویتی جاافتاده و ماندگار و فوراً شناختنی، اغلب نیازمند زمانی طولانی و (در مورد هنرمندان اصیل) حاصل کار و تلاش بسیار است، و در مورد هنرمندانی با اصالت کمتر، یا هیچ، ثمره‌ی حساب‌گری‌ها و ملاحظات اغلب سوداگرانه. هویت تناولی و گروه کوچک هم‌گنان او هویتی آنی و همیشگی است، بی ‌آن ‌که به هیچ وجه این گفته نفی‌کننده‌ی کوشش و تلاش و پویایی و پیگیری باشد.»

سحابی در جای دیگری از این مقدمه توضیح می‌دهد که:
«نقش جستجو و تلاش و پی‌گیری روشن است؛ احتیاجی به گفتن ندارد. آن‌چه شاید تأکید بیشتری بخواهد و به نظر من، یکی از ویژگی‌های اصلی تناولی و آثار او، هوش و زیرکی است؛ عنصری که در نقد آثار تجسمی کمتر به آن پرداخته می‌شود. نگاه بیش از اندازه عملی به کارکرد آفرینش در هنرهای تجسمی و گرایش به تلقی نقاشی و مجسمه به عنوان فرآورده‌های دست و دل و نه چندان ذهن و سر، موجب می‌شود که اغلب نقش هوش و تیزبینی و موشکافی را در این آثار ندیده بگیریم و آنها را بیشتر خاص ادبیات و فلسفه و غیره بدانیم.»

او سرامیک‌های تناولی را دارای یک ویژگی اضافی که خاص تناولی و میراث منحصربه فرد اوست می‌داند وچنین می‌گوید: «آثار او نه ادامه‌ی یک مکتب تنها (مثلاً مینیاتور) یا یک «مکتب» (مثلاً سقاخانه)، دوره‌ی نقاشی «التقاطی» قاجاری یا پیکرتراشی مردمی گورستان‌ها، تصویر‌سازی استیلیزه‌ی گلیم و گبه و حجاری‌های ما‌قبل اسلامی، بلکه همه و همه آن‌هاست؛ از نقش‌های سفالینه‌های پیش از تاریخ گرفته تا باسمه‌های مذهبی بازار بین‌الحرمین تهران.»

همچنین یکی از جالب‌ترین از جالب مجموعه‌های تناولی در زمینه نقاشی
“عجایب عالم” است. این مجموعه نقاشی‌هایی است که پرویز تناولی برروی اوراق کتاب های قدیمی با چاپ سنگی کشیده است و طرح های که تناولی بر اوراق این کتاب کشیده همه براساس طرح های مجسمه های تناولی شکل گرفته اند.کتاب “عجایب عالم” پنجمین کتاب پرویز تناولی lبه شمار می رود که lبه صورت دو زبانه انتشار یافته است و دربرگیرنده ۸۰ طرح از پرویز تناولی است.

نقاشی روی نسخ کهن

آثار منقوش مرکب در کنار مجسمه‌های مینیمال
آثار منقوش مرکب در کنار مجسمه‌های مینیمال

آقای تناولی علاوه بر چاپ کتاب، تدریس و فعالیت پژوهشی و خلق آثار هنری به جمع‌آوری میراث فرهنگی نیز علاقه زیادی دارد.
آقای تناولی را علاوه بر اینها آقای تناولی را می‌توان یکی از زبده‌ترین کارشناسان آثار تاریخی و میراث فرهنگی خاورمیانه دانست. شناخت وافر و جامع وی از بسیاری از آثار تاریخی مشرق زمین از طلا و مسکوکات تاریخی گرفته تا فرش‌، و تصاویر و الواح کهن. که این شناخت برای جمع‌آوری و خلق آثای از این دست در طول بیش از ۶۰ سال فعالیت وی بدست آمده است. یادآوری می‌شود که این آثار نقش بسیار مهمی در الگو پذیری و تعمیق نگاه وی به بافتار فرهنگی و تاریخ ما داشت‌است.

طلسم‌های تناولی یکی از مشهورترین مجموعه‌های کلکسیونی این هنرمند است:

برخی از طلسم‌های تناولی(که روی جلد کتابش قرارگرفته)

طلسم

از مجموعه طلسم‌های تناولی: رونمایی شده در کویت

قفلها:

علاوه بر این مجموعه قفل‌های جمع آوری شده توسط ایشان از کامل‌ترین و گران‌ترین مجموعه‌های موجود در جهان است. همچنین ایشان مجموعه‌ی ذیقیمتی از سکه‌های تاریخی و الواح قدیمی و طلسم‌های عهد عتیق را در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود جمع آوری کرده‌اند.

از مجموعه قفل‌های تناولی

از مجموعه قفلها
از مجموعه قفلها

اما جالبست بدانید یکی از پرطرفدارترین هنرهای آقای تناولی ساخت طلا،جواهر و زینت‌‌آلات است. آثار ساخته شده توسط ایشان نه تنها برای مجموعه‌داران، و خریداران خاص‌پسند که حتی برای بسیاری ازکارشناسان این رشته نیز جذابست. طرح‌های جواهرات تناولی نیز مثل لقیه آثار وی قالباً برگرفته از نمادهای ایرانی، الگوهای شرقی‌ست که این هنرمند توانسته‌است با خوانشی مدرن اما زیبایی‌شناختی از این نمادها و کهن الگوها، فرم‌ها و اشکال جدید و بی‌بدیلی از زیورآلات را خلق نماید.

ایده «جواهرسازی» و پرداختن او به ساخت مجسمه‌های کوچک به سال ۱۳۴۱ برمی‌گردد. او معتقد است که هنر «جواهرسازی» ازجمله هنرهای از یاد رفته ایرانی است که بعد از دوران قاجار، به کلی از رواج افتاده است. این هنر از هزاران سال پیش تا دوره قاجار بدون وقفه جریان داشته، اما از زمانی که رفت‌وآمدهای ایرانیان به فرنگ اتخاذ شد، هنر جواهرسازی هم جای خود را به جواهرسازی غربی داد.

در حقیقت می‌توان جواهرات او را مجسمه‌های کوچکی دانست که قابل حمل است و بقول خودش به آسانی به میان مردم راه یابند.

زیبایی و جذابیت این آثار نیز بحدی‌ست که برخی از طراحان طلا و جواهرات، به قصد بهره‌برداری مالی و برخی دیگر از سر علاقه اقدام به الگوبرداری از آثار تناولی نموده‌اند. هرچند باوجود این بسیاری از هنرمندان تجسمی بخصوص مجسمه‌سازان طراحان پیشرو جواهرات زینتی بطور مستقیم و یا غیر مستقیم شاگرد تناولی بوده‌اند. که در آینده به بررسی آثار برخی از شاگردان خلاق آقای تناولی نیز خواهیم پرداخت.

جواهرات ساخته شده توسط آقای تناولی در غرب شهرت زیادی دارد.

از مجموعه جواهرات تناولی

زرک: این اثر 17هزار دلار قیمت‌گذاری شده
زرک: این اثر ۱۷هزار دلار قیمت‌گذاری شده

تناولی و زیورآلاتش
تناولی و زیورآلاتش

از اینها گذشته یکی از مهمترین حوزه‌های فعالیت‌های آقای تناولی که نقش بسیار بارزی در معرفی میراث فرهنگی و هنری ایرانیان به جهان داشته، مجموعه‌ی فرش‌هایی‌ست که امروز برخی از آنها شهرت جهانی دارد.

تناولی یکی از بنیانگذاران اولیه‌ی «انجمن دوست‌داران فرش در ایران» محسوب می‌شود. در زمینه شناخت و جمع‌آوری فرش‌های قدیمی و ذیقیمت ایرانی سالها وقت صرف کرده است. مجموعه‌ی «فرش‌های شیری» آقای تناولی از شهرتی جهانی برخوردار است. وی در سالهای دهه چهل برای جمع‌آوری فرشهای شیری چادر به چادر در مناطق و افامتگاه‌های ایلات و عشایر کشور می‌گشت و قالیچه‌هایی را جمع آوی می‌کرد که زنان عشایر زنان عشایر آنها را در مدح شوهران و پسران و برادرانشان بافته بودند. در عمده این قالیچه‌ها »شیر» وجه‌ای نمادین دارد. زیرا شیر در بین عشایر واجد اهمیت بسیار بوده، خصلت شیر شهامت و شجاعت است و یک مرد عشایری بیش از هر چیز باید دارای شهامت و شجاعت می بود.جالب آنجاست که تناولی خود در مقام یک هنرمند و کارشناس زبده هنری ازعان می‌کند که:
«اشکالی که در این قالیچه ها وجود داشت چندان مرا تحت تأثیر قرار داده بود که اغلب با دیدن آنها حسادتم می شد و می گفتم کاش من این کار را کرده بودم. چطور می شود یک زن روستایی عشایری به چنین فرم های زیبا و بدیعی برسد اما من تحصیلکرده رشته هنر نتوانم. نتیجتاً اقدام به بافتن چند قالیچه کردم»

او هنوز هم با برخی از این افراد رابطه دارد
یکی از ایلات قشقایی میزبان تناولی‌ست.

کتاب «فرش» این هنرمند کهدر آذرماه سال ۱۳۹۰ در گاری اعتماد رونمایی شد. شامل شرح موجزی از تجارب، دریافته‌ها وپژوهش‌‌های وی در جمع‌آوری فرش‌های کهن ایران است.

طرح جلد کتاب فرش

این کتاب همچنین در خارج از ایران هم منتشر شده و بسیار پرطرفدار است.

طرح جلد کتاب

نمونه‌ای از فرش‌های شیری عشایر
نمونه‌ای از فرش‌های شیری عشایر

تناولی آن زمان در یادداشتی بر نمایشگاه «فرش»هایش نوشته بود: « از همان زمان که پا به دنیای فرش گذاشتم، به فکر داشتن سهمی از آن نیز شدم و اقدام به تهیه طرح‌هایی مناسب برای فرش کردم، اما پس از چندی دریافتم راه سختی را در پیش گرفته‌ام.
اصول محکم و جا افتاده فرش ایران و قدمت چند هزار ساله آن، آن را بصورت هنری ویژه و جدا از دیگر هنرها در آورده است. به همین جهت هم دخل و تصرف‌های «نامعقول» را نمی‌پذیرد. البته این به این معنی نیست که فرش ایران هنری منجمد و غیر قابل انعطاف است. نگاهی سریع و گذرا به دوره‌های مختلف این هنر بخوبی تحولات زنده و مستدام آن را نشان می‌دهد، اما این تحولات همیشه همگون و هماهنگ با دنیای بهشت گونه فرش بوده است.

پوستر نمایش آثار تناولی در دبی

و در ادامه تصویر سایر آثار تالیفی و پژوهشی تناولی را از نظر میگذرانید که حاصل بیش از نیم قرن تلاش برای ثبت میراث فرهنگی ایران و معرفی آن به جهانیان صورت پذیرفته است:

اتلیه کبود -خاطرات تناولی چاپ اول ۱۳۸۴

سرامیک/ پرویز تناولی از مجموعه آثار پرویز تناولی-۳

جواهرات/ از مجموعه آثار پرویز تناولی چاپ اول۱۳۸۷

قفل‌های ایران/ پرویز تناولی از مجموعه هنرهای از یاد رفته- چاپ اول۱۳۸۶

ترازو و سنگ/ پرویز تناولی از مجموعه هنرهای از یاد رفته چاپ اول ۱۳۸۷

سرمه‌‌‌دان/ پرویز تناولی از مجموعه هنرهای از یاد رفته چاپ اول1385
سرمه‌‌‌دان/ پرویز تناولی
از مجموعه هنرهای از یاد رفته
چاپ اول۱۳۸

اما متاسفانه در حال حاضر این هنرمند با این سابقه و حیطه فعالیت درگیر پرونده‌ای پیجیده‌ و حقوقی با شهرداری تهران شده‌است.

ماجرا از این قرار بود که حدود یازده سال پیش «پرویز تناولی طی توافقی با شهرداری تهران به تفاوق رسیده بود که برای تاسیس «موزه استاد تناولی» خانه و آثار این هنرمند را خریداری کند. اینکار انجام شد اما پس از چندماه موزه را تعطیل کرد. تناولی طی شکایتی در دادگستری تهران موفق به بازپس‌گیر خانه خود شد، اما آثار همچنان در اختیار شهرداری تهران است و این نهاد از پس دادن آثار وی سرباز می‌زند! آقای تناولی برای برای حل مشکلش و گریز از این مشکل حقوق از نهاد ریاست جمهوری هم طلب استمداد کرده‌است. متولی مدیریت امور فرهنگی شهرداری‌ها به عهده «سازمان فرهنگی هنری شهرداری»ست. این سازمان ذیل مسئولیت فرهنگسراها و مراکز هنری و فرهنگی وابسته به شهرداری، مدیریت چند موزه و گالری نگهداری آثار هنری را نیز برعهد دارد. موزه هنرهای ایرانی،‌ عکس‌خانه‌ شهر، هنرهای خانه‌موزه‌ دکتر سندوزی، خانه‌موزه‌ علی شریعتی، و خانه‌موزه‌ چمران از جمله این مراکز می‌باشد. این سازمان دور روز پیش اعلام که که قصد دار آثاری را که با «روح موزه» همخوانی ندارد، پالایش کند!
هرچند در این خبر توضیحی در مورد آنچه «روح موزه» خوانده شده ارائه نگردیده.
طبق اعلام شهرداری تهران قرار است آنچه « پالایش آثار موزه» خوانده شده‌است توسط هیئتی کارشناسی صورت پذیرد.
از قرار معلوم آقای ابراهیم حقیقی، طراح و گرافیست مطرح از اعضای شورای کارشناسی اعلام شده است.. ایشان در توضیح نحوه جدا سازی و تفکیک آثار موزه‌های شهرداری گفتند:
: «ما – اعضای شورای پالایش – آثار را نگاه و بررسی می‌کنیم و آن‌ها را از هم تفکیک می‌کنیم، اما خبر نداریم قرار است با آثار چه شود؟ما فقط وظیفه‌ بازشناسی و تفکیک را به عهده داریم.»

بنا به گفته برخی ناظران اما بنا به گفته برخی از ناظران هدف از انجام اینکار صرفا حذف آثار تناولی‌ست.
متاسفانه مدیریت سلیقه‌ای در دستگاههایی که با حوزه‌های فرهنگ و هنر سروکار دارند و فقدان سیاست‌های کاری مشخص و ضوابط معین تاکنون بارها و بارها باعث، عقد قراردادهای فرهنگی و لغو آن در دوره‌ی مسئولیت نفر بعدی شده است. و این سیکل تکراری گویا قصد پایان یافتن ندارد.

پایان

teleg
  nl


 

3 نظرات کاربران

پاسخ


+ هفت = 15