اشاره: ترجمه کردن اگرچه به زعم خیلی‌ها کار مقدوریست، اما هنری سخت و به‌غایت دشوار است. زبان تنها یک ابزار برای بیان افکار شما نیست. بلکه بستری‌ست برای فکر کردن و از همین روی در دل هر زبانی شیوه‌ای خاص از نظاره به جهان و شناخت وجود دارد که در بستر فرهنگی و اجتماعی خاص شکل گرفته‌است. بسیاری از مفاهیم و واژه‌ها در هر زبانی تنها در خود آن زبان معنا می‌دهند و ما برای فهم آنها تنها می‌بایست آن زبان را بیاموزیم. کار یک مترجم آثار ادبی نیز از همین‌روی سخت و صعب است که مترجم باید واژه‌ها و مفاهیمی را در زبان مقصد بیان کند، که در سرزمین و فرهنگ دیگری شکل گرفته و ساخته شده است. این مسئله در ترجمه آثار ادبی امری بدیهی‌ست اما اگر کمی دقیق‌تر نظر بیاندازیم متوجه می‌شویم که حتی در زبان عامیانه و زندگی روزمره‌ی مردمان کشورهای مختلف واژه‌هایی وجود دارند که ترجمه پذیر نیستند.  مطلب زیر درباره طرفند جالبی‌ست که یک نویسنده و طراح برای حل این مشکل بکاربسته است. این نوشته اولین بار در شماره سپتامبر ۲۰۱۴ مجله آمریکایی «ادبیات نوین» منتشر شده است که اینکه ترجمه فارسی آن در اختیار شماست.

Ella Frances Sanders

اخیرا یک طراح و نویسنده جوان اروپایی بنام «اللا فرانسس ساندرس» اثری را منتشر ساخته که فلسفه چاپ آن به روایت خود نویسنده و طراح کتاب انعکاس همین مسئله است. ساندرس در بنا به اقتضای شرایط زندگیش مجبور بوده در کشورهای مختلفی زندگی کند. ار انگلستان گرفته تا مراکش و سوئیس و خیلی جاهای دیگر. وی در طی این سفرها و آشنایی با فرهنگ و رسوم سرزمین‌های مختلف واژه‌هایی را از دل این فرهنگ ها برگزیده که بگفته خودش قابل ترجمه به زبان انگلیسی نیستند. اما او تلاش کرده با کمک هنر نقاشی و طراحی صورت مصور از معنای این واژگان را برای انگلیسی زبانها ارائه دهد. واژه‌هایی که مربوط به احساسی خاص و یا لحظه‌ای متمایز هستند که در زبان انگلیسی هیچ معنایی برای آنها یافت نمی‌شود. مطلب زیر شامل ۱۰ نمونه از طرح‌هایی‌ست که خانم ساندرس برای توصیف واژه‌های بومی و رساندن معنای آنها کشیده است.

واژه‌های گمشده!

بقلم: اللا فرانسس ساندرس

برگردان: محمد تاج‌احمدی

۱-آلمانی:Waldeinsamkeit

به معنای احساس تنهایی وگاهی تنها بودن در جنگل معنا می‌شود. به کسی می‌گویند که در طبیعت یکه و تنها سکنی گزیده و با درختان و گیاهان ارتباط برقرار کرده‌است. برای فهم معنای کاربردی این واژه به شعر رالف والدو امرسون مراجعه کنید

Waldeinsamkeit

 

۲-ایتالیایی:  Culaccino

حای خالی یک نوشیدن روی میز.

Culaccino
Culaccino

 

۳- اسکیمویی:  Iktsuarpok

وقتی از فرط تنهایی  احساس افسردگی و بی‌کسی می‌کنید و گمان دارید کسی از بیرون در حال آمدن است و بیهوده از خانه بیرون می‌روید تا دم در نگاه کنید.

Iktsuarpok
Iktsuarpok

 

۴- ژاپنی:  Komorebi

اشاره به سایه انداختن درختان است و ارجاع به نوری‌ست که لابلای شاخ و برگ درختان عبور می‌کند.

Komorebi
Komorebi

 

 


تبلیغات:


 

 

۵- روسی:  Pochemuchka

به برخی‌ها که ذهن‌شان پر از سوالست و دائم در پی یافتن جوابی برای سوالهای بی‌جواب می‌گردند، میگویند. در حالی که دیگران جواب آنها را نمی‌دانند.

Pochemuchka
Pochemuchka

 

۶- اسپانیولی: Sobremesa 

اسپانیایی‌ها تمایل زیادی به تعامل اجتماعی دارند. و انین واژه ارجاع به بازه‌ای دارد که شما بعد از خوردن غذای مشترک با کسی در حال حرف زندن با وی هستید.

Sobremesa
Sobremesa

 

۷- اندونزیایی: Jayus

واژه‌ای عامیانه است که اشاره به زمانی دارد که شما یک جوک بی‌مزه و یخ شنیده‌اید اما با صدای بلند می‌خندید

Jayus
Jayus

 

۸- هاواییایی (زبان مردم هاوایی):  Pana Poʻo

  وقتی شما یادتان می‌رود کلیدتان را کجا گذاشتید. و شما در حال خاراندن سرتان و فکر کردن به این هستید که آخرین بار کجا یا کی کلید همراهتان بوده!

Pana Poʻo
Pana Poʻo

 

۹- فرانسوی:  Dépaysement

احساسی که در فرد جلای وطن کردن ایجاد می‌شود. حال غریب کسانی که در اولین شب ورود به سرزمینی بیگانه احساس غبن و اندوه می‌کنند. به کسی که مهاجرت کرده و از خواستگاه خود دور افتاده و یا احساس غربت می‌کند.

Dépaysement
Dépaysement

 

۱۰: سوئدی :  Mångata

در بعضی شبها که ماه کامل است و دریا و رودخانه مواج نیست، از امتداد انعکاس نور مهتاب در آب جاده‌ای از نور ماه در سطح آب نمایان می‌شود

Mångata
Mångata

نمونه‌هایی دیگر از این کلمات را می‌توانید در کتاب زیرببینید. «گمشده‌های ترجمه» عنوان کتابی‌ست که «فرانسس ساندر» در آن با ترسیم طرح‌واره‌هایی تلاش کرده معنای واژه‌های ترجمه ناپذیری از زبانهای گونان را برای انگلیسی زبانها بدست دهد.

Lost in Translation: An Illustrated Compendium of Untranslatable Words from Around the World

/

پایان

teleg
  nl