اشاره: احتمالاً شنیده‌اید که اخیراً جمعی از نویسندگان ما در حرکتی عجیب حاضر شدند در مقام مجرم یک شب و فقط یکشب را در زندان قصر بگذرانند. آنهم با اینکه می‌دانند فردای آنشب همه چیز تمام خواهد شد و آنها پس برخورد محترمانه زندانبانان تصنعی با سلام و صلوات راهی خانه‌هایشان خواهند شد. این مطلب صرفا جهت اطلاع کسانی منتشر می‌شود که «به قصد قرب» به زندانیان سیاسی به زندان قصر رفته‌اند. سند مندرج در این مطلب برای اولین بار در مجله ادبی «بریتیش ریویو» رونمایی شده و بعدها در سایر رسانه‌های انگلیسی منعکس شد.

فرق زندان رفتن اورول و توریست زندان شدن نویسندگان ما!

بقلم: محمد تاج‌احمدی

شاید ادب حکم نکند که اقدام این نویسندگان را “سوسول بازی” بنامیم اما در قیایس با کاری که اورول کرده بود، برای توصیف اقدام این نویسندگان صفتی جز این نمی‌توان پیدا کرد. ۸۳ سال پیش در چنین روزهایی جرج اورول نویسنده و روزنامه‌نگار مطرح انگلیسی برای تجربه شرایط یک زندانی درحال کشیدن نقشه‌ای کارآمد بود تا بتواند خودش را «درمقام یک مجرم واقعی» به زندان برساند.

البته همه می‌دانیم که ارول از آن دست نویسندگانی‌ست که این‌روزها نایاب شده‌اند، افرادی که در اصل ماجراجو بودند تا نویسنده اما به حسب تقدیر کارشان با عبور از گرته روزنامه‌نگاری به نویسندگی کشیده‌است. آنها از جماعت نویسندگان امروز نبودند که صبح‌ها تا لنگ ظهر بخوابند، عصرها به نشستی ادبی بروند و غروب در کافه‌ای جمع بشوند. آنها برای فهم امر اجتماعی زندگی خود را به پدیدارهای اجتماعی گره می‌زدند. و این کاریست که نویسندگان بی‌نگاه امروز و نویسندگان ایدئولوژی‌زده دیروز چندان قادر به انجام آن نیستند.

ظاهرا ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که جرج اورول برای تجربه‌ی شرایط یک زندانی و فهم اینکه با یک «زندانی واقعی» چه برخوردی می‌شود، اقدام به ارتکاب جرم می‌نماید. وی پس از خوردن مقدار زیادی مشروب، مست و لایعقل به خیابانهای لندن قدم می‌گذارد و با شکستن بطری مشروب و عربده کشی مردم را وادار می‌کنند تا به پلیس اطلاع دهند. در آن مقطع (در اوائل دهه سی) و به واسطه شرایط نا مساعد اجتماعی در اروپا و امریکا این قبیل جنونهای ادواری به وفور بین مردان شایع بود و از همین روی هم پلیس پس از دستگیری اورول وی را به بازداشتگاه می‌فرستند.

خب طبیعتاً اینجا بحث «اوراق تعیین هویت» پیش می‌آید. و اورول فکر اینجایش را هم کرده بود. او تصمیم گرفته بود خودش را به نام یکی دیگر جا زده بود. وی در مطلبی که بعدها در اینمور نگاشت اینگونه آورده:

وقتی قرار شد که اسمی از من در اداره پلیس ثبت بشود، من خودم را «ادوارد برتون» معرفی کردم. که پدرومادرم صاحب یک قنادی، هستند و مرا به خاطر شرب خمر مدام از محل کارم اخراج کردند. و من هم از فرط سرگردانی به این روز افتادم.

 

هرچند برخی نسبت به صحت این ادعای اورول تردید داشتند اما اخیرا یک محقق کالج سلطنتی لندن به اسنادی در آرشیو دانشگاه متروپلیتن دست یافته که صحت این ادعا را تایید می‌کند.

نام: ادوار برتون جرم: شرب خمر و بدمستی!

اهمیت این مسئله از آنجا ناشی می‌شود که پیشتر نیز برخی از پژهشگران نسبت به صحت و سقم برخی دیگر از خاطرات اورول من جمله ماجرای شلیک کردن به یک فیل در برمه تردید داشتند.

به هرحال اگرچه نمی‌توان از نویسندگان عاقل و اتوکشیده امروزی انتظار چنین رفتارهایی را داشت اما لااقل می‌توان از آنها خواست در صورت تمایل به فهم واقعیت پای صحبت کسانی بنشینند که بخاطر عقاید، جرایم و یا اتهاماتشان واقعاً زندانی شده‌اند./

پایان

teleg
  nl


 

یک نظر

  1. با درود:
    این که نوشته اید شاید عنوان سوسول جالب نباشد…چیزی از زشتی عنوانی که بکار برده اید ، کم نمی کند. شما که اهل قلم هستید این حرف ها را بزنید ، وای به حال لات های سر گذر.
    اگر هم انتقاد دارید که بعضی از هنرمندها ، در بند و گرفتارند . خوب این را بگوئید ، چرا به بقیه توهین می کنید.بدرود. م.ن

پاسخ


1 + = هفت