اشاره: هیلاری منتل‌، یکی از مطرح‌ترین نویسندگان حال حاضر انگلستان است. وی به مانند بسیاری از نویسندگان موفق این سالها سابقه روزنامه‌نگاری را نیز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود داشته ، و در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه بوکرمن شد. منتل همکاری تنگاتنگی با جراید مطرح بریتانیا من جمله روزنامه گاردین دارد. این روزنامه طی پروژه‌ای بنام «فرامین نگارش» اقدام به اخذ ده فرمان نوشتن از نویسندگان مطرح و موفق می‌نماید. که آوانگارد در نظر دارد به مرور ترجمه‌ی متون این پروژه را در اختیار مخاطبان قرار دهد.

ده فرمان نویسندگی:  هیلاری منتل

 

Hilary Mantel MB 2009 Winner (Author)

بقلم: هیلاری منتل

مترجم: متین مسیحا

۱-در کار خود [منظور همان نوشتن است]، جدی هستید؟ پس یک حسابدار استخدام کنید.

طرج چلد کتاب

۲- کتاب «تبدیل شدن به یک نویسنده» ؛ بقلم دورتی بریند را بخوانید. به دستورات آن عمل کنید و به سراغ انجام وظایفی بروید که بنظر غیر ممکن می‌آید. شاید شما از اینکه یکنفر به شما بگوید چه بنویسید متنفر باشید اما باید این احساس خود را کنترل کنید. عمل به دستورات این کتاب شما را تبدیل به یک نویسنده می‌کند. (البته اگر آن را درست انجام دهید). بسیاری از کتابهای راهنما و خودآموز از روی این کتاب نوشته شده‌است. و شما ابدا احتیاجی به آنها ندارید. هرچند شما اگر بخواهید اعتماد به‌نفس خود را بالا ببرید، بسیار بعید است این کتاب کمکی به‌شما بکند. بنابراین بهتر است، برای رسیدن به این مهم از نوشتن متون تمرینی ِ کوچک و کم حجم شروع کنید.

۳-شروع به نوشتن کتابی بکنید که دوست دارید آن را خودتان بخوانید. اگر چنین کتابی وجود ندارد، چرا خودتان آن را نمی‌نویسید؟ هرگز برای اقناع بازار و افزایش فروش کتاب چیزی ننویسید. این کار باعث فراموش شدن کتابتان در طول زمان خواهد شد.

۴-اگر شما ایده داستانی خوبی دارید نباید آن را تنها در قالب یک روایت متنی ببینید. چراکه ممکن است ایده داستانی شما در دل بازی یک بازیگر، یا فیلمنامه یا حتی شعر، بهتر از آب دربیاید. پس بهتر است کمی انعطاف‌پذیرتر باشید.

۵- بدانید که هر‌انچه که لازم از است قبل از فصل اول نوشته‌تان قید شود، ممکن است نادیده بگیرید. پس [در طول نوشتن] بر علائم حیاتی و نشانه‌های وجود این مهم سرپوش نگذارید.

۶-نوشتن بند اول داستان اغلب مصیب‌وار است. آیا شما حاضر به تغییر آن [در صورت نیاز] هستید یا برآن پای‌فشاری می‌کنید؟

۷- توان شما در روایت نقاط مختلف رمان متغیر است. این مسئله در نگارش داستانهای زمانمند و تاریخی بسیار حائز اهمیت است. زمانی که شخصیت داستانی شما به جای جدیدی می‌رود و یا چیزهای اطرافش تغییر می‌کند. در این مرحله [برای ارائه روایت دقیق‌ و عمیق‌تر] لازم است که شما به عقب برگردید و جزئیات جهان داستانی و تجربه زیسته کارکتر خود را دقیق‌تر و متقن‌تر تعیین، تعریف و تحلیل کنید. مردم [عمدتاً] به دنیای پیرامون و زندگی روزمره خود بی‌توجهند، بنابراین وقتی نویسنده این جزئیات [مورد غفلت واقع شده] را بازگو میکند. می‌تواند از خوانش روایی خاص خود در جهت تعمیق درک مخاطب بهره جوید.

۸-توضیحات باید در جای خودش [بر اساس ماهیت روایی ِ راوی] بکار گرفته شود. این یک اصل دکوری و صوری نیست. معمولا شیوه روایی زمانی خوب جواب می‌دهد که روای بعنوان یک عنصر انسانی با محدودیت‌های خاص خود، داستان را بازگو کند و این شیوه بسیار موثر از روایت داستان از دریچه نگاه و کلام دانای کل نامحدود است.

۹-اگر وسط کارگیر کردید. کار را متوقف کنید. از میزکارتان دورشوید. بروید پیاده روی، [بعد] دوش بگیرید و بخوابید. کلوچه بزنید! طراحی کنید. موزیک گوش کنید. هر کاری می‌خواهید انجام دهیدو فقط کاری به مشکلی که دارید نداشته باشید و به خاطر مشکل (گره داستان‌تان) ابرو درهم نکنید. اما هرگز به کسی زنگ نزنید. مهمانی هم نروید. چون در اینصورت [ممکن است] واژه‌های دیگران به جای واژه‌هایی که شما آنها را گم کرده‌اید قرار بگیرد. صبور باشید. و [بدانید] برای چیره شدن بر یک مشکل باید آن را حلاجی کنید.

۱۰-برای هر چیزی آماده باشید. هر داستان فضای متفاوت و خاص خود را می‌طلبد. و ممکن است شما را به فراروی از قواعد وادار کند.[بنابرای می‌توانید از همه این قوانین و دستورات عبور کنید] به جز قانون شماره یک:

شما نمی‌توانید فکر و ذکر خود را ادبیات قرار دهید؛ درحالی که ذهن‌تان درگیر حل مسئله مالیت بر درآمد است!/

پایان

منبع: روزنامه گاردین

سایر نویسندگان:

چگونه نویسنده شویم؟

teleg
  nl


 

یک نظر

پاسخ


2 × = شانزده