اشاره: «گراس پایش را از کفش سیاستمداران بیرون نمی‌کشد!» این تیتری بود که یکی از نشریات ادبی اروپا که بیشتر به انتشار و تتبع آثار ادبی کشورهای بلوک شرق می‌پردازد برای انعکاس سخنان اخیر گراس انتخاب کرده است. آنچه میخوانید برگرفته از ترجمه مطلبی در نشریه «سامیزدات» چاپ اطریش است که شماره ماه فوریه ۲۰۱۵ خود منتشر کرده است

گراس پایش را از کفش سیاستمداران بیرون نمی‌کشد!

ترجمه: مهناز براری

تنظیم: م.تاج‌احمدی

حدود نه سال پیش بود که گونتر ویلهلم گراس سخن سالها پیش خود را مبنی بر عدم عضویت در حزب نازی پس گرفت و اعتراف کرد که زمانی در این حزب عضویت داشته است. هرچند فعالیت تشکیلاتی خاصی انجام نمی‌داده.

البته وی در سالهای جوانی‌اش به گفته خود برای «گریز از زندگی فقیرانه» به خدمت ارتش هیتلر درآمده بود و در یگان توپخانه آلمان نازی در جنگ جهانی دوم خدمت می‌کرد. هرچند بعدها از این عضویتها و همکاریهای با نظام هیتلری برعلیه دشمنان خود پرونده سازی کردند. اما حقیقت آن بود که در آن مقطع از تاریخ بسیاری از نخبگان و فعالان اجتماعی، هنرمندان، صنعتگران و حتی آکادمیسینها مجبور بودند برای ادامه فعالیت لفظاً و یا عملاً تظاهر به پایبندی به اصول «پیشوا» را نشان دهند. فرقی نمی‌کردد، کاسیرر و هایدگر باشید یا گونترگراس جوان.

اما تقدیر این نویسنده جوان از پی سلاح دستگرفتن برای هیتلر این بود که دستگیر شود و در امریکا به عضویت در حزب نازی اعتراف نماید.

سازمان سیا و وزارت دفاع امریکا هم در طول تمام این سالها آبرو داری کرده بود از اعترافات گراس سخنی به میان نیاوردند. خود او هم در مصاحبه‌های متعددی این مسئله را کتمان کرده بود تا این سرانجام در سال ۲۰۰۶ واقعیت را برای رسانه‌ها بازگو کرد.

200px-Günter_Grass_auf_dem_Blauen_Sofa

چند سال بعد هم با سرودن شعری بر علیه ستمگریهای اسرائیل خشم یهودی‌های ِ تا ابد طلبکار ِ آلمان را به اوج رساند و کار به جایی رسید که امانوئل ناهشون، سفیر وقت اسرائیل در برلین، شعر گراس را «تحریکات ضدیهودی که قدمت یک قرن دارند» خوانده و گفته است: «این سنت اروپاست که یهودیان را به جنایت متهم کنند.» او با ادعای اینکه اسرائیل می‌خواهد با همسایگان خود در منطقه در صلح زندگی کند، عنوان کرده که اسرائیل چنین نقشی را که گونتر گراس براساس رفتار گذشته مردم آلمان آن را ترسیم می‌کند، برعهده نمی‌گیرد.

دیتر گراومن، مدیر مرکز یهودیان آلمان در اظهار نظری گفته «شوکه» شده است. او شعر گراس را «جزوه نفرت» نامیده و معتقد است: «یک نویسنده برجسته به‌هیچ‌وجه یک کارشناس برجسته سیاسی نیست.»

دیدر برگر، مدیر کمیته یهودیان آمریکا، هم در این‌باره اینطور اظهارنظر کرده است:

«وقتی گراس سیاست‌های امنیتی ضروری اسرائیل را تبهکاری قلمداد می‌کند و دلایل اصلی تنش منطقه را مورد حمایت قرار می‌دهد، به روابط دوستانه آلمان و اسرائیل صدمه شدیدی وارد می‌کند.»

علت تمام این حساسیتها صرفا به خاطر شعر نبود. چراکه به باور بسیاری نه آن شعر، شعر استخوانداری بود و نه حرفهای آن حرفهای تازه‌ای. بلکه مهم گوینده‌اش بود.

گونترگراس دو سال پیش و از پی یک نظر سنجی که توسط نشریه سیسرو انجام شد به عنوان بانفوذترین روشنفکر آلمانی معرفی گردید.

گراس خوانده می‌شد و همین مسئله هم حساسیتها را نسبت به وی بالا می‌برد.

اما پیوند گراس با سیاست به سالهای اخیر مربوط نمی‌شود و ریشه‌ای دیرینه دارد.

گونترگراس سه سال پیش در مصاحبه‌ای با مجله اشپیگل از نویسندگان جوان غربی خواسته بود که روزنامه بخوانند و نسبت به رخدادهای جهان بی‌تفاوت نباشند:

«من به علاقمندان نویسندگی میگویم که هیچوقت نسبت به رخدادهای مهم اجتماعی و سیاسی جهان بی‌تفاوت نباشید و خودتان را با سیاست درگیر کنید».

و البته خود وی پایبندی خود را به این سفارش عملا اثبات کرده است. او از نسل نویسندگان گروه ۴۷ است. نویسندگانی که در سالهای پرالتهاب قرن بیستم یک پایشان در محافل حزبی و سیاسی بود و یک پای‌شان در نشستهای ادبی. این نویسنده در آستانه ورود به ۹۰ سالگی برخلاف خیلی از همدوره‌ای های ساکت و بی‌حاشیه‌اش اما هنوز هم خودش را نسبت به امور سیاسی درگیر و دغدغه‌مند نشان می‌دهد.

نویسنده شهیر آلمانی و برنده جایزه نوبل اخیرا هم در اظهار نظری جدید مدعی شده است که صدای پای «جنگ جهانی سوم» را می‌شنود.

روزنامه «نوست فولیچ» در مصاحبه‌ای با این نویسنده زمانی که باب بحث درباره علت اظهار نظرهای سیاسی گونترگراس را از وی پرسید، چنین پاسخی از نویسنده طبل حلبی دریافت کرد:

من احساس می‌کنم قالب جدیدی از تعارضات قومی و مذهبی در جهان در حال شکلگیری‌ست که روزبه‌روز دامنه التهاب آن هم افزایش می‌یابد. شرایط امروز به مراتب پیچیده‌تر از قرن بیستم است. در کشوری مثل اوکراین یا برخی از کشورهای خاومیانه شبکه‌های اجتماعی تبدیل به سلاح مخربی برای حکومتها شده‌است.

همچنین بخش دیگری از اظهارات گونترگراس به مسئله اوکراین اختصاص داشت. وی ضمن اظهار بدبینی نسبت به توافق اخیر بین روس‌گرایان و دولت اوکراین که با وساطت آلمان و فرانسه صورت پذیرفته است مدعی شد:

من باور نمی‌کنم این قائله با صلح و دوستی طرفین پایان یابد. رئیس جمهور فعلی اوکراین بازپس گرفتن مناطق جداشده از خاک این کشور را بعنوان یکی از شعارهای تبلیغاتی خود در دوران کاندیداتوریش مطرح کرده و بنظر می‌آید که هنوزهم حاضر نیست از آن کوتاه بیاید. آنها – روسها و اوکراینی‌ها – به علاوه مشاورانشان از مسائل فرهنگی آن منطقه و میزان نفرتهای روس‌گرایان از اوکراینی‌ها آگاه نیستند. آنها نمی‌توانند نیروهای نظامی‌خود را کنترل کنند.

وی همچنین نسبت به ائتلاف امریکا و اعراب برای از بین بردن داعش نیز اظهار بدبینی کرد./

پایان

teleg
  nl


 

یک نظر

پاسخ


− دو = 6