مکاشفه کودکانه

بقلم: متین مسیحا

برای کلمه discover معانی بسیاری می‌توان انتخاب کرد؛ اما باتوجه به آنچه منظور نظر ماست، هیچ واژه‌ای را مناسبتر از «مکاشفه» پیدا نکردیم.

اگر بگوییم سراسر دوران کودکی انسانها به مکاشفه می‌گذرد، اغراق نکرده‌ایم. سرنوشت بسیاری از انسانهای بزرگ برهمین مکاشفه‌ها و نتایج حاصل از کندوکاوها و کنجکاوی‌های کودکانه‌است. کنجکاوی‌هایی که متاسفانه در دنیای پرمشغله امروز بزرگترها چندان وقعی به آن نمی‌نهند.

اما غربیها بسیار زودتر از ما فهمیده‌اند، که مهیا کردن شرایطی که منجر به رشد تخیل کودکان و به‌کارگرفتن قابلیت آنها منتهی شود، می‌تواند به بروز قابلیتهای فردی و اجتماعی آنها کمک شایانی بکند. و از همین‌روی در بسیاری از این کشورها مراکزی تاسیس شده‌اند که تنها وظیفه‌شان کمک به کودکان در انجام همین کار است. یعنی مکاشفه.

دنیای بچه‌ها که در هنوز مفاهیم انتزاعی و به‌اصطلاح معرفت‌شناسان فاهمه‌ای در آن شکل نگرفت‌است، دنیایی‌ست عمیقا بصری و متکی به عینیت‌ها. از همین روی تصاویر و چشم‌اندازها نقش شایانی در شکل دهی به هویت و شخصت کودکان ایفا می‌کنند.

مرکز «مکاشفه» در لندن که از موسسه‌های معروف برای  توسعه و گسترش امکان بهره‌برداری از قابلیتهای موجود در «ادبیات کودک» در این کشور است، و توسط جمع قابل توجهی از تصویر سازان و روانشناسان تعلیم و تربیت و نویسندگان خبره ادبیات کودکان اداره می‌شود، همه ساله در ماه مارس مسابقه‌ای را در حوزه‌های مرتبط با ادبیات کودک برگزار می‌کند.

اگرچه بهانه نگارش این پست نیز همین فستیوال بود اما، دلیل اصلی ما پرداختن دوباره به موضوعی بود که همچنان در ایران مغفول است و احتمال یکی از مهمترین دلایل عدم گرایش کودکان به کتاب محسوب می‌شود. بگذارید برای روشن شدن بحث مثالی برایتان بزنیم:

ما بچه‌های دهه‌شصتی ارتباطی عمیق و اساسی با نشریات فعال در حوزه کودک و نوجوان در این دهه داشتیم. در آن سالها خبری از تبلت و اسمارتفون و اینترنت و بازیهای ویدئویی نبود و ما برای سرگرم کردن خود بغیر از برنامه‌های کوتاه و اکثر غمگین صداوسیما – حزن و اندوه و مرارت و جدا افتادگی سه شاخصه اصلی در آثار کودک و نوجوان در دهه شصت محسوب می‌شدند که در آینده مقاله مرتبط با آن برای شما منتشر خواهیم کرد. – بنابراین چاره‌ای نداشتیم جز توسل به «کیهان بچه‌ها» ؛ «نشریات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان» و این اواخر ویژه‌نامه «آفتابگردون» روزنامه همشهری. آقای مهدی معینی از تصویرگران اصلی کتابهای کانون پرورش فکری در سالهای دهه شصت،بود. وی در مطلبی در همشهری داستان به روایتی از تلخ و شیرین دوران فعالیت خود در کانون پرورش فکری پرداخته‌اند. از کنایه‌های مسئولینی که کار وی را در تصویرگری کتاب کودک اسراف کاغذ می‌دانستند تا کودکان مشتاق دهه‌ شصتی که تیراژ کتابهای کانون را به به بالای صدهزار نسخه می‌رساندند. آن دوران اگر برنامه‌های نیم ساعته صداوسیما را فاکتور بگیریم تنها سرگرمی بچه‌های آن دهه  همین چیزها بود. حالا یکی از همین بچه‌های دهه شصتی بزرگ شده، ازدواج کرده و فرنگستان رفته‌است. او تجربه مواجهه خود و فرزندش در رویارویی با Kid’s Library های فرنگی را به رشته تحریر درآورده است. خانم مریم افراشته دانشجوی مهاجر ایرانی که سابقه اقامت در کانادا و امریکا را داشته این مطلب را برای ما ارسال کردند که اگرچه شاید متن آن فاقد اصول ژورنالیستی باشد اما محتوای کلامش باعث خطور همان جمله‌ی کلیشه‌ایی خواهد شد که سالهاست تکرار می‌کنیم: ما کجا آنها کجا – این مطلب را می‌توانید اینجا بخوانید –

 

اگر پیشترهم مخاطب ما بوده باشید و یا تجربه زندگی در کشورهای غربی را داشته باشید ممکن است متوجه این مهم شده باشید که در بسیاری از این کشورها باوجود دردسترس بودن تجهیزات دیجیتال و وجود امکانات متعدد برای سرگرمی و تفریح، مطالعه همچنان نقش و جایگاه اساسی خود را دارد.

یکی از مهمترین دلایل این مهم بغیر از فرهنگسازیها و وجود مشوق‌های تاثیرگذار، تصویرسازیهای خلاق برای کتابهای کودکان است.

20a58b61-09e6-4693-ba55-5bf28f3f63a3-1020x720

مینی گری، که خود از اعضای موسسه مکاشفه و مدرس تصویرگری کتابهای کودکان است، را در لندن به عنوان «جادوگر» ی می‌شناسند که با مدادش همه‌چیز را خلق می‌کند.

نشریه گاردین اخیرا به مناسب برگزاری فستیوال این موسسه، سفارش یک مجموعه کمیک را به خانم گری داد که هم بدرد کودکان می‌خورد و هم به درد علاقمندان به تصویرسازی در حوزه ادبیات کودکان.

خانم گری در این مجموعه به شما یاد می‌دهد که چگونه می‌توانید یک سگ را به فضا بفرستید:

خب هرکسی می‌داند که پروژه فرستادن یک سگ به فضا یک ماجراجویی بزرگ است!
خب هرکسی می‌داند که پروژه فرستادن یک سگ به فضا یک ماجراجویی بزرگ است!

 

لایکا، اولین حیوانی بود که در سال 1957 میلادی به فضا فرستاده شد. وی از این سفر زنده باز نگشت
لایکا، اولین حیوانی بود که در سال ۱۹۵۷ میلادی به فضا فرستاده شد. وی از این سفر زنده باز نگشت

 

بعدا از لایکا حیوانات دیگری نیز به فضا فرستاده شدند.
بعدا از لایکا حیوانات دیگری نیز به فضا فرستاده شدند.

 

ابتدا باید بفکر تهیه یک ماسک مخصوص برا تنفس سگ در فضا باشیم.
بعد هم نوبت به ساخت یک لباس مخصوص می‌رسد
بعد باید گزینه مناسب خود را انتخاب کنید. هرکسی نمی‌تواند به این سفر برود.
بسیار خب! این پروژه با آماده کردن پیش تولیدش کلید میخورد
معمولا برای کشیدن یک حیوان از گوشهایش شروع می‌کنیم.
معمولا برای کشیدن یک حیوان از گوشهایش شروع می‌کنیم.
بعد سرش را می‌کشیم.
در مرحله بعد بدنش را می‌کشیم.
برایش دست و پا میگذاریم
بدون لباس که نمی‌شود؟
اما این لباس یک لباس معمولی نبود. حال معلم به کمک احتیاج دارد…
رنگ کردنش را بگذارید بعهده بچه‌ها
عالی شد! اما یک چیز مهم را فراموش کردیم!
سگ بیچاره را نمی‌توان بدون چشم به فضا فرستاد.
سگ بیچاره را نمی‌توان بدون چشم به فضا فرستاد.
و این سگ بابت رسم شدنش از ما تشکر می‌کند!
اما این سگ رسالتش را فراموش نکرده و مشتاق رفتن به فضاست
گذاشت رفت! خداحافظ
سفر بی‌خطر

 

پایان

teleg
  nl


 

پاسخ


× 3 = بیست هفت