کتاب جمعه ۴ : به یاد تری پراچت

نویسند: محسن بهشتی‌پور

چهارمین شماه «دو هفته نام کتاب جمعه» رو در حالی تقدیم شما می‌کنیم که در آخرین لحظات تدوین این شماره متوجه شدیم سر « تری پراچت» نویسنده مطرح ژانر ساینس فیکشن درگذشت.

پراچت تا آنجایی که ما میدانیم از این نویسنده ۶۶ ساله بریتیش تنها کتاب «رنگ جادو» در ایران منتشر شده اما برای مخاطبان انگلیسی زبان و بخصوص علاقمندان داستانهای علمی تخیلی فوت پراچت ضایعه بزرگی محسوب می‌شد. ـ آنقدر بزرگ که دیوید کمرون نخست وزیر بریتانیا هم نسبت به مرگ این نویسنده واکنش نشان داد و در توئیتر خود نوشت :

کتاب های او تخیل میلیون ها نفر را مشتعل کرد و او بی واهمه برای آگاهی بخشی در زمینه زوال ذهن فعالیت کرد.

اندرو براون نویسنده شناخته شده انگلیسی که از دوستان پراچت بود بعد از فوت این نویسنده گفت که «بدون پراچت جهان جذابیت کمتری دارد».

تنها باید یکی از علاقمندان آثار پراچت باشید تا معنای این جمله را فهم کنید. این نویسنده که شانه به شانه جی.کی.رولینگ در بریتانیا می‌فروخت من جمله معدود نویسندگانی بود که در عصر ابزارهای مالتی مدیا هنوز علاقمندان سنتی خود را حفظ کرده بود.

گزارش تصویری گاردین از فوت این نویسنده انگلیسی را ببینید:

 

 خبرها:

اولین خبر اینکه کتاب “صمد آقا و ماهی سیاه کوچولو” نوشته لیلی گلستان مترجم شناخته شده با حضور تعداد زیادی از هنرمندان سرشناس از جمله فرشید مثقالی و کامبیز درم بخش در گالری گلستان رونمایی شد.

تصاویر این کتاب نیز به پیشنهاد خانم گلستان توسط نعمیه نعیمایی با همکاری و ایده خود او انجام گرفته است.
تصاویر این کتاب نیز به پیشنهاد خانم گلستان توسط نعمیه نعیمایی با همکاری و ایده خود او انجام گرفته است.

 

لیلی گلستان که این کتاب را به اولین شنونده این داستان، رضا نوه هفت ساله اش تقدیم کرده، در مقدمه این کتاب نوشته است: “ناشری برای شروع کارش ( که در میانه کار، شروع نشده تمام شد) به چند نویسنده و مترجم پیشنهاد کرد برای بچه ها قصه بنویسند و به عنوان اولین کتاب انتشاراتی اش آنها را در یک مجلد چاپ و نشر کند. فکر خوبی بود. به من هم پیشنهاد شد پذیرفتم. اما تا آن موقع نه قصه ای نوشته بودم و نه حتی فکر نوشتن اش را کرده بودم، اما پذیرفتم. بعد بی هیچ پیش زمینه ای، این فکر مثل جرقه ای به سرم افتاد. فکر رفتن صمد به دنبال ماهی اش. فکر را نوشتم. چندین و چند بار نوشتم و پیراستم، تا نزدیک به همانی شد که می خواستم. ساده، موجز، بی هیچ حادثه ای و با پایانی خوش.”

لیلی گلستان از خوانندگان این کتاب خواسته است که به این قصه به عنوان یک ایده و جرقه در ذهن نگاه کنند. او در باره تصاویر این کتاب نوشته است:” بعد از جستجوهای بسیار از بخت خوب من، با کارهای هنرمند جوانی آشنا شدم که فورا به دلم نشست. پیشنهاد تصویرگری این کتاب را دادم که پذیرفت. در باره تصاویر عقیده و سلیقه ام را گفتم که درک شد و حاصل کار این شد که می بینید.”

نعمیه نعیمایی در این سری از تصاویر از عکس و تکنیک عکاسی برای خلق فضاهای آبی و متفاوت در زیر دریا استقاده کرده است.

فرشید مثقالی، هنرمند و تصویر گر کتاب ماهی سیاه کوچولو نوشته صمد بهرنگی که در مراسم رونمایی این کتاب حضور داشت، در باره قصه و تصاویر این کتاب گفت:”تجربه متقاوت و خاطره انگیزی از کتاب ماهی سیاه کوچولو است. فضای این کتاب درمقایسه با ماهی سیاه کوچولو کمی بزرگسالانه است و به همین خاطر کتاب مستقلی است چون این دو ماهی قرار نیست شبیه هم باشند و راه و مسیر جداگانه ای دارند.”

کتاب “آقا صمد و ماهی سیاه کوچولو” داستان ساده و بدون اتقاقی است که در آن دو دوست قدیمی به دنبال هم می گردند. این کتاب توسط نشر نظر در قطع خشتی چاپ و روانه بازار کتاب شده است.

همزمان با مراسم رونمایی این کتاب، اصل تصاویر این کتاب نیز در گالری گلستان به نمایش در آمده است.

خبر دیگر اما برگزاری نمایشگاه هنرهای شرقی یا دقیقتر بگوییم اسلامی در موزه لس آنجلس است. اگرچه هروقت سخن از هنر اسلامی به میان می‌آید اغلب کاشیکاری‌های مساجد و آینه‌کاری‌های مساجد و اماکن مقدس یادآوری می‌شود اما در این نمایشگاه برگزارکنندگان به سراغ هنرمندان مدرنیست و معاصر کشورهای اسلامی رفته‌اند.

150312143722_museumassociates_624x351_museumassociates

از ایران اثر بدون شرح چندرسانه ای از سمیرا علیخانزاده که با استفاده از فرش پشمی، آینه و عکس های قدیمی از آدم هایی متعلق به زمان های گذشته که روی پلاکسی گلاس چاپ شده، در این نمایشگاه به عنوان یکی از اولین آثار پذیرفته شده است. همچنین در این نمایشگاه آثاری از هنرمندان نوگرای عرب زبان نیز به نمایش در‌آمده‌است.

گفتنی‌ست که حدود ۱۰ روز پیش نیز نمایشگاهی از هنرمندان شاخص آسیایی در موزه اصلی شهر نیویورک به نمایش درآمد. در این نمایشگاه علاوه بر آثار مدرن برخی از آثار و بقایای تاریخی قاره‌کهن نیز به نمایش درآمد. در نمایشگاه هفته هنر‌آسیا آثاری از منیر شاهرودی فرمانفرمائیان بنمایش درآمد.

{برای کسب اطلاعات بیشتر در باره این نمایشگاه می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید}

 

 کتابهای آوانگارد

«دیسک ورلد» مجموعه‌ای عظیم از پراچت است که نگارش و انتشار آن از سال ۱۹۸۳ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۳ ادامه یافت.

The Colour Of Magic: (Discworld Novel 1) (Discworld Novels) 2005
The Colour Of Magic: (Discworld Novel 1) (Discworld Novels) 2005

 

Discworld که این اواخر اپلیکیشنهای موبایلی آن نیز منتشر شده بود یک مجموعه داستان علمی-تخیلی بود که پراچت نگارش آن را از سال ۱۹۸۳ آغاز کرد و انتشار آنرا به مدت ۳۰ سال ادامه داد. در مدت این ۳۰ پراچت ۴۰ عنوان کتاب از این مجموعه را منتشر ساخت و جالب آنجا بود که هرکدام از کتابهای این مجموعه به رغم وجود شباهتهایی با کتابهای پیشین با استقبال مخاطبان مواجه می‌شد و علاقمندان به کتابهای ساینس فیکشن را به خود جذب می‌کرد.

داستان این مجموعه روایتی کاملا تخیلی و به ظاهر غیر قابل باور است. مکان قصه جهانی مسطح است که بر روی چند فیل بنا شده و خود این فیلها بر روی یک لاک‌پشت غول‌پیکر قرار گرفته‌اند.

بنظر موقعیت مسخره‌ای می‌آید اما فضا سازی و توان ساختن و ارائه سوژه‌های جذاب پراچت باعث شده بود که این مجموعه من جمله رکوردداران کتابهای دنباله دار در ژانر خود باشد.

پراچت در دل داستانهای فانتزی این مجموعه علاوه بر پرداختن به جنبه‌های سرگرم کننده و استفاده از قابلیتهای گرافیک‌ناول مفاهیمی فلسفی و تئولوژیک را با زبانی ساده و گیرا و تاثیرگذار اما بطور غیر مستقیم مورد بحث قرار می‌داد.

همچنین علاوه بر شاخص بودن نقش زنان در آثار پراچت وی یکی از هواداران اتانازی و چندین مصاحبه و سخنرانی را در این این زمینه انجام داد. هرچند که خودش پس از اطلاع از بیماری آلزایمر حاضر به انجام این کار نشد. وخامت حال وی پس از سکته‌ی مغزی‌اش در سال ۲۰۰۷ آغاز شد.

پراچت در سال ۲۰۰۹ از دستان ملکه بریتانیا نشان سر را دریافت کرد.

روحش شاد!

 

 

خبر مهم دیگری که در دو هفته گذشته رسانه‌های ادبی و جهان را درنوردید فوت « یاشار کمال» نویسنده‌ی آزادی طلب ترک تبار بود.

وی که یک از شجاع‌ترین نویسندگان ترک‌تبار و حامی اقلیت‌های کرد و ارمنی ترکیه‌ای محسوب می‌شود، تا سالهای پایانی عمر آلترناتیو آسیایی‌ها برای کسب جایزه نوبل ادبیات بود.

«ممد قرقی» که در ایران با عنوان «اینجه ممد» ترجمه شده مشهورترین اثر این نویسنده  محسوب می‌شود. و مانند عمده آثار وی برگرفته از پیشینه قومیتی و خانوادگی وی آداب و سنن اقلیت‌های ترکت بار است. (برای کسب اطلاعات بیشتر به این صفحه مراجعه کنید)

از همین‌روی کتاب دیگری که قصد معرفی آنرا در کتاب‌جمعه این هفته داریم یکی از آثار متاخر این نویسنده است که چندی پس از مرگ وی منتشر شد:

«یاغی» نوشته یاشار کمال و با ترجمه‌ای از علیرضا سیف‌الدینی
«یاغی» نوشته یاشار کمال و با ترجمه‌ای از علیرضا سیف‌الدینی

پس از درگذشت «یاشار کمال»  رمان «یاغی» با ترجمه‌ای از علیرضا سیف‌الدینی از سوی نشر نیماژ منتشر شد.

این رمان که در سری «کتاب دیگران» این نشر قرار دارد، یکی از معروف‌ترین رمان‌های یاشار کمال است. یاشار کمال نویسنده‌ رمان «اینجه ممد» و «قصه‌های جزیره» شنبه‌ این هفته در سن ۹۲ سالگی درگذشت. یاغی تازه‌ترین کتاب از آثار اوست که به فارسی ترجمه و چاپ می‌شود.

یاشار کمال در مقدمه رمان یاغی نوشته است: «به‌نظر خودم سعی ‌و تلاش من برای شناساندن شخصیت جالب و ستودنی «چاکرجالی» امیدوارکننده بود. برای همین معتقدم نسل‌های آینده به این شخصیت جالب و این مردانگی عظیم و خارق‌العاده توجه خواهند کرد و درباره‌ افه چاکرجالی دست به تحقیق و بررسی همه‌جانبه خواهند زد.

این کتاب را (تا بخش بیست‌وپنج که حمله‌ی چاکرجالی به آرپاز است) با استفاده از تجارب و حرف‌های آقای رشدی نوشتم و بقیه‌ کتاب صرفاً خاطرات خود سرهنگ رشدی کباش است.

درباره‌ی نحوه‌ مرگ چاکرجالی نظرات و تعاریف گوناگونی وجود دارد. اما کشته شدن چاکرجالی به‌ دستِ دسته‌ سرهنگ رشدی کباش بر بسیاری از این نظرات خط بطلان کشیده و شخصیت جالب افه را بیش از پیش ظاهر و آشکار ساخته است. قسمت دوم کتاب، «چاکرجالی را ما کشتیم،» خاطرات خود سرهنگ رشدی کباش است که به آخر کتاب افزوده‌ام. در روزنامه‌ی جمهوریت هم به‌همین صورت چاپ و منتشر شده بود. مطالب دیگری بر آن اضافه نکردم.»

رمان «یاغی» نوشته یاشار کمال و با ترجمه‌ای از علیرضا سیف‌الدینی، با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و به قیمت ۱۶ هزار و ۵۰۰ تومان از سوی نشر نیماژ وارد بازار کتاب شد.

خبر دیگر اینکه رمان جدیدی از مارگارت اتوود در تابستان ۹۴ منتشر خواهد شد. انتشارات رندوم‌هاوس ناشر آثار خانم اتوود مدتی پیش تصویر جلد این کتاب را رسانه‌ای کرد. احتمالا می‌توانید از روی طرح جلد سوژه داستان را حدس بزنید.

1491780_896958896992127_4406529957987418610_n

همچنین در فیس بوک و توئیتر هشتگی با نام .#‎TheHeartGoesLast‬,برای این کتاب ایجاد شده که می‌توانید با رجوع به آن از آخرین اطلاعات مرتبط با این اثر آگاه شوید.

در نهایت پرونده کتابهای این هفته را بایادی از سیمین دانشور می‌بندیم که سه سال پیش در همین روزها درگذشت. که از آوانگارد مطلب پربحثی در مورد ایشان منتشر شد.

 

جریده آوانگارد:

اینروزها بسیاری از روزنامه و نشریات شماره‌های پروپیمانی برای روزهای تعطیل سال نو می‌بندند. متاسفانه اما در میان آنها که تابحال منتشر شده‌اند هیچ تغییر و خلاقیتی مشاهده نمی‌کنیم. تنها چیزی که در این ویژه‌نامه‌های کمی تغییر کرده گرافیک و صفحه‌بندی‌ست که تاحدودی بدتر شده.

ولی به‌هرحال از میان این جراید ما دو نشریه را بیشتر توصیه می‌کنیم.

اولین توصیه ما «ویژه‌نامه نوروزی بخارا» به سردبیری علی‌دهباشی‌ست که حقیقتاً خود و نشریه‌اش استثنائی در میان جراید فارسی زبان در ایران و جهان محسوب می‌شود. در منقبت شان و جایگاه روزنامه‌نگاری این روزنامه‌نگار قزوینی همین بس که دکتر شفیعی کدکنی که دلخوشی از رسانه‌ها و مطبوعات ندارند، با دهباشی همکاری می‌کنند و برای شماره اخیر آن ۱۵۰ شعر از سروده‌های جدید خود را فرستاده‌اند.

ویژه‌نامه نوروزی مجله بخارا - همراه با جشن‌نامه‌ای برای مریم زندی
ویژه‌نامه نوروزی مجله بخارا – همراه با جشن‌نامه‌ای برای مریم زندی

ویژه‌نامه این شماره برای مریم زندی عکاس باسابقه کشورمان است که عکسهایش از زنان ایرانی در سالهای منتهی به انقلاب برای وی شهرتی جهانی به ارمغان آورد.

مجله بخارا به سنت همیشگی‌اش مدتی پیش از انتشار رسمی نشریه فهرست مطالب آن را ارائه می‌دهد که شما ما نیز نگاشته‌ی صفحه اختصاصی این نشریه را در اینجا بازنشر می‌کنیم:

 

خاطرات بسیار مهم و منتشر نشدهای از محمدعلی فروغی از دیگر ویژگیهای شماره ۱۰۵ بخارا است. دکتر داریوش شایگان از مثلتِ نیچه، واگنر و بودلر برای ما سخن میگوید و بار دیگر نگاهی داریم به یادداشت های فیس بوکی دکتر نصرالله پورجوادی. متن گفتگوی آیدین آغداشلو در کتابفروشی آینده با عنوان « ما سنت نقد نداریم» از دیگر مطالب این شماره بخاراست و همراه میشویم با زندهیاد ایرج افشار در آخرین گلگشت نوروزی او. با گزارش نقد و بررسی کتابِ « خواب آشفته نفت» بار دیگر کلام دکتر محمدعلی موحد را میشنویم که به ما میگوید« ایران محکوم به پیشرفت است» و متن سخنرانیهای کاوه بیات و داریوش رحمانیان را در همین نقد و بررسی میخوانیم. محمود دولت آبادی در شب فرانتس کافکا از کافکا و مقاومت مرگبار در برابر جبر سخن میگوید. سرانجام جشننامه مریم زندی را داریم و در این فرصت نگاهی میکنیم بر فهرست بخارای نوروزی:

بهاریه

ای شعرِ من ز هستیِ‌ من یادگار باش (یکصد و پنجاه شعر)/ محمدرضا شفیعی کدکنی

نقد ادبی

مثلثِ نیچه، واگنر، بودلر/ داریوش شایگان

تاریخ معاصر

عقاید محمدعلی فروغی درباره‌ بعضی رجال و مسائل سیاسی/

محمد افشین‌وفایی و پژمان فیروزبخش

قلم‌رنجه

قلم‌رنجه (۲۵)/ بهاءالدین خرمشاهی

یادداشت‌های فیس‌بوکی

یادداشت‌های فیس‌بوکی (۲)/ نصرالله پورجوادی

جشن‌نامه مریم زندی

سیمای ادبیات معاصر ایران/ کریم امامی

سیمای نقاشان معاصر ایران/ مرتضی ممیز

مقدمه‌ای بر کتاب «چهره‌ها»/ عباس کیارستمی

انقلاب ۵۷ (بخشی از مقدمه مریم زندی بر آخرین کتابش)

با مریم زندی درباره‌ کتاب «انقلاب ۵۷»/ مهری توکلیان

گزارش شب مریم زندی/ شهاب دهباشی

مریم زندی، عکاسی چندوجهی/ علی دهباشی

در کارهای مریم زندی نمایشی از ملت ایران را می‌توان دید/ ناصر تقوایی

مریم زندی در کار خود به فرمان دل است/ اسماعیل عباسی

شریک ساختن فرهنگ جامعه‌ام بوده‌ام/ مریم زندی

دیدار و گفتگو در کتابفروشی آینده

ما سنت نقد نداریم (گزارش جلسه دیدار و گفتگو با آیدین آغداشلو)

آخرین گلگشت نوروزی

آخرین گلگشت نوروزی ایرج افشار/ میلاد عظیمی

با کاروان حلّه (تصاویری از سفرهای ایرج افشار) / میلاد عظیمی

در حاشیه ایرانشناسی

در حاشیه ایرانشناسی (۲)/ محمد افشین‌وفایی

آویزه‌ها

آویزه‌ها (۲۹)/ میلاد عظیمی

تاریخ نشر

تاریخ نشر کتاب در ایران (۳۰) ـ انتشارات گوتنبرگ/ عبدالحسین آذرنگ

یادداشت‌های یک کتابدار

یادداشت‌های یک کتابدار (۹)/ یزدان منصوریان

پنج‌ضلعی مطالعه (۳۷۸)/ پاداش خواندن (۳۸۱)/ هراس از انبوهی اطلاعات (۳۸۳)/ صد ویژگی کتاب‌های کارآمد و اثربخش (۳۸۵)/ اخلاق حرفه‌ای کتابداران (۳۸۶)/ منشور جهانی اخلاق حرفه‌ای ایفلا (۳۸۸)/ عناوین زرین (۳۹۰)/ حرمان اطلاعات و نزدیک‌بینی معرفتی (۳۹۲)

تازه‌های نشر کابل

تازه‌های نشر کابل (۲)/ فهیم رسا

پنج مقوله

پنج مقوله (۱۲)/ ناصرالدین پروین

احمدآباد مصدق و کامشکان آوج خرقان (۴۰۱)/ مانیگری امروزیان (۴۰۴)/ پنجمین شماره مطبوعات بهارستان (۴۰۶)/ «وطن» در نوشتارهای قدیم ما: «زمین» و «زمین ما» (۴۰۷)/ نخستین روزنامه نوانتشار صد سال پیش: شالُم (۴۱۰)

گزارش

در دیار فرزانگان سیحون/ مهدی جامی

مرا ای شعر ترمیم دگر کن (اشعار فرزانه خجندی)/ به انتخاب مهدی جامی

نشان افتخار فرهنگی ایتالیا برای بهروز غریب‌پور و منصور فلامکی/ حانیه اینانلو

بررسی و نقد کتاب

گزارش جلسه نقد و بررسی کتاب «خواب آشفته نفت»/ شهاب دهباشی

خدای ایران رحم کرد/ کاوه بیات

بیداری از خواب آشفته نفت/ داریوش رحمانیان

ایران محکوم به پیشرفت است/ محمدعلی موحد

معرفی و خلاصه کتاب راگا مالا، حسب حال راوی شانکار/ سیما سلطانی

صبا و اسطوره صبا/ حسن نیکبخت

نوروز در آیینه‌ خاطرات

نوروز در کابلستان/ رهنورد زریاب

شب فرانتس کافکا

اولین شب کافکا در ایران برگزار شد (گزارش شب کافکا)/ ترانه مسکوب

کافکا یعنی مقاومت مرگبار در برابر جبر/ محمود دولت‌آبادی

جهانی که کافکا می‌دید/ علی دهباشی

کافکا و دو نوع نگارش متضاد/ علی‌اصغر حداد

پارلوگراف و گرامافون مکالمه‌ای کوچک دارند: رسانه و زمان کافکا/ ریچارد مولر

نگاهی به زمینه‌های ترجمه آثار کافکا و ترجمه‌های آن در ایران / سعید فیروزآبادی

دومین نشریه‌ای که قصد معرفی آن را داریم پادکست ادبی تازه‌ کسف شده‌ای بنام تاسیان است. این رادیوی اینترنتی را که اول بار در سایت آقای شکرالهی دیدیم با همان توضیحچه‌‌ی ‍ ایشان به شما معرفی می‌کنیم:

‌رادیو تاسیان؛ رادیویی برای اهل فرهنگ و هنر و ادبیات

برنامه‌ی اول: شعرخوانی سید علی صالحی، چه خبر (در باره‌ی عمران صلاحی، سی سالگی نشر چشمه، یاشار کمال، تخریب موزه‌ی موصل به دست داعش)، در باره‌ی محمدتقی صالح‌پور روزنامه نگار، یکی از نامه‌های همشهری اکبر رادی، تصنیف «مهتاب شبان» زنده یاد احمد عاشورپور

 

تکنو کالت:

اما برای تکنو کالت این هفته چیز دندانگیری پیدا نکردیم. پس بهتر آن دیدیم که به سراغ نرم‌افزارهای داخلی برویم که چامه جدیدترین و احتمالا کاراترین نرم‌افزار برای علاقمندان به شعر و ادبیات است.

این نرم افزار به روایت شرکت سازنده آن با استفاده از موتور پر قدرت پردازش شعر خود و تکنولوژی هوش مصنوعی، عروض و قافیه ابیات مورد نظر شما را پس از تحلیل و بررسی دقیق و فنی بر روی ابیات، برای شما به نمایش می گذارد. از امکانات مفید این بخش میتوان به استفاده از هوش مصنوعی و موتور پردازش شعر نوین و ابتکاری این شرکت، نمایش عروض و وزن و قافیه شعر وارد شده پس از پردازش، اعلام درصد اطمینان نرم افزار از نتیجه ی عروضی نمایش داده شده، امکان ارسال گزارش خطا برای ما در صورت مشاهده هر گونه اشکال فنی و عروضی، امکان چاپ و ذخیره نتیجه و خروجی نرم افزار، نمایش یک مثال برای تمام عروض های پردازش شده. همچنین کتابخانه هوشمند چامه در حال حاضر محل به نمایش گذاری بیش از ۵۰۰ هزار بیت شعر از ۶۵ شاعر ایرانی است که در کنار آن امکانات مفید زیادی در این بخش برای علاقه مندان تعبیه شده است و همچنین در هر بار به روز رسانی، به اشعار این بخش آثار بیشتری افزوده میشود و امید است در آینده ای نه چندان دور تمامی آثار شعرای به نام و شاعران جویای نام از دیرباز تا کنون در این کتابخانه جمع آوری شود. چامه در کنار این مشخصات دارای بخشهای نوینی مانند دفتر شعر من نیز میباشد، این بخش اشعار شخصی شما، که توسط نرم افزار و موتور پردازش شعر آن از لحاظ فنی و وزنی مورد بررسی قرار گرفته و تایید شده است را ذخیره میکند و در صورت تمایل شما، اشعار را برای سرور های پر قدرت ما ارسال میکند تا آنها را در سایت چامه نمایش داده دهیم. از امکانات مفید این قسمت میتوان به قابلیت اشتراک گذاری آثار، خروجی گرفتن از دفتر شعر، وارد کردن دفاتر از نسخه پشتیبان از پیش تهیه شده ، کاربری آسان، پردازش اشعار و بر رسی کردن آن از لحاظ وزنی و فنی و اعطای تاییدیه نرم افزار به دفاتر اشاره کرد.
 سرمایه ی عشقند چو بر چامه سرایند *** پیرایه ی نازند چو در خدمت یارند (سنایی)

     بخش جست و جوی نرم افزار نیز قادر به جست و جوی عبارت مورد نظر شما در بین تمام اشعار داخل بانک شعر چامه، با فیلتر های مفید بسیاری که سرعت و دقت پژوهش شما را به بالاترین حد خود میرساند میسر میسازد. از امکانات مفید این بخش میتوان به سرعت بالا، دقت بی همتا، امکان جست و جو در میان اشعار مورد علاقه (علاقه مندیها)، امکان جست و جو در میان اشعار شخصی خود(دفتر شعر من)، اعمال کردن فیلتر های جست و جوی گوناگون مانند: قرن، سبک، وزن، شاعر، دیوان های خاص از شعرای مورد نظر اشاره کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر و یا خرید این نرم افزار می‌توانید به سایت رسمی عرضه چامه مراجعه کنید

 

 

موسیقی آوانگارد

در میان آثاری که در این روزهای پایانی سال در ایران منتشر شد بنظر یکی آلبوم تازه همایون شجریان با عنوان «مستور و مست» مناسبتر است که شامل ۷ قطعه است که با اشعاری از حافظ، عطار و مولانا ساخته شده و قطعات آن با حضور نوازندگان مختلفی از چند کشور به ضبط رسیده است. که عرضه رسمی آن از ۲۰ اسفند آغاز شده است.

و اثر دیگر پیشنهادی ما  آلبوم پیانوی همراه» است. این اثر که شامل «مبایل بداهه‌نوازی» برای پیانوست علاوه بر ترک‌های صوتی فایلهای تصویری نیز دارد. و آخرین کار کیاوش صاحب‌نسق به حساب می‌آید.

قطعات این آلبوم با وجود این‌که عنوان‌های طنز دارند، اما موسیقی جدی را که مربوط به دوران معاصر است، دربرمی‌گیرند.

صاحب‌نسق در یادداشتی برای این اثر نوشته است:

«اگه قراره بداهه باشه بگذار همه‌اش بداهه باشه. خودت را به اولین پیانوی دور و برت برسون و همین‌طور که از دریچه دوربین یه تلفن هوشمند که بالا یا پهلوی پیانوت می‌گذاریش نگاه می‌کنی شروع کن به بداهه‌نوازی طوری که انگار قراره همه چیز توی همون قاب دوربین اتفاق بیفته.»

این آهنگساز و استاد دانشگاه در ادامه‌ی یادداشت خود آورده است:

«بداهه‌ای که کنش و واکنشش رو نه‌تنها از و به لحظه خلق شده‌اش میده و میگیره، بلکه تصویری که از کلیدهای پیانوی قاب‌شده با دوربین با هر شکل و شمایل و هر تغییری که دوربین و نرم‌افزار بهش می‌ده رو دستمایه بداهه‌نوازی و بداهه‌اندیشی می‌کنه. مبایل بداهه‌نوازی‌های من برای پیانو در ۱۳۸۹ این‌گونه خلق شده‌اند.»

قطعاتی مانند «بارون بارونه به سبک متهوع»، «این آتش خفته در تن من»، «در انتظار برگر ذغالی – بداهه تا زنگ پیک موتوری»، «عسل گس با اسانس کیوی» و … از قطعات این آلبوم محسوب می‌شوند.

این دی‌وی‌دی شامل مصاحبه‌ی کاوه کاتب با کیاوش صاحب‌نسق درباره‌ی محتوای این اثر نیز است.

اگر میخواهید این هنرمند آوانگارد موسیقی کلاسیک را بیشتر بشناسید می‌توانید به اینجا مراجعه کنید.

اما نکته پایانی ما در مورد شامل اشاره‌ای مختصراست به آنچه درد و دغدغه فعالان این عرصه در کشور شده‌است. اگرچه در عرصه نظر بسیاری سخن از حمایت از هنرمندان به میان می‌آورند و حتی مدعی مهیا کردن شرایط مناسب برای فعالیت آنها می‌شوند اما نتیجه کارشان چیزی دیگری‌ست. مسئله لغو خودسرانه کنسرتهای موسیقی به رغم کسب مجوز اگرچه نوعی دهن‌کجی به ارگانهای دولتی بی‌ارزش تلقی کردن مجوز آنها محسوب می‌شود اما این نهادها هیچکاری در قبال این قبیل رفتارها که (خودسرانه دانسته می‌شوند) انجام نمی‌دهند.

چیزی در این این میان برای جالب بود حضور سردار قالیباف در خانه هنرمندان و گفتن سخنانی بود که ردی از آن در سیاستهای فرهنگی و هنری سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران دیده نمی‌شود. اگر اهل موسیقی و ساکن تهران باشید، احتمالا خبردارید که مقامات ارشد شهرداری تهران دستور داده‌اند، کلاسهای آموزش موسیقی در کلیه فرهنگسراهای وابسته به شهرداری تهران تعطیل شود.

بگذریم!

 

داستان جمعه:

خانم دکتر هماناطق محقق، مورخ و نویسنده‌ی ارومیه‌ای و یکی از مطرح‌ترین تاریخ‌دانان عصر قاجار محسوب می‌شوند. ایشان دکترای تاریخ خود را با بورسیه وزارت آموزش عالی وقت پهلوی در فرانسه اخذ و ده سال پیش از انقلاب  به ایران بازگشتند. خانم ناطق به همراه همسرشان از اعضای فعال کانون نویسندگان در سالهای انقلاب بودند و در دوران ملتهب منتهی به انقلاب ۵۷ در کنار کسانی چون براهنی، شاملو،به‌آذین و … به فعالیت علیه حکومت می‌پرداختند. هرچند خودشان ظرف کمتر از دوسال پس از وقوع انقلاب ایران را به مقصد فرانسه ترک کرده و در دانشگاه سوربن به عنوان محقق و مورخ مشغول به کار شدند. فعالیت‌های پژوهشی خانم ناطق و فریدون آدمیت امروز یکی از منابع مرجع تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود.وی هم‌اکنون هم در خارج از ایران زندگی می‌کنند. اگرچه خانم ناطق را به عنوان یک مورخ می‌شناسند اما ایشان سابقه کار ادبی و نویسندگی را نیز در کارنامه خود ثبت کرده‌است.این داستان نیز از میان معدود آثار ادبی منتشر شده از ایشان است که برای اولین بار در سی‌ودومین شماره کتاب جمعه (به‌ سردبیری احمد شاملو) منتشر شده بود

دَمی با بچه‌های ده بالا

بقلم: دکتر هما ناطق:

ده بالا روستائی است پای کوه‌های بلند. محصولش برنج است و مرکبات. تا چند وقت پیش انبوه‌ترین جنگل‌های مازندران دراین منطقه بود. امروز درخت‌های کهنسال را بریده‌اند. شاخه‌های جوان را لت و پار کرده‌اند و شکنجه داده‌اند. صدای درّه یکدم خاموش نمی‌شود. دود کوره‌ها از هر سو روانهٔ آسمان است. بار الاغ‌ها همه چوب است. به‌دل می‌گویم: کار همان‌هاست… کسانی که گوش و دست و پا می‌برند. کسانی که اجساد مردگان راهم شکنجه می‌دهند. می‌خواهی از درخت زنده بگذرند؟ خشم و نفرت در درونم زبانه می‌کشد. با دخترم از جاده پر پیچ و خم و ناهموار ده بالا می‌رویم. پیرمردی لب جاده چمباتمه زده است چپق می‌کشد. می‌خواهم چیزی بپرسم، اما انگارنه‌انگار، سرش را هم بلند نمی‌کند. چند قدم بالاتر، چند پسربچهٔ ده دوازده ساله ایستاده‌اند گپ می‌زنند. نمی‌دانم به‌سراغ‌شان بروم یا نروم… ما را که می‌بینند شروع می‌کنند به‌پچ پچ و خنده، اما از جای‌شان تکان نمی‌خورند. با پرروئی می‌گویم: «بچه‌ها سلام».

یکی دو نفر سربلند می‌کنند: «سلام». {ادامه داستان}

 

مستند آوانگارد

اگر اهل سینمای مستند باشید قطعا از مرگ آلبرت میزلز مطلع هستید. مستند سازی که آثار و ساخته‌های مستندش از راک‌استارهای مطرح جهان در سده‌ی قبل برای وی شهرت جهانی به ارمغان آورد.

وی مستندهای تاثیرگذاری در مورد گروه بیتلز ؛ رولینگ استون و حتی ملاقات با مارلون براندو ساخت. که عمده شهرت جهانی وی به دلیل ساخت همین آثار بود. میزلز مدتی پس از آغاز فعالیتش به همراه برادرش به ساخت مستند می‌پرداخت.

اولین فیلم آنها در ژانر مستندهای موسیقی، “چه‌خبره؟ بیتلز در آمریکا” (۱۹۶۴) ثبت ورود گروه انگلیسی بیتلز به نیویورک بود. اما مشهورترین اثرشان در این ژانر و یکی از شاخص ترین آثار سینمای مستند “پناهم بده” (۱۹۷۰) نام داشت که دربارۀ کنسرت سال ۱۹۶۹ گروه رولینگ استونز در کالیفرنیا بود، کنسرتی که به خشونت کشیده شد و در آن یک سیاه‌پوست در مقابل دوربین آلبرت میزلز به ضرب چاقوی یکی از اعضای فرقۀ “فرشتگان دوزخ” به قتل رسید.

“پناهم بده” تلفیقی است از صحنه‌های کنسرت و نماهایی از اتاق تدوین که در آن برادران میزلز صحنه قتل را برای میک جگر، خوانندۀ گروه، نشان می‌دهند و دوربینی دیگر واکنش‌های جگر را ثبت می‌کند. فیلم سعی می‌کند لایه‌های متعددی از این ماجرا را بدون قضاوت کنار بزند. کارشناسان، این فیلم را سند مهم جامعه‌شناسانه‌ای می دانند از نسبت رسانه‌ها، موسیقی و سیاست در واپسین سال‌های دهه ۱۹۶۰.

برای مستند آوانگارد این هفته نیز اثر شاخص این هنرمند درباره گروه بیتلز را برای شما انتخاب کردیم. این اثر را در سایت یو..تیوب در چهار ویدئوی جداگانه (جهت تسهیل در دانلود) قرار داده شده است.

مقدمه:

 

قسمت دوم

قسمت سوم

قسمت چهارم

 

برای دانلود این ویدئوها می‌توانید آدرس url آن را در فیلد اصلی این سایت کپی کرده و روی continue کلیک کنید.

اما برای موسیقی این هفته نیز یکی از آثار حسین علیزاده را برایتان انتخاب کردیم که با صدای راحله‌برزگر ساخته و تنظیم شد اما هیچگاه امکان انتشار در ایران را پیدا نکرد:

 

 

اما برای علاقمندان سینما این هفته هم مثل هفته قبل از میان آثار جدید سینمایی کار درخوری نیافتیم. بنابراین بهتر آن دیدیم که یکی از فیلمهای کمتر دیده شده قدیمی را معرفی کنیم.

سینمای آلمان در قیاس با سینمای کشورهایی نظیر ایتالیا ؛ فرانسه و حتی کشورهای بلوک شرق برای ما چندان شناخته شده نیست. شاید میشائیل هانکه تنها فیلمساز آوانگارد و شاخصی از این سینما باشد که فیلم‌بازان حرفه‌ای از فیلم «پنهان» او حظ ها برده‌اند. از همین روی بدندیدیم برای این هفته فیلمی دیدی از یکی از فیلمسازان پیشروی آلمانی به شما پیشنهاد بدهیم.

Rainer Werner Fassbinder

راینر ورنر فاسبیندر از فیلمسازان متفاوت سینمای مستقل آلمان است. در عمر کوتاه خود خالق آثار متفاوتی در سینمای آلمان بود که از گنجینه‌های سینمای هنری و مستقل اروپا محسوب می‌شوند.  وی عمر کوتاهی داشت و در حدود اندکی بیش از یک دهه فعالیت سینمایی‌اش یعنی در فاصله سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۲ او بیش از ۴۰ فیلم کارگردانی کرد، ضمن آن که همزمان در تئاتر و موسیقی نیز فعال بود. فعالیت حرفه‌ای را با تئاتر (یا در واقع «ضدتئاتر») شروع کرد. فاسبیندر در آغاز متاثر از تجربه تئاتری‌اش و نیز فیلمسازان موج نو، سبکی سرد و کمینه‌گرا به وجود آورد که نمونه‌هایش را در «عشق سردتر از مرگ است» ، «کاتزلماخر» (۱۹۶۹)و یا وایتی می‌توان دید. سپس با توجه‌اش به «داگلاس سیرک»، ملودرام‌های آمریکایی به عنوان منبع الهام او قرار گرفت و دایره مخاطبین‌اش را گسترده کرد. تاجر چهارفصل (۱۹۷۲) و «علی: ترس روح را می‌خورد» (۱۹۷۴) محصول این دوران‌اند.فیلم وایتی یکی دیگر از فیلم های این کارگردان است که در آن به نژاد پرستی ،بایسکشوالیته و وجود رذیلت در تمام انسان ها می پردازد در فیلم وایتی عناصر ضد تئاتری به وضوح دیده می شود این کارگردان با اینکه نقش کلیدی ای در سینمای آلمان داشت اما جایگاهی درخور فیلمهایش کسب نکرد و به او و آثارش بی توجهی شد البته در بین مردم آلمان او بیش‌تر به سبب آثار تلویزیونی‌اش (از جمله «برلین آلگزاندر پلاتز») و سبک زندگی و شخصیت «متفاوت»اش شناخته شده بود.

پوستر فیلم

Fear Eats the Soul یا «ترس روح را می‌خورد.» این عنوان فیلم پیشنهادی ماست که توسط فاسبیندر در نیمه اول دهه هفتاد ساخته شده و در سال ۱۹۷۴ به روی پرده رفت.
داستان این فیلم در مورد زنی بنام اِمی (بریگیته میرا) پیرزن شصت ساله ی نظافتچی، در کافه ای با یک کارگر میهمان مراکشی (اِل هِدی بن سالم) آشنا می شود. تنهایی که گریبان هر دو را گرفته، آن ها را بi هم نزدیک می کند؛ آن دو بر آن می شوند تا با وجود مخالفت دیگران با هم ازدواج کنند. در این میان فشارهای اجتماعی سایه ی سنگین خویش را بر زندگی آن ها گسترده اند، به طوری که اِمی از سوی همسایگانش طرد می شود، همکارانش او را روسپی می خوانند و فرزندانش او را بازپس می زنند، حتی فروشنده ی سرکوچه نیز از فروختن مواد غذایی به آن دو سر باز می زند. سالم نیز از اینکه با زن سالمندی ازدواج کرده، مورد ریشخند قرار می گیرد. هردو تصمیم می گیرند که به سفری کوتاه بروند، پس از بازگشت این گونه به نظر می رسد که همه چیز به حال عادی بازگشته: همسایگان خشنودند از اینکه مردی قوی و درشت اندام در خانه هست، همکاران اِمی او را دوباره پذیرا می شوند و پسرش نیز از او پوزش می خواهد. اما آن چه به ظاهر پیشرفت به چشم می آید، شکلی نو از تبعیض است،
آقای پرویزجاهد در مجله‌شان یک مصاحبه در مورد این فیلم منتشر کرده‌اند که پیشنهاد می‌کنیم آن را از دست ندهید.
این فیلم٬ زیر تاثیر کارگردان هالیوود داگلاس سیرک و فیلمش “همه ی آن چیزها که آسمان اجازه می دهد” است. این فیلم نیز همچون فیلم سیرک، ملودرامی اجتماعی- انتقادی است؛ فاسبیندر خود درباره ی  فیلمش می گوید: ” یک فیلم درباره ی  عشق، عشقی  ناممکن  ولی با این وجود، یک امکان”؛ این فیلم آشکارا به دو بخش تقسیم پذیر است: در بخش نخست نشان داده می شود که چگونه پیش داوری ها و فشارهای  محیط پیرامون بر دو انسان شیفته ی هم،  ناچارشان می کند تا در برابر این فشارها در کنار یکدیگر قرار گیرند و پشتیبان هم باشند،  و در بخش دوم فیلم می بینیم که از فشارهای خارجی کاسته شده و این فشارها تبدیل به درگیری های درونی می شود و نتیجه ی آن بحرانی شدن رابطه ی آنهاست؛ علی (کارگر مراکشی) در این میان هویّت خویش را به سبب اصرار اِمی بر تطبیق او با محیط پیرامونش، مورد تهدید می بیند. گویی برای علی برخلاف اِمی، مشکلات به پایان خود نزدیک نمی شوند و از همین روست که شخصیت مرد بیشتر از زن در طول فیلم غم انگیز می شود.

Fear Eats the Soul(1974) a film by Rainer Werner Fassbinder
Fear Eats the Soul(1974) a film by Rainer Werner Fassbinderبیاورید پیشنهاد می‌کنیم سری به وب‌سایت بنیاد فاسبیندر بزنید./

پایان

شماره‌های پیشین کتاب جمعه:

کتاب جمعه ۳: روایتی ادبی از شهردار پاتخت

کتاب جمعه ۲: چطور می‌توان دو نفر بود

کتاب جمعه ۱‌: داستانهایی برای خواندن پشت چراغ قرمز

کتاب جمعه (صفر): پیش‌شماره

teleg
  nl


 

پاسخ


هفت − = 3