یکی از نمایشگاه هایی که مورد توجه جماعت اهل هنر قرار گرفته است و هم اکنون هم در حال برگزاری است، نمایشگاه ” از میان حروف سیاه ” مریم سعید پور است.

این نمایشگاه عکاسی از چهار اردیبهشت آغاز شده و تا چهاردهم هم ادامه خواهد داشت. مریم سعید پور درباره‌ی سوژه های خود برای این نمایشگاه این چنین گفته است:

«خیالات و دنیای مبهم نویسندگان معاصر ایران انباشته از رنج ،عشق، مالیخولیا و سیاست زدگیست.

اما رازی نهفته در آثارشان است که با وجود گذشت چند دهه همچنان ذهن کتابخوان را به سان صحنه نمایش به حرکت درمی آورد. داستانها و شخصیتها به شکلی از میان حروف سیاه و کاغذ سفید سر از پرده ذهن من هم در آوردند . از آنها عکس گرفتم عکس هایی به رنگ خودم.»

 

سعیدپور در این نمایشگاه کاری شبیه به کار یکی از همکاران خود ازاده اخلاقی – در باز سازی صحنه های تاریخی- را انجام داده است. منتها باز سازی های خانم سعیدپور تماما مرتبط با ادبیات یا دقیقتر بگوییم شاتهایی گزیده از صحنههای ماندگار ادبیات معاصر هستند.

برداشتی از رمان «ملکوت» اثر بهرام صادقی
برداشتی از «ملکوت» بهرام صادقی

اما نکته جالب در این شاتها و تصاویر مفهومی استفاده خانم سعیدپور از افراد دست بقلم – نویسنده یا روزنامه نگار – است.

علیرضا محمودی ایرانمهر - نویسنده
علیرضا محمودی ایرانمهر – نویسنده

انچه در پی می آید مصاحبه یورونیوز است با خانم سعیدپور که توسط پرویز جاهد انجام شده است

سوال – می‌دانید که برای اقتباس سینمایی از یک رمان یا داستان، حتما اجازه نویسندۀ آن لازم است. آیا برای عکاسی از نوع کار شما (اقتباس و بازسازی صحنه‌هایی از یک رمان) چنین الزامی وجود دارد و اگر دارد شما چگونه آن را حل کردید؟

مریم سعیدپور: «این کار در تاریخ ادبیات ایران سابقه‌ای ندارد و شاید حتی نشود اسم آن را اقتباس به معنای دقیق کلمه گذاشت. با این همه بیشتر این نویسندگان در قید حیات نیستند مثل هدایت و بهرام صادقی. شهرام رحیمیان ساکن ایران نیست و نتوانستم با او ارتباط برقرار کنم. برهنگی و باد را به ابوتراب خسروی نشان دادم و از او اجازه گرفتم.»

برداشتی از  «چشم هایش»  بزرگ علوی
برداشتی از «چشم هایش» بزرگ علوی

سوال – برخی از آثاری که شما برای عکاسی به سراغ آنها رفتید، گویا پیش‌تر در سینما به تصویر کشیده شده بود از جمله ملکوت. آیا بین کار خود و آن فیلم‌ها ارتباطی می بینید؟ آیا زمان عکاسی، آن فیلم ها در ذهن شما نبود؟

مریم سعیدپور: «فقط ملکوت بهرام صادقی بوده است که متاسفاته فیلم آن در دسترس نیست. تنها توانستم چند عکس از این فیلم را ببینم. منتها قصه آن فیلم در زمان قاجار اتفاق می‌افتد اما شخصیت‌هایی که من از ملکوت خلق کردم در زمان واقعی خود رمان که دهه ۵۰ باشد اتفاق می‌افتد.»

سوال – برخورد مخاطبان به ویژه نویسنده‌ها و دوستداران آثار ادبی با عکس‌های شما چگونه بود؟

مریم سعیدپور: «در همین چند روز اول نمایشگاه بازخوردهای بسیار خوبی از مخاطبان داشتم. آدم‌های مختلفی از طیف‌های گوناگون جامعه به بازدید این آثار آمدند و خوشبختانه تا حالا هیچ بازخورد منفی‌ای نداشته‌ام.»

 

سوال – استیج فتوگرافی و بازسازی صحنه‌ها برای عکاسی، کار پر‌هزینه‌ای است. چگونه هزینه این کار را تامین کردید؟

مریم سعیدپور: «این کار را به مرور زمان با هزینه شخصی انجام دادم. دکورها، لباس‌ها و…. همه با هزینه شخصی انجام گرفت؛ با کمک دوستانم معصومه بصیریان، الهام گل‌جمال و احسان بهرام غفاری. اما برگزاری نمایشگاه با حمایت اسپانسر انجام شد. همین جا لازم است از آقای رضا هاشمی که هزینه‌های برگزاری نمایشگاه را به عهده گرفت تشکر کنم.»

این نمایشگاه با استقبال بازیگران مواجه شد

 سوال –آدم هایتان را برای عکاسی چگونه انتخاب کردید؟ آیا آنها بازیگر حرفه‌ای‌اند؟

مریم سعیدپور: «هیچ‌کدام از این‌ها بازیگران حرفه‌ای نیستند. در طول این چند سال به دنبال این آدم‌ها می‌گشتم و فکر می‌کردم که کدام یک از این‌ها به این شخصیت‌ها نزدیک ترند. بیشتر آنها را از میان دوستانم که عمدتا روزنامه نگار و اهل رسانه‌اند، انتخاب کردم. بعضی شخصیت‌ها را چند بار با چهره‌های مختلف مورد آزمایش قرار دادم و مکرر اجرا کردم تا به شخصیت دلخواهم دست پیدا کنم. بعضی از این چهره‌ها را هم اتفاقی پیدا کردم.»

خلق فضای زنده به گور
خلق فضای زنده به گور

سوال – آیا قرار است این پروژه را در مورد داستان‌های دیگر ادامه دهید؟

مریم سعیدپور: «بله. بسیاری از این شخصیت ها به این نمایشگاه نرسیدند. بعضی از آنها آماده بود ولی محدودیت فضای نمایشگاه اجازه نمایش همه آنها را نمی‌داد. بعضی از رمان‌ها و داستان‌ها را هم هنوز ثبت نکرده‌ام. این پروژه را با شخصیت‌های مورد علاقه دیگرم از رمان‌ها و داستان‌های فارسی ادامه خواهم داد.»

teleg
  nl


 

2 نظرات کاربران

پاسخ


8 − = هفت