اشاره : بالزاک در ایران برای کتابخوانها نامی اشناست. و احتیاج به معرفی چندانی ندارد. اما اوانگارد قصد دارد با انتشار مجموعه مطالبی با عنوان – برای مصرف کننده – به معرفی اختصارگونه نویسندگان تاثیرگذاری بپردازد که بیشتر برای مخاطبان تازه کار و اماتور ادبیات نوشته شده. تا شاید از قبل اینکار بتواند در سوق دادن نسل اینترنت و موبایل به سمت کتاب – حتی اگر شده کتاب برقی –  قدمی کوچک بردارد. این مطالب طبیعتا برای کتابخوانان حرفه ای شاید…شاید چیز دندانگیری نداشته باشد. اما خودتان میدانید که کتابخانهای حرفه ای اینروزها در اقلیتند. و تمام تلاش ما و امثال ما در اینست که شاید از حداقلی بودن کتابخوانان بکاهیم. و در این راه از شما نیز کمک خواهیم گرفت. در روند انتشار این سلسله مطالب – برای مصرف کننده- سعی میکنیم این مطالب با مناسبت خود منتشر شود. از میان شما بزرگواران نیز اگر کسی مایل است در این طرح بما کمک کند حتما باما تماس بگیرد. این مطلب به مناسبت زادروز اونوره دو بالزاک نویسنده فقید فرانسوی نگاشته شده است.

 

بالزاک: قهوه قلم و دیگر هیچ

م.تاج احمدی

چاپ ۹۱ کتاب شامل رمان. ناول و رساله برای کسی که تنها ۵۰ سال عمر کرده رغم قابل توجهی ست.

انوره دوبالزاک را یکی از پرکارترین نویسندگان مطرح قرن نوزدهم میشناسند. در سال ۱۷۹۹ یعنی زمانی که انقلابیون برکشور احاطه یافته بودند و کل فرانسه در اتش افراطی گری. ترور و مجازاتهای احساسی میسوخت. دوران کودکی بالزاک نیز دست همان زمانی بود که کشور درگیر نبرد ناپلئون با قدرت طلبان بود و درست در سال تولد بالزاک ناپلئون با فائق امدن بر رقبا تبدیل به قدرتمندترین مرد فرانسه و بلکه اروپا شد.

در سالهایی که قدرت در فرانسه بین انقلابیون و سلطنت طلبان دست به دست میشد بالزاک کودکی نسبتا ارامی را سپری میکرد. در سال ۱۸۰۷ میلادی و زمانی که هنوز ۸ سالش تمام نشده بود به مدرسه شبانه روزی رفت اما بعد از چند سال با مهاجرت خانواده اش به شهر پرماجرای پاریس راهی شد. او ابتدا در رشته حقوق به تحصیل پرداخت رشته ای که کسب مدرک در ان میتوانست ضامن توفیق کسانی باشد که بقول پدر بالزاک میخواستند -عین بچه ادم – زندگی کنند. در حالی که اونوره میخواست نویسنده شود. نه وکیل و یا سیاستمدار

در زندگی هرکسی عوامل متعددی میتواند باعث شکست یا موفقیت او شود. اما در مورد این نویسنده اگر بخواهیم چند فکت تاثیرگذار در زندگی بالزاک را به عنوان عوامل اصلی شکل دهنده زندگی و شخصیت وی معرفی کنیم میتوان تمام این عوامل را به چند مورد تقلیل داد

قهوه

قلم

ادبیات

زن

و البته استقراض دائمی

بی شک اگر هیچ از این موارد وجود نداشت ما امروز کسی بنام بالزاک را بعنوان نویسنده ای جریانساز – و شکل دهنده نحله رئالیسم اجتماعی – نمی شناختیم. هرچند رئالیسم اجتماعی در دوران بالزاک و حتی در ذهن خود وی به انصورت که ما امروز میشناسیم وجود نداشت. در رئالیسم بالزاک فردیت نقش بسیار پر رنگی ایفا میکند و شرح و بسط مسائل اجتماعی نقشی کاملا حاشیه ای ایفا میکنند. این مسئله بخصوص در کارهای اولیه این نویسنده مشهودتر است.

در آندوران وی از یکسو مشحون ادبیات وایلدی بود و از سوی دیگر به دلایل شخصی به شدت تتحت تاثیر فضاهای ملودرام داستانهای رومانتیک و عامه پسند قرار داشت. هرچند این دو شاخصه تا پایان عمر در کارهای هیچکاک باقی ماند. اگرچه در کارهای آخرش شکل پخته تری بخود گرفته بود.

بالزاک به واسطه خصلتی غریزی نگاهی ریزبینانه و نازک اندیش نسبت به زنان داشت. بخصوص زمانی که انتشار رمان چرم ساغری پای وی را به محافل هنری و سالنهای ادبی اشراف پاریسی باز کرد و در آنجا وی فرصت حشر و نشر و نزدیکی بیشتر و آزادانه تری را با زنان بدست آورد.

تقریبا از همان دوران یعنی از سال ۱۸۳۰ به بعد عمدتا این زنان بودند که منبع الهام داستانهای بالزاک میشدند و جالب انجا بود که هر زنی که بر دایره ذهنی وی پای میگذاشت چندی بعد سروکله اش در داستانهای بالزاک پدیدار میشد.

از دوشس دابرانتس که اصلا رمان ‘زنان رهاشده’ را به وی تقدیم کرد. تا

دوشس دو کستری که کارکتر دوشس دولانژه در اثر  دوشس دولانژه’  از وی اقتباس شده بود

 لور دو برنی که مادام دو مورسوف در زنبق دره’ بود

کارولین مربوتی که کارکتر دینا دو بودره در رمان ‘الهه ناحیه” از روی وی نوشته شده بود

و کنتس ژیدوبونی ویسکونتی  که منبع اقتباس لیدی دادلی در رمان ‘زنبق دره اشاره کرد.

البته تنها کارکرد مراوده با این زنان نوشتن کتاب نبود. بلکه بالزاک بواسطه این مراودات از یکسو به شدت مورد شماتت اطرافیانش قرار میگرفت و از سوی دیگر مبالغ هنگفتی از بدهی های غیرقابل پرداخت برایش به بار میاورد. وی در ۴۹ سالگی -حدود دوسال پیش از مرگش – بیش از ۱۱۰ هزار فرانک بدهکار بود.

balzac

البته این بدهیها اگرچه مهمترین بهانه پرکاری بالزاک بود اما مهمترین عاملش چیزی دیگری بود.

 

قهوه

 

به جرات میتوان گفت که هیچ نویسنده ای در جهان به اندازه بالزاک قهوه ننوشیده است. یکی از زنانی که با بالزاک زندگی میکرد ادعا کرده بود که وی در طول روز بیش از ۴۰ فنجان قهوه مینوشید و عده ای از محققین بیکار فرانسوی براین مبنا و براساس شواهد دیگر تخمین زده اند که اونوره دو بالزاک فقید در طول عمرش حدود ۵۰۰۰۰ فنجان قهوه نوشیده است.

کافئین موجود در این نوشیدنی به سان مخدری اسرار آمیز نقش پنهان و تاثیرگذاری در خلق بسیاری از شاهکارهای هنری در جهان داشته است. از نیچه و کیکه گارد گرفته تا بتهوون و بالزاک و هایدگر و مالرو و سارتر و کامو و خیلیهای دیگر از قهوه نه بعنوان نوشیدنی هنگام استراحت بلکه به عنوان محرکی اثرگذار برای کار بیشتر و افزایش بازدهی خود استفاده میکردند. محرکی که نسبت به سایر مخدرها عوارض کمتری داشته و از سویی تاثیرش مانند مشروبات الکلی یا مخدرهای امفتامین دار بقدری نبوده که فرد قادر به کنترل افکار و اعمالش نباشد. و بالزاک بیشک یکی از افراطی ترین قهوه نوشان جهان بوده است.

Cafetière-Balzac

بساط دم کردن قهوه بالزاک هنوز هم در خانه ی وی وجود دارد و با دقت از ان مراقبت میشود.

 

 

«قهوه پس از نوشیدن ابتدابه معده شما سرازیر میشود. و بعد از مدتی بی انکه بفهمید چرا به این ترتیب، همه چیز به تکاپو در می‌آید: اندیشه‌ها به جنبش در می‌آیند ایده ها در مقابل چشمانتان با یکدیگر میجنگند . افکار مختلف در مقابلتان رژه میروند و خاطرات با سرعت از راه ‌می‌رسند.»

البته ناگفته نماند که بالزاک قهوه اش را با نوعی شراب که منتسب به بوربون ها – از خاندانهای سلطنتی فرانسه – بود میکس میکرد.
بوطیقای بالزاک – صرفا برای مصرف کنندگان و نه منتقدان

برای کسانی که شیفته داستانهای روپ گریه هستند رمانهای بالزاک چندان ملال انگیز نیست اما برای ‌آنها که کارهای همینگوی و بورخس را میپسندند ‌آثار بالزاک سرشار از اطنابهای بعضا بیهوده و گاها ملال انگیز است.
اگر بدنبال داستانهای رومنس و عاشقانه های پر ‌آب و تاب باشید هم کارهای بالزاک گزینه مناسبی ست. اگر چند کار ابتدایی وی را نادیده بگیریم در ‌آثار دوران میانه و پایانی عمر بالزاک کارهای قابل تاملی برای علاقمندان این قسم داستانها وجود دارد و قطعا از تلف کردن وقت برای مشاهده سریالهای ترکی سودمندتر خواهد بود.
اگر هم حال و حوصله داستانهای باز و بی سروته ندارید و تم موضوعی چندان برایتان تفاوتی ندارد کارهای بالزاک میتواند گزینه مناسبی باشد.
کسانی که شیفته تصویر پردازیهای دقیق و توصیفات موشکافانه و نگاه تیزبینانه باشند هم میتوانند از خواندن کارهای بالزاک لذت ببرند. در زمینه شخصیت پردازی و حلاجی روح و روان کارکترها شاید به پای داستایوفسکی نرسد اما پهلو به پهلوی ان میزند.

چرم ساغری نویسنده : اونوره دو بالزاک مترجم : م.ا.به‌آذین

چرم ساغری نویسنده : اونوره دو بالزاک مترجم : م.ا.به‌آذین

همچنین داستانهای بالزاک برای کسانی که دنبال گزاره های فلسفی و مفاهیم اسطوره ای و متعالی باشند چیزی ندارد. داستانهای بالزاک ‌آثاری عمیقا انسانی ست و به ما نشان میدهد که اولین نمونه های نقد اجتماعی در ادبیات مدرن چطور در حاشیه داستانهای به ظاهر سطحی شکل میگرفت.

اغلب کارهای بالزاک – با حذف و تعلیقاتی چند – در ایران منتشر شدند. و از میان مترجمان داستانهای وی میتوانید ترجمه های مرحوم محمود اعتمادزاده (با نام قلمی م. ا. به‌آذین) و محمدجعفر پوینده و عبدالله توکل را باخیال راحت بخرید و بخوانید.
پیشنهاد ما نیز اینهاست

 

 

 

 

 باباگوریو

باباگوریو را با ترجمه خوب زنده یاد مهدی سحابی بخوانید

داستان بابا گوریو که فیلیپ برتو آن را “شاهکار نبوغ انسانی ” می‌خواند، چون ستاره‌ای تابناک در میان سایر آثار بالزاک، نویسنده‌ی نامی فرانسه، می‌درخشد و بی‌شک از شاهکار‌های ادبیات جهانی به شمار می‌رود. در این داستان، بالزاک با قلمی موشکاف اجتماع خوش ظاهر و زشت نهاد عصر خود را توصیف می‌کند. قهرمانان بر‌جسته‌ی این داستان به عنوان مظهر و نمونه‌ی کامل افراد نوع خود شهرت جهانی یافته‌اند، مثلا ” گوریو ” نمودار بارزی از فداکار‌ی و از‌خودگذشتگی بی‌پایانی است که از مهر پدری سر چشمه می‌گیرد. بالزاک در ترسیم روحیات قهرمانان این داستان چنان مهارت و استادی نشان داده است که کم‌تر خواننده‌ای است که از مطالعه‌ی آن متاثر نگردد و شاید همین قدرت تاثیر است که ” کلود فارر ” عضو فرهنگستان فرانسه را واداشته تا بگوید : ” این کتاب را نه فقط باید بزرگترین رمان فرانسه دانست، بلکه باید آن را بزرگ‌ترین رمان جهان به شمار آورد.”

 

اوژنی گرانده

از این کتاب بیش از یک ترجمه در ایران وجود دارد.- احتمالا سه ترجمه- طبق تحقیقات ما از میان این سه اولویت با ترجمه عبدالله توکل است که ترجمه قدیمی تر این کتابست و بعد هم ترجمه جدیدترش که از سوی وحید منوچهری واحد صورت گرفته برای خواندن مناسب تراست.
اثرِ اونوره دو بالزاک
ترجمه وحید منوجهری واحد
انشارات جامی

 

 

 

teleg
  nl


 

2 نظرات کاربران

پاسخ


− یک = 8