نهم شهریورماه جاری؛ ۴۷ سال ازبه ارس پیوستن صمد بهرنگی می گذرد، رفتنی که با وجود نقطه نظرات مختلف، همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. صمد بهرنگی برای کسانی که درزندگی شان حداقل دغدغه هایی دارند، ناشناخته نیست، چند نسل ازکودکان دیروز و مادر و پدرهای امروز با کتاب های او بزرگ شده اند و همچنان آثاراو به ویژه ماهی سیاه کوچولو با اقبال روبرو می شود و به شکل های مختلف هنری ارائه شده است.

آرش تنهایی گرافیست وپژوهشگر که در دوسال اخیربخشی ازتمرکزش را بر روی بازشناسایی چهره های تاثیرگذار فرهنگی و مردمی گذاشته است و پیشتر شاهد برپایی نمایشگاه گردانی نمایشگاه فروغ فرخزاد و غلامرضا تختی ازاو بوده ایم؛ درسومین تجربه خود اقدام به برپایی نمایشگاهی پژوهشی تجسمی درباره صمد بهرنگی کرده است تا از ورای رنگ و نقش، تصویرجدیدی از صمد ازمنظر هم نسلانش ارائه دهد، متولدان اواخر دهه ۵۰ و ۶۰. نسلی که درواقع صمد بهرنگی را با آثارش می شناسند.

صمد بهرنگی متولد دوم تیرماه ۱۳۱۸ تبریز است که زمان غرق شدن در رود ارس تنها ۲۹ سال داشت؛ اما از خود میراث ماندگاری (آثار و افکارش) را به یادگار گذاشت که با گذشت زمان هنوزهستند کسانی که او را همچنان معلم خود می دانند.

نمایشگاه «چند روایت از یک انسان که با امواج ارس به دریا پیوست» دردو بخش ترتیب داده شده است، بخش نخست نمایشگاه شامل ۱۰ نقاشی، گرافیتی وچیدمان است که آثار این بخش توسط فرشاد آل خمیس، صالح تسبیحی، مرتضی خسروی، زرتشت رحیمی، یحیی رویدل، شوآتیر، کیانوش غریب پور، نفیر، اسماعیل قنبری وگلرخ نفیسی خلق شده اند.

بخش دوم نمایشگاه که شامل آثار پژوهشی است، دربرگیرنده ۴۸ قطعه پوستر، عکس و تصاویری مستند ازصمد بهرنگی است. پوسترها وطرح جلدهایی که توسط امیراثباتی، وحید آتشی، آیدین آغداشلو، ضیاءالدین جاوید، بزرگ خضرائی، مصطفی رمضانی، بهزاد غریب پور، فرشید مثقالی، اردشیرمحصص، مرتضی ممیز و تلخان ناب دل خلق شده اند.

آرش تنهایی: بهرنگی تاثیر شگرفی بر ادبیات کودک داشته است

به گفته آرش تنهایی نمایشگاه گردان این نمایشگاه پژوهشی؛ با گذشت قریب به ۵۰ سال ازمرگ صمد بهرنگی، اوهمواره شخصیتی زنده و قابل بحث بوده وحضور او در جامعه احساس می شود. بسیاری ازنسل کتاب‌خوان با کتابهای صمد بهرنگی بزرگ شده‎اند و همین نکات دلیل جذابیت این شخصیت شده است.

تنهایی معتقد است؛ صمد بهرنگی تاثیر شگرفی برادبیات کودک ما گذاشته است؛ اما متاسفانه، قربانی فضای سیاسی در مقاطع مختلف تاریخی شده است و همواره گروه های مختلف قصد داشتند که او را به نام خود مصادره کنند، همین امر موجب شده که یکی از مهمترین وجوه زندگی او یعنی معلمی اش کمتر دیده شود.

گلرخ نفیسی: صمد یک معلم بود

دراین نمایشگاه هریک ازهنرمندان ازنقطه نظر خود تلاش کرده اند وجهی ازصمد بهرنگی را به ما نشان بدهند؛ گلرخ نفیسی از جمله هنرمندانی است که به وجه معلمی صمد بهرنگی اشاره کرده است و ضمن خلق یک تابلو نقاشی که تصویری ازچند دانش آموز است با عنوان او معلم بود، به معلمی صمد از نقطه نظر خود پرداخته است.

ازدیدگاه این هنرمند؛ صمد همچنان زنده است، ازاین رو یک پرده ۱۲ متری در گوشه ای از نمایشگاه جای داده و برروی آن تصویری ازچند دانش آموز نقش بسته و باقی این پرده نقاشی تا پایان نمایشگاه با تصویر کودکی بازدیدکنندگانی که به نوعی خود را متاثر از صمد بهرنگی می دانند کامل خواهد شد.

صمد

مرتضی خسروی هم برروی یک بوم ۱۷۰ در ۱۳۵ به بازخوانی روایت جدیدی از شام آخر لئوناردو داوینچی پرداخته و به صمد وجهه ای مسیح گونه داده است که توسط یکی از اطرافیانش به او خیانت می شود و کشته می شود.

خسروی دراین نقاشی میز شام آخر را درفضایی موهومی و برروی یک رودخانه چیده است و جز صمد که همچون یک قدیس پیراهنی سپید بر تن دارد، سایر کسانی که به گرد این میز نشسته اند چهره هایی حیوانی دارند و نگارنده را به یاد سطری ازشعر فروغ فرخزاد می اندازند که: واین جهان پرازصدای حرکت پاهای مردمیست/ که همچنان که تو را می بوسند/ درذهن خود طناب دار تو را می بافند/ و با این اثر به گونه ای قصد دارد پاسخی بدهد به شک وشبهه هایی که درباره مرگ صمد در جامعه با آن روبرو هستیم.

یحیی رویدل: مرگ راز آمیز صمد دستمایه خلق اثرم بود

یحیی رویدل که جوان ترین هنرمند شرکت کننده دراین نمایشگاه است نیز به مرگ رازآمیز صمد بهرنگی در رودخانه اشاره کرده و او را درحال غرق شدن در رودخانه به تصویر کشیده است؛ او می گوید: من اطلاعات کمی درباره صمد بهرنگی داشتم؛ وقتی با پیشنهاد آرش تنهایی برای شرکت دراین نمایشگاه گروهی روبرو شدم، فرصتی فراهم شد تا درباره او تحقیق کنم و چون مرگ رازآمیز او برایم از سایر بخش های زندگیش مهم ترشد؛ تصمیم گرفتم که مرگ او را دست مایه خلق اثرم کنم. البته از دوران کودکی تصویری ازغرق شدن یک آدم در رودخانه درذهنم حک شده بود و همین تصویر برای به تصویر کشیدن این نقاشی به من کمک کرد.

به گفته این هنرمند جوان؛ با شرکت در این نمایشگاه فصل جدیدی برای شناختن اندیشه های صمد بهرنگی از ورای مقالات و قصه هایش بوجود آمده و بی شک او پس از این نمایشگاه بازهم به سراغ صمد بهرنگی خواهد رفت.

فرشاد آل خمیس: صمد انسانی چندوجهی است

فرشاد آل خمیس از دیگر هنرمندان شرکت کننده در این نمایشگاه است؛ او نیزدر نقاشی اش به جنبه معلمی صمد بهرنگی و تاثیرگذاری اواشاره کرده است.

او درباره آشنایی اش با صمد بهرنگی می گوید: «داستان آشنایی نسل من با صمد بهرنگی به کتاب های او باز می گردد؛ بعدها که بزرگتر شدم آثارش را بازخوانی کردم، او برایم درشمار نویسنده هایی قرار گرفت که در جهت گیری فکری ام که به مسائل اجتماعی بود، تاثیرگذاربود. درآثاری که خلق می کنم نیز همواره تلاش می کنم رویکردی اجتماعی داشته باشم و تکلیف مخاطب را با نقطه نظر خودم روشن کنم.

به گفته آل خمیس؛ صمد بهرنگی انسان چند وجهی است که شهرت اش را مدیون کارهایی است که درطول زندگیش انجام داده است؛ بخش عمده تاثیرگذاری و ماندگاری او معطوف به امرآموزش و پرورش و نوشتن قصه برای کودکان است.

از این منظر آل خمیس؛ دراثرش به جنبه معلمی صمد بهرنگی اشاره کرده و در تابلو نقاشی اش عکسی یادگاری از او در کنار تمام کسانی که به نوعی از شاگردانش به شمار می روند و کسانی که از نظر فکری به او نزدیک بوده اند، نقش می بندد.

اسماعیل قنبری: صمد را از منظر خودم به تصویر کشیدم

اسماعیل قنبری دیگرهنرمند شرکت کننده دراین نمایشگاه با گوشه چشمی به داستان «۲۴ ساعت درخواب بیداری» صمد بهرنگی اثری را خلق کرده است.

« ۲۴ ساعت درخواب و بیداری» داستان پسربچه ای به نام لطیف است که به همراه پدرش برای دست فروشی به تهران آمده اند؛ او درجریان کار روزانه دلبسته یک شترعروسکی پشت ویترین یک مغازه می شود، اما او توان خرید این عروسک را ندارد و درنهایت یک روز این عروسک توسط مرد ثروتمندی خریداری می شود و لطیف با این مرد درگیر می شود و از او کتک می خورد و پس از آن آرزو می کند ای کاش مسلسل پشت ویترین برای او بود.

اسماعیل قنبری درباره آشنایی اش با صمد بهرنگی می گوید: «من دانشگاه تبریز در رشته صنایع دستی تحصیل کرده ام و زندگی دانشجویی در تبریز فرصتی را فراهم کرد که با صمد آشنا شوم و او را دیگرگونه بشناسم. وقتی آرش تنهایی پیشنهاد برپایی این نمایشگاه را به من داد در همان لحظه تمام آن صحنه هایی که با آن زندگی کرده بودم؛ جلوی چشمم آمد، این زنده شدن همراه شد با یک سری ازمسائلی که ما در زندگی مان با آن روبرو هستیم. صمد بهرنگی را مسیح وار در گوشه این نقاشی جای دادم و پس از آن این داستان را در دنیایی که در آن نفس می کشیم آوردم و آن را از منظر خودم به تصویر کشیدم. در واقع این نقاشی تصویری است از زندگی یک کودک که درسنین پایین مقهورنظام سرمایه داری می شود.

همچنین دراین نمایشگاه دو اثر گرافیتی به نمایش گذاشته شده است؛ اثری ازنفیر و شواتیر.

نفیر ازجمله هنرمندان گرافیتی کاری است که ازاوایل دهه ۸۰ گرافیتی های او را در سطح شهر تهران می بینیم. بخش عمده آثار او اشاره به تضاد طبقاتی و کودکان کار دارد.

او دراثری که برای این نمایشگاه خلق کرده است، چگورا را در حالی که با افتخارآستین تی شرت خود را بالا زده تا تصویر صمد بهرنگی را بر روی بازوانش خالکوبی کند، را به نمایش گذاشته است.

در واقع نفیر با خلق این گرافیتی که این روزها در برخی از نقاط شهری شاهد آن هستیم، می خواهد به مخاطبانش بگوید که صمد آن قدر می تواند از منظر فکر انقلابی و آزادی خواهی تاثیرگذار باشد که چگورا نیز تصویری از او را بر بازوی خود حک کرده است و به این موضوع افتخار می کند.

شواتیر نیز دیگر هنرمند گرافیتی کاری است که دراین نمایشگاه روایت غرق شدن صمد بهرنگی در ارس را با روایت ۱۷۵غواص شهید که چندی پیش پیکر آن ها را به ایران بازگردانده اند پیوند زده است. او دراین نمایشگاه گرافیتی از جوان ترین غواص شهید کربلای چهار به نمایش گذاشته است.

شواتیر با خلق و نمایش این اثر در این نمایشگاه، صمد بهرنگی را در مقام یک شهید قرار می دهد. البته پیشتر این گرافیتی را در سطح شهر تهران شاهد بودیم.

صالح تسبیحی و خلق اثری از «مراسم عروسی در یک قاب کهنه»

صالح تسبیحی هم دیگر هنرمند شرکت کننده در این نمایش با یک چیدمان شرکت کرده است، او دراین اثر که جناس نام دارد؛ تصویری از مراسم عروسی را در یک قاب کهنه به نمایش گذاشته، مردی بلند قامت که در کنار عروس و داماد عکس گرفته است.

او در این اثر به همراه نوشته ای که از جا به جا گذاشته، سرنوشت بهزاد را به سرنوشت صمد پیوند زده است. بهزاد جوان بلند قامتی است که همچون صمد مرگش با گذشت بیش از ۳۲ سال همچنان در ابهام قرار دارد؛ او روزی از روزهای خرداد سال ۱۳۶۱ پشت خاکریزی در اطراف خرمشهر در کنار اروند تیر می خورد و ۱۳ سال بعد جنازه اش پیدا میشود. در این متن کوتاه گفت وگوی درونی میان صالح تسبیحی و بهزاد شکل می گیرد و در پایان متن بهزاد می گوید: «اما صمد بی شهید زنده مانده برای شما. شهید مرا هم بردارید به تصویر و تماشا. به شعرم وارد کنید، در عکس زنده ترم کنید که زنده شمایید.»

گالری دنا در میدان فردوسی، خیابان سپهبد قرنی، بعد از چهارراه طالقانی، کوچه سوسن، پلاک چهار واقع شده است و این نمایشگاه تا ۲۳ شهریورماه ادامه خواهد داشت.

teleg
  nl