خیلی وقتها خیلی از ماها نویسنده¬ایم و خودمان خبر نداریم.
نمونه¬اش همین آقای «ژان. ماری. راگول» است. یک گدای فرانسوی که تازه به باشگاه مشاهیر پیوسته است.
راگول محصول ازدواجی نافرجام بود که پس از جدایی والدینش مجبور به زندگی باپدری دائم الخمر می¬شود، وی که تجربه یک شکست و خیانت عشقی را هم در کارنامه¬اش داشته با گارسنی روزگار می¬گذرانده اما با اخراج از رستوران محل ِ کارش به گدایی روی میآورد.
این مرد که سابقه ۲۷ سال گدایی را در کارنامه خود به ثبت رسانده! یک روز در ۴۵ سالگی تصمیم می¬گیرد خاطرات خود از تجربیات تلخ و شیرین گدایی در فرانسه را به رشته تحریر درآورد، و در نتیجه ۲ سال آزگار هر روز صبح پیش از شروع کار روزانه¬اش مدتی را به نگارش خاطرات خود از شغل شریف گدایی و آموزش طنازانه تکنیکهای آن میپردازد.

در فرانسه ناشران حرفه¬ای حاضر نمیشوند کتابی را بصورت ویرایش نشده منتشر کنند، و از آنجا که ویراستاران هم راه رضای خدا موش نمی¬گیرند (البته بلانسبت آقای شکرالهی!) او برای تامین هزینه ویرایش کتابش تصمیم میگیرد به مردی که هر روز از دوچرخه¬اش نگهبانی میکرده ماجرا را توضیح دهد و آنمرد نیز می¬پذیرد که در ازای نگهبانی از دوچرخه¬اش هزینه ی چاپ کتاب راگول را بدهد.
از بخت خوش راگول آن مرد کسی نبود جز ژان اوئیس دبر وزیر کشور پیشین فرانسه.

 je tape la manche (French) Paperback – October 7, 2015 by Jean-Marie ; Debre, Jean-Louis Roughol
je tape la manche (French) by Jean-Marie ; Debre, Jean-Louis Roughol

به هرحال کتاب منتشر میشود و آقای راگول در ۴۷ سالگی به شهرتی عالمگیر دست مییابد. هرچند خودش به لوموند گفته که از زمانی که مشهور شده کار گدایی برایش سخت¬تر است اما با اینحال وی توانسته از قبل درآمد کتاب یک موبایل هوشمند بخرد و از طریق فیسبوک با طرفدارانش ارتباط برقرار کند. همین شهرت رسانه¬ای و مصاحبه¬های تلوزیونی باعث شده تا وی برادرش را نیز پیدا کند
راگول هنوز هم کارتن خواب است و گویا قرار شده برخی از نهادهای حقوق بشری فکری بحال اوضاع نابسامانش بکنند.


http://avangardsite.ir/?p=6070

teleg
  nl


 

پاسخ


چهار − = 2