ظهر روز ۲ شنبه ۳ اردیبهشت ساعت ۱۲ ظهر احمدرضا احمدی در کرمان متولد شد.

 

آنچه میخوانید یادداشتی به قلم ناصر صفاریان در کتاب مردی که شبیه شعر خود نیست .

فروغ، بدیِ حالش را، هم در شعرش می‌ریزد و هم در رفتارش. خوبیِ حالش هم همین است. فروغِ خوب، شعرهایش سرخوش است و شاد، و فروغِ بد، شعرش سراسر تلخی و غم. فروغ، شاعری‌ست شبیه شعرهایش. احمدی، نه فقط شبیه فروغ‌، که شبیه شعر خودش هم نیست. احمدرضا را می‌توان این‌گونه خواند: مردی که شبیه شعرِ خود نیست. مرد طناز و خنده برلب و سرشارِ مهر و نور، شاعری‌ست تلخ و مغموم و کم‌امید. شعرهایی در نهایتِ تیرگی و سراسر شرنگِ جان‌کاه از مردی پرلطیفه و شادی و سرور.
احمدی نه به دور از غم و نه در خوشیِ روزگار، که هم‌چون هنرمندِ راست و درست، حساب و کتاب زندگی‌اش، حکایت همیشه‌گی سیلی و سرخی صورت است. پس صحبت عیش نیست و خوشی از ایامِ به کام. که بی‌توضیح، می‌دانم و می‌دانی و می‌دانیم به کام نیست برای کسی که در هنر است و با هنر.
شاید از این روست که معتقد است برای رسیدن به باران، باید به غم رسید:
غم شو
سنگ شو
که باران فقط به سنگ می‌بارد و غم

 


 

آقای صفاریان که یکی از بهترین مستندهای پرتره ایران را با محوریت همین شاعر ِ معاصر ساخته است در مقدمه این کتاب آورده است:

احمدرضا احمدی و مادرش
احمدرضا احمدی و مادرش

احمد رضا احمدی آن قدر جامع الاطراف است و آن قدر وجوه گوناگون می توان در خود احمدی و احمدی اهل هنر یافت، که هر چه سعی وتلاش بر این باشد که این وجوه به شکل کامل و به گونه ای جامع بیان شود، باز از بایسته بودن و شایسته بودن کامل، باز می ماند. نه فقط گفت و گوهای این کتاب، که تمامی گفته ها و نوشته های نشریات مختلف، هیچ یک نمی تواند این ادعا را در خود داشته باشد که همه چیز را گفته است و چیزی نمانده است. پس این هم تنها جزئی ست از کلیت. آن چه پیش روست، حرف هایی ست درباره زندگی احمدی. درباره رفتار و درباره روحیات. آن چه در این مجموعه گرد آمده، اشاره شناسنامه ای و کتابنامه ای به آثار او نیست. همان گونه که در مقام نقد و حتی معرفی آثار او– به نام– نیست. در این مجموعه، نگاه نوشته های گوناگون، حتی آن جا که به شعرها و کتاب ها و بازی ها و حضور ها و در یک کلام، هنر احمدی اشاره می شود، برای رسیدن به شناخت بهتری از خود احمدی ست، نه بررسی نقد گونه کارهای او.

 این گفت و گوها، چه آن ها که دو نفره است و با خود احمدی، و چه آن ها که تک نفره است و در باره احمدی، اغلب در خانه احمدی انجام شده. در فضای دلنشین مورد علاقه او، و آن جا که مهم ترین– و تنها مأمن و مأوای احمدی- بوده وهست. همان جا که شعر های به دل نشستنی سالیان اخیرش به بار نشسته و در فضایش نفس داده و نفس گرفته است.

 در تنظیم و ویرایش گفت و گوها، تلاش بر این بوده تا لحن گفت و گو و شکل صحبت و جمله بندی افراد تا حد امکان دست نخورده بماند؛ و یک دست کردن و یکسان  نمودن متن های متفاوت به قصد قرار گرفتن کنار هم، نگاه شخصی هر گفت و گو را مخدوش نکند. سوال های موردی و حضور خودم در بحث ها هم به پای گفت و گو کننده اصلی نوشته شده، تا همه چیز یکدست تر جلوه کند.

teleg
  nl


 

پاسخ


× نُه = 9