ترکیه اوضاع به‌سامانی ندارد؛ کودتایی که برخی‌ها فکر می‌کردند شکست آن می‌تواند باعث مهار اردوغان و دادن فرصت دوباره‌ای به وی شود، حالا بهانه‌ای شده برای تسویه‌حسابهای گسترده سیاسی و شخم‌خوردن نهاد قدرت در این کشور.

در میانه‌ی این دعوا هم البته آنچه به‌جایی نمی‌رسد، فریاد نگرانی نویسندگان و روزنامه‌نگارانی‌ست که حالا آزادی‌بیان را بیش از پیش در خطر می‌بینند. در هفته‌های اخیر مشت آهنین هواداران اردوغان خیلی‌ها را روانه زندان و یا حتی گورستان کرده است. هرچند که هنوز ماجرا به‌پایان نرسیده‌است.

چندی‌پیش اظهارات اورهان پاموک را برایتان منتشر کرده‌بودیم که در آن نسبت به از بین رفته آزادی‌های اولیه در ترکیه هشدار داده بود و اینبار هم الیف شافاک در مصاحبه با آناتولی به انتقاد از جو رعب و وحشتی پرداخته که دارودسته اردوغان به راه‌انداخته‌اند.

الیف شافاک، نویسنده شهیر ترکیه‌ای که این روزها با رمان «ملت عشق» طوفانی در بازار کتاب ایران برپا کرده، در جدیدترین مصاحبه خود از کودتای نافرجام ترکیه و وقایع روز سیاسی کشورش سخن گفته است. شافاک در این مصاحبه کودتاچیان را با نیروهای نازی مقایسه کرده و نگرش خود را نسبت به وقایع اخیر با صراحت اعلام کرده است. او همچنین از این که به خاطر اظهار نظر، به راحتی به نویسندگان برچسب‌های نادرست زده می‌شود گلایه می‌کند.
الیف شافاک، نویسنده پرفروش‌ترین رمان‌های ترکیه‌ای در جدیدترین مصاحبه خود کودتای نافرجام ترکیه را «شبی تاریک و ترسناک» توصیف می‌کند و می‌گوید: «ترکیه پیش‌تر نیز از کودتاهای نظامی صدمات زیادی خورده‌ و هنوز زخم‌های ما از کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰ التیام نیافته است. خاطرات آن دوران تاریک هنوز در اذهان عمومی زنده است. هر کودتا کشور را فرسنگ‌ها از دموکراسی دور می‌کند. همیشه مخالف کودتاها بوده‌ام و همواره در رمان‌ها و مقالاتم فعالیت‌های مغایر با دموکراسی را محکوم کرده‌ام.»

این بانوی نویسنده که مقیم انگلستان است، تجربه خود از شب ۱۵ جولای را این‌گونه بازگو می‌کند: «آن شب احساس ترس، آشفتگی، وحشت و اندوه زیادی کردم. مجلس ما بمبارن شد و انسان‌های بیگناه زیادی‌ کشته شدند. هیچ‌کدام از این وقایع قابل قبول و بخشش نیستند.»

این نویسنده در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه حریت مبنی بر دلیل مقایسه کودتاچیان ِ منتقد دولت اردوغان با نازیها (در مصاحبه با رسانه‌های انگلیسی) میگوید:

«من برای درک این تروما توسط انگلیسی‌ها همیشه مثال جنگ جهانی دوم را می‌زنم. به آنها یادآور می‌شوم که آخرین بار پارلمان انگلستان در زمان جنگ جهانی دوم، توسط نازی‌ها بمباران شد و به آنها می‌گویم کسانی که قصد کودتا در ترکیه را داشتند هیچ تفاوتی با نازی‌ها ندارند.»
نویسنده باید بتواند انتقاد کند
شافاک که خود از روشنفکران ترکیه به حساب آمده و بعضا انتقادهایی نیز از سیاست‌های حزب حاکم می‌کند در مصاحبه‌اش با یادآوری جمله من با تو مخالفم، ولی حاضرم جانم را بدهم تا تو حرفت را بزنی از ولتر، و با به‌خرج دادن جسارت در انتقاد از جو پلیسی امروز ترکیه می‌گوید: «هر نویسنده، روزنامه‌نگار و روشنفکری باید بتواند از دولت انتقاد کند،اما در اینجا اصل مهمی مطرح است. هیچ قدرتی اجازه ندارد دولتی که با انتخابات برسرکار آمده را از راه غیرقانونی پایین بکشد. من طرفدار حزب عدالت و توسعه نیستم، در واقع طرفدار هیچ حزبی نیستم ،اما مشروعیت آنها از را این رو که توسط رای مردم انتخاب شده‌اند به رسمیت می‌شناسم.»

اینروزها هرکس به گولن بدوبیراه نگوید، کودتاچی می‌خوانند و این نویسنده و روشنفکر ترکیه‌ای که میگوید هنوز نسبت به مدیریت کودتا توسط فرقه گولن تردید دارد، توسط حامیان اردوغان بعنوان یکی از اعضای فرقه‌ی این روحانی ساکن امریکا معرفی می‌شود.

شافاک در جواب این اتهامات می‌گوید: «در ترکیه آسان‌ترین چیز برچسب‌زدن به مردم است. از ارامنه می‌نویسی می‌گویند «ارمنی پنهان است»، از کردها می‌نویسی می‌گویند «کرد پنهان است»، از یهودی‌ها می‌نویسی می‌گویند «شبتایی است»، از مولانا می‌نویسی می‌گویند «فرقه‌ای است». آنهایی که مرا می‌شناسند یا رمان‌هایم را می‌خوانند می‌دانند که در هیچ گروه و جماعتی عضو نیستم. در طول زندگیم همواره سعی کردم به صدای اقلیت‌ها، ستمدیدگان و قربانیان گوش دهم. برای مثال در دهه ۹۰، جزو نخستین اشخاصی بودم که به محدودیت‌های اعمال شده برای زنان محجبه در اماکن عمومی اعتراض کردم. تنها برای همین اعتراض، بارها مورد انتقاد اطرافیانم که بیشتر منصوب به جناح‌های لیبرال-چپ بودند قرار گرفتم. همیشه سعی کردم تا سازنده پل ارتباطی باشم و هیچ وقت بر کسی برچسب کمالیست مدرن یا محافظه کار نزدم.»

شافاک با اشاره به جدیدترین کتاب خود می‌گوید: «در رمان «دختران حوا» خانواده‌ای با اعتقادات مختلف را به تصویر می‌کشم. به نظر من با وجود تمام تفاوت‌ها می‌توانیم در کنار هم و زیر سایه دموکراسی زندگی کنیم و باید دو دستی به دموکراسی بچسبیم.»

گفتنی‌ست خانم الیف شافاک زاده ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱ در استراسبورگ فرانسه بدنیا آمده است. این نویسنده‌ی ترکیه‌ای تبار خیلی در کشورش اقامت نداشته است. دوران کودکی و نوجوانی شافاک در کشورهای اسپانیا، عمان، آمریکا و انگلستان گذشت و همین نگرشی چند فرهنگی به این بانوی نویسنده بخشیده است. شافاک تا به امروز ۱۷ اثر منتشر کرده است که بیشترشان به زبان‌های دیگر نیز ترجمه و با استقبال خوبی مواجه شده‌اند.

رمان‌های «ملت عشق»، «شپش پالاس»، «آینه‌های شهر»، «اسکندر» و «شیر سیاه» نام برخی از آثار شافاک است که به زبان فارسی برگردانده شده است. وی همچنین نامزد جوایز متعدد مانند «جایزه بین‌المللی ادبی دوبلین IMPAC»، «جایزه بهترین داستان از سوی انجمن نویسندگان ترکیه»، «جایزه رومی» و «جایزه بنیاد نویسندگان و روزنامه‌نگاران ترکیه» بوده است.

بنابر برخی آمار تایید نشده ملت عشق پرفروش‌ترین اثر داستانی تاریخ ترکیه محسوب می‌شود.

«ملت عشق»، داستان دلدادگی و رهایی است. زندگی آرام و یکنواخت زنی در غرب که دستخوش شوریدگی و در هم ریختگی اندیشه‌های عرفانی در شرق می‌شود. «اللا روبینشتاین» که حالا در آستانه چهل سالگی است، سال‌هاست که عادت‌ها، نیازها و سلیقه‌هایش تغییر نکرده و روزها برای او روی خط مستقیم پیش می‌روند، یکنواخت و منظم و عادی. به ویژه در بیست سال اخیر همه زندگی‌اش را جزء به‌ جزء با توجه به زندگی زناشویی‌اش تنظیم کرده بوده‌است. همه آرزوهایش، همه دوستان جدیدش، حتی کوچک‌ترین تصمیم‌هایش هم به این وابسته بوده. یگانه قطب نمایی که سمت و سوی زندگی‌اش را تعیین می‌کرده خانه و خانواده‌اش بوده‌است.

تمام زندگی این زن خلاصه شده در راحتی شوهر و بچه‌هایش. درست به همین دلایل آشکار بود که هیچ کس، حتی خودش هم نفهمید که چطور شد بعد از بیست سال زندگی مشترک یک روز صبح خود را از «شر» این زندگی آزاد کرد و تک و تنها به سفری رفت که پایانی نامعلوم داشت. دلیل این تصمیم چه بود، شاید «عشق» تنها دلیلی بود که «اللا» را از زندگی کنونی‌اش جدا کرده و این تلاطم همچون تکه سنگی در برکه راکد زندگی‌اش می‌افتد و او را می‌لرزاند و… .

کاوه میر عباسی در گفت‌وگو با (ایبنا)، درباره این کتاب میگوید: کتاب «ملت عشق» نوشته الیف شافاک، از جمله کتاب‌های خوبی است که با داستانی جالب و حکایاتی موازی به موضوع شمس و مولانا پرداخته که ترجمه درخشان ارسلان فصیحی نیز از موارد قابل توجه در این کتاب بوده است.

وی با اشاره به سایر کتاب‌های منتشر شده با این موضوع گفت: من پیش از این کتاب «کیمیا خاتون» نوشته سعیده قدس را که به موضوع شمس و مولانا پرداخته، خوانده بودم اما از آنجا که این کتاب با سوز و گداز بسیار نوشته شده‌بود، زیاد با ذائقه من سازگار نبود. با اینکه نویسنده هر دو کتاب از بانوان هستند، در «ملت عشق» از آن سوز و گداز خبری نبود و سازگاری بیشتری با سلیقه من داشت.

این نویسنده و مترجم درباره علاقه‌مندی‌های خود برای مطالعه، گفت: من به خواندن رمان علاقه‌بسیاری دارم، به ویژه خواندن رمان‌های پلیسی. بسیار کم پیش می‌آید که کتاب‌های ترجمه شده را مطالعه کنم، چرا که همیشه کتاب‌های اصلی را از زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و اسپانیایی می‌خوانم، اما از آنجا که بسیار علاقه‌‎مند بودم پرفروش‌ترین کتاب ترکیه را بخوانم، «ملت عشق» را با ترجمه ارسلان فصیحی خواندم و از آن بسیار لذت بردم.

رویا اکبریان نیز در جلسه نقد و بررسی این اثر گفته بود: رمان “‌ملت عشق‌” از فرمی برخوردار است که می‌توان دو رمان دانست ولی در قالب یک رمان. دو روایت تودرتو که به صورت موازی روایت می‌شود، اما در دو زمان مختلف جریان دارند. یکی قرن‌ها پیش در شرق و یکی در زمان حال و در غرب آمریکا. بر این پایه گرچه به ظاهر تفاوت‌های بسیار زیاد و اساسی با هم دارند، ولی بن‌مایه هر دو عشق و تاثیر آن در زندگی ست که بی شباهت به هم نیستند. ملت عشق از یک سو دلدادگی و از یک سو رهائی‌ست. از یک سو به عشق زمینی اشاره می‌کند و ازسوی دیگر به بخش معنوی جنبه‌های عرفانی عشق و زندگی اشاره می‌کند. نویسنده با چیره دستی این دو خط را کنار هم دیگر قرار داد وپیوند داستان را به وجود آورد. نقطه اوج داستان آن‌جاست که اللا دگرگون می‌شود. برگ تازه‌ای از زندگی اللا آغاز می‌شود که شیفته اندیشه و افکار مولوی می‌شود.

teleg
  nl


 

پاسخ


3 + یک =