نویسنده: ح.مهرآور

هفتادوسه سال پیش در چنین روزی در شهر لنگرود پسری متولد شد که بعدها بخشی از تاریخ موسیقی ایران را بنام خود گره زد.

فرهاد مهراد؛ خواننده؛نوازنده؛شاعر و آهنگساز ایرانی در ۲۹ دیماه سال ۱۳۲۲ در لنگرود متولد شد.او را بسیاری نخستین خواننده و اصلی ترین نماد موسیقی اعتراض در طول تاریخ معاصر میدانند.تا پیش از فرهاد، هنرمندانی که با سازهای وطنی درآثارشان سخن از دردهای اجتماعی میزدند، نگاهی رومانتیسیستی و دلگداز داشتند، چندان ردی از «اعتراض» در آثارشان یافته نمیشد. اما فرهاد که بعدتر بعنوان نخستین خواننده عاصی و ضد جریان در موسیقی پاپ محسوب میشد، نگاهی متفاوت تر و نخبه پسندتر داشت. فرهاد مهراد «معترض» بود.

شاید برای جوانان امروز و خوانندگان مورد علاقه شان خیلی قابل فهم نباشد، اینکه یک خواننده موسیقی پاپ اثری را به غلامحسین ساعدی تقدیم کند. شکسپیر بخواند، همتراز نصرت رحمانی و یدالله رویایی و اخوان ثالث به مباحثه بنشیند و به استادمحمد ِ خاک ِ صحنه خورده بکت را بشناساند.

امروز که همه راحت طلبند و ابتذال دامن تمامیت فرهنگ و رسانه را آلوده کرده، اینکه انتظار داشته باشیم یک خواننده سعدی و حافظ را در مقام محاجه با امثال دکتر قمشه ای و احمد شاملو قرار دهد و یا با فهم اقتضائات عصر و دوران پیش از وقوع حوادث بزرگ به مردم گرا بدهد، توقع بسیار زیادیست.

اما براستی امثال فرهاد از این جنس بودند و همین نیز باعث شده آنها که محضر چنان هنرمندانی را درک کرده اند، سروصداهای کامپیوتری و استیج های فقط پرزرق و برق ِ سراسر ابتذال امروز به دلشان ننشیند.

امثال فرهادها برای آنکه به معشوق خود (که هنرشان باشد) برسند، رنجها دیده و سختی ها کشیده اند. نقلست که در دوران کودکی علاقه ی وی به ساز و آواز عیان شده بود. اما بعلتی نامعلوم سازی که به وی هدیه داده بودند میشکند و با منع خویشان، فرهاد مجبور میشود به دور از چشم ملامتگر پدرش در خانه ی رفقای ارمنی خود میرفته آنجا دست به میوه ی ممنوعه ی موسیقی ببرده.

از سال ۴۲ به بعدهم که وارد مسئله ی آواز شد، در کافه  ها خواند، اما کاباره ای نشد. اما آنچه ما امروز بعنوان فرهاد میشناسیم از سال ۴۸ متولد شد.

فرهاد مهراد اگرچه بسیار مدیون طبع و نبوغ شخصی خود شده، اما باید بپذیریم که محصول یک دوران بود. زمانی که مسعود کیمیایی برای فیلم «رضا موتوری» دربه در دنبال یک صدای تازه بود، که فرهاد به پستش میخورد. البته پیش از اجرای این ترانه فرهاد یکبار برای فیلمی بنام «بانوی زیبای من» خوانده بود که نتیجه کار به دل خودش ننشسته بود و به گفته منفردزاده همان اول شرط میکند اگر خروجی کار چیز درستی از آب درنیامد آنرا منتشر نکنند. منفردزاده هم میپذیرد. بعد هم کار ضبط شده در قالب یک صفحه بطور مستقل بفروش میرسد و بازار را بقولی قبضه میکند!

دهه ی طلایی

میگویند برای آنکه در تاریخ هنرمملکتی یک دوران نوین آغاز شود باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدهند و گویا این اتفاق در دهه ۴۰ شمسی افتاده بود! با مرور تاریخ آن دوران چیزی که بیش از هر شاخص مهم دیگری بر خروجی آثار آندوران تاثیر میگذاشته ارتباط ساده و بی شیله پیله ی هنرمندان جوان آندوران بوده.

شهیار قنبری تعریف میکند:

در یک عصر جمعه، ترانهٔ جمعه را در خانهٔ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیق‌اش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحهٔ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم: ـ نازنین، هدیه‌ای به تو که هر روزت، جمعه است. ترانهٔ آمنه، با صدای آغاسی، همزمان منتشر شد. جمعه، پیروزی ترانهٔ نوین بود. اسفندیار ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد می‌نشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه شهبال شب‌پره یکی از اعضای گروه بلک‌کتز که فرهاد خوانندهٔ آن است برمی‌دارد و از رستوران کوچینی در حوالی «بلوار الیزابت» راه به راه می‌رانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچهٔ «رامسر». دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال شب‌پره» پشت درام می‌نشیند و محمد اوشال روی کلیدهای پیانو خم می‌شود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است. «اسفندیار منفردزاده» یک‌بار ملودی را با سوت می‌زند و زمزمه می‌کند. شهرام غواص را صدا می‌زنند که بیاید «سوت» را بزند. می‌آید. می‌زند و پشت‌بندش «فرهاد» می‌خواند. کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ـ ضبط و تمام می‌شود. ساعتی بعد که پگاه سر می‌زند، ترانهٔ «جمعه» متولد شده است.


ترانه جمعه:تیتراژ فیلم خداحافظ رفیق با صدای فرهاد مهراد

دانلود ترانه جمعه


و اینرا مقایسه کنید با اتفاقی که مثلا بین محسن چاووشی و داریوش  مهرجویی (بر سر فیلم نه چندان قابل دفاع سنتوری افتاد.

تغییر نوع ارتباط هنرمندان با یکدیگر و شاخص شدن مسائل مالی نیز از جمله آفاتی ست که اصحاب هنر نمیتوانند آنرا به گردن ممیزی و محدودیتهای ساختارمند اجتماعی بیاندازند.

مردم راحت طلب و قشری نگر نیز هنرمندان را تن آسا و بازاری کرده اند. وقتی برای شاعران جا افتاده ی نظیر شمس لنگرودی شعر ِ رویایی و باباچاهی هذیان تلقی میشود، و اسمهایی خنده دار و آثاری خنده دارتر بعنوان کارهای هیت و پراقبال در صدر جداول فروش قرار میگیرد، میتوان فهمید که راه را غلط رفته ایم.

بقول گلستان «آدمهای پرتی شده ایم». دیگر پیدا نمیشود، از آن قسم هنرمندانی که وقایع تاریخی را پیش از رخدادن پیش بینی میکردند.

در مراسمی که با حضور پوران گلفام – همسر زنده‌یاد فرهاد – و چهره‌هایی مانند دکتر الهی قمشه‌ای برای یادمان سالروز تولد فرهاد تدارک دیده شده بود، نخست نوشته‌ی بهروز غریب‌پور – نویسنده و کارگردان تئاتر – توسط شکوفه شهیدی خوانده شد.

فرهاد مهراد,بیوگرافی فرهاد مهراد,زندگینامه فرهاد مهراد,مستند زندگی فرهاد مهراد,دانلود آهنگهای فرهاد مهراد,دانلود آلبومهای فرهاد مهراد,دانلود فول آلبوم فرهاد مهراد,فرهاد مهراد و همسرش,پوران گلفام

غریب‌پور در این نوشته گفته بود: «فرهاد را گذر زمان داوری کرد و ثابت کرد که مدعیان با خواننده‌ای درافتادند که امتیازهای ویژه‌ای دارد. زنگ صدایش، صدای رسا، اما زخم‌خورده‌اش و بالاتر از آن، دل ریش‌ریش و غصه بی‌پایانش تقلیدناپذیر بود و هست. و زمان یک‌بار دیگر ثابت کرد که بی‌خود و بی‌جهت غربالگری نمی‌کند، و بی‌ترس و واهمه بسیاری را از صافی خود می‌گذراند. تردیدی نیست که در پدید آمدن فرهاد آهنگساز و ترانه‌سرا نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای داشتند؛ اما این نقش بی‌وجود امتیازات فرهاد بی‌اثر می‌ماند. فرهاد تجسم واقعی این شعر حضرت سعدی است: تو عاشقان مسلم ندیده‌ای سعدی، که تیغ بر سر و سر بنده وار در پیشند.»


مستند برف

دانلود مستند برف: ساخته مهران زینت بخش


مستند جمعه های فرهاد

دانلود مستند جمعه های فرهاد


مستند فرهاد مهراد ، از کوچینی تا پاریس

قسمت اول/قسمت دوم/قسمت سوم


 

teleg
  nl


 

پاسخ


+ 1 = دو