بیستم ژانویه امسال زمانی ست که دیوید لینچ کارگردان بزرگ امریکایی هفتاد سال خود را تمام کرده و در هشتمین دهه عمر خود بسر میبرد.

اگر چه فیلم‌های دیود لینچ موفقیت بزرگی در گیشه کسب نکرده‌اند، ولی همیشه محبوب منتقدان و فیلم‌دوستان بوده‌اند. در سال ۲۰۰۳ در یک نظر سنجی که از منتقدان فیلم در سراسر دنیا توسط روزنامه گاردین انجام گرفت، دیوید لینچ به عنوان بزرگ‌ترین فیلم‌ساز زندۀ دنیا برگزیده شد. فیلم‌های وی پر است از نمادهای سورئالیستی، سکانس‌های رویاگونه و نظایر آن. وی در نقاشی و مجسمه‌سازی و موسیقی نیز آثاری دارد.

این مصاحبه حدود ۱۰ سال پیش و توسط مجله اشپیگل با لینچ کارشده است. آنزمان  Inland Empire «امپراتوری درون» که خود لینچ نوشته بود در شرف اکران اروپایی قرار داشت.

در فیلم های جدید هالیوود تنها کاری که می کنند مونتاژ داستان خطی با جابجایی ترتیب صحنه هاست. این که ابتکار نیست؛ فقط پیروی از مُد است.

اشپیگل: آقای لینچ، چند لحظه پیش غذا چه خوردید؟
دیوید لینچ: یک سوپ سبزی و بعد ماهی آزاد با سُسی عالی. غذایی کاملا سبک. چرا این سئوال را می پرسید؟
اشپیگل: شما هر روز «مدیتیشن» می کنید؛ آیا این نوع زندگی تغذیه خاصی را می طلبد؟

لینچ: نه. مدیتیشن باید آزادانه تأثیر کند و تابع هیچ اجباری نیست. می توان همه چیز خورد. من شخصأ غذاهایی را ترجیح می دهم که ظاهر و طعم شان مزاجم را آزار ندهند.
اشپیگل: شما در فیلم جدیدتان از بازیگری، لورا درن، که مشغول بازی در فیلمی اسرارآمیز است، از اهالی اروپای شرقی که در جنگل ساکن اند و آدم هایی با کله های خرگوشی، حکایت می کنید. حتی طرفدارانتان معتقدند که فیلم را خیلی کم فهمیدند. ما هم کاملا حیرت زده شدیم. می توانید در روشن شدن موضوع به ما کمک کنید؟
لینچ: وضعیت شما را درک می کنم. فهم اغلب فیلم ها آسان است. اما من داستان ساده نقل نمی کنم. من با انتزاع کار می کنم. سینما می تواند تماشاگر را به دنیایی آن سوی ادراک بکشاند؛ دنیایی که در آن تماشاگر باید تمام و کمال به مکاشفه خود اعتماد کند. موضوع این نیست که چیزی را بفهمیم، موضوع این است که چیزی را تجربه کنیم.
اشپیگل: منظورتان چیست؟ بغرنج کردن موضوع؟
لینچ: بغرنجی می تواند تماشاگر را برانگیزد، تماشاگران بسیاری هستند که دوست دارند در فیلم غرق شوند. این دسته از تماشاگران وقتی از سالن سینما بیرون می آیند فیلم بر آن ها تأثیر می گذارد و سعی می کنند معنایی برای آن چه که دیدند بیابند. دسته دیگر درمانده اند؛ برای این که چیزی نگرفته اند، خود را درمانده حس می کنند. اما برای این دسته فیلم های دیگری هم هست.
اشپیگل: سینمای حکایت گر کلاسیک؟
لینچ: دقیقأ. این سینما جاودان است و من آن را خیلی دوست دارم. با این حال من می خواهم فرم ها و ساختارهایش را تا آن جایی که امکان دارد گسترش دهم. برای این مهم اساسأ همیشه به یک ایده محرک احتیاج است.

دیوید لینچ

اشپیگل: این ایده محرک در فیلم Inland Empire چه بود؟

لینچ: لورا درن، بازیگر، نزد من آمد و گفت که به همسایگی من نقل مکان کرده است. این ملاقات برای من واقعه ای کلیدی شد و بلافاصله نیاز عجیبی حس کردم که با او فیلم دیگری بسازم و وقتی لورا برایم تعریف کرد که اهل ناحیه ای در شرق لس آنجلس به نام Inland Empire است، عنوان فیلم هم پیدا شد.
اشپیگل: چنین چیزی الهام بخش شما بود؟ در حالی که فیلم مثل جرقه یک ایده سرکش به نظر می رسد.
لینچ: این طور نیست، اگر هم باشد غیرارادی است. چون وقتی صحنه ای به ذهنم خطور می کرد، مکان و نوری که بر آن حاکم بود دقیقأ در برابر دیدگانم ظاهر می شد. با این حال با هر ایده خوب متاسفانه انبوهی از زوائد نیز همراه است. چیزهایی که می بایست کنار گذاشت.
اشپیگل: اما شما تصاویری را به تماشاگران نشان می دهید که فیلمسازان دیگر آن ها را بلافاصله کنار می گذارند. چرا گاهی چهره بازیگران در پیش زمینه واضح نیست در حالی که دیوارهای پشت سرشان کاملا واضح به نظر می آیند؟
لینچ: قصد و نیتی در کار نبود. این به دوربین مربوط می شود! با این وصف وقتی این تصاویر را دیدم؛ تصاویری که تماشاگر در آن ها نمی داند نگاهش را بر چه چیزی متمرکز کند؛ خوشم آمد.
اشپیگل: شما پیش از این در فیلم «مخمل آبی» (۱۹۸۶) یا «قلب وحشی» (۱۹۹۰) ستاره هایی چون ایزابلا روسلینی یا نیکلاس کیج را به کار گرفتید و میلیون ها تماشاگر داشتید. Inland Empire را در آمریکا صد هزار نفر هم ندیدند. آیا این بدین معناست که شما دیگر تابع تماشاگر نیستید؟
لینچ: هر چه فیلم انتزاعی تر باشد تماشاگر کمتری دارد. همیشه همین بوده. اما من فکر می کنم که تماشاگران بیش از آن چه که فکر می کنند Inland Empire را درمی یابند. من مطمئنم که ما اکنون در دوران تحول و دگرگونی به سر می بریم. امروزه تماشاگران بیشتر و بیشتری از فیلم های شبیه به هم هالیوود در عذابند و همین می تواند طالبین بیشتری را جذب سینمای هنری کند.
اشپیگل: این حرف شما خیلی خوش بینانه نیست؟ امسال هالیوود خود را بار دیگر برای شکستن رکورد تماشاگر آماده می کند.
لینچ: شاید، اما امروزه ما با سینمای واقعأ جهانی طرفیم و فیلم هایی از آسیا و آفریقا می بینیم. هر کسی می تواند با دوربینی در دست فیلمی بسازد. هالیوود دیگر کنترل کاملی بر جهان ندارد.
اشپیگل: واقعأ؟ هالیوود فیلم های آوانگارد تولید نمی کند؟ تولیدات بزرگی چون «بابل» و «سی ریانا»، با داستان های غیرخطی بیشتر می شوند.
لینچ: اما شما نمی توانید این ها را با فیلم های من مقایسه کنید.در چنین فیلم هایی تنها کاری که می کنند مونتاژ داستان خطی با جابجایی ترتیب صحنه هاست. این که ابتکار نیست؛ فقط پیروی از مُد است.

 

 


 

انیمیشن کوتاه (۱۹۶۸) The Alphabet ساخته ی «دیوید لینچ»

دانلود  


    “فضا برای رویا پروری”: مستند دیوید لینچ:

قسمت اول/قسمت دوم/قسمت سوم


سینمایی مرد فیل نما – دوبله فارسی|The Elephant Man 1980

مجموع دقایق سانسور شده:۵دقیقه|آنتونی هاپکینز در سینمایی مرد فیل نما(The Elephant Man 1980)ساختۀ دیوید لینچ|اقتباس شده از داستان مرد فیل نما و خاطرات دیگر نوشتۀ فردریک ترِوِس|۱۴۴ فیلم IMDB|ژانر:زندگی نامه،درام|خلاصه: این فیلم روایتگر زندگی تلخ و سخت جوزف مریک است.جوزف در انگلستان بدنیا آمد چند سال اول زندگی او مثل دیگر بچه ها سپری شد اما پس از این دوره کوتاه بود که بیماری عجیبی به جانش افتاد…

دانلود


 

مشاهده فیلمها و مستندهای جذاب و دیدنی در کانال ویدئویی آوانگارد در آپارات

 

 

 

teleg
  nl


 

پاسخ


دو + 8 =