[Text-Advertisements] [Text-Advertisements]

نویسنده:محمدرضا لطفی

اصفهان شهر نور و چلچراغ‌ها و قالی‌های پرنگار با ترمه‌های زیبا و زاینده‌رود آن روزگار و نیستان‌های اطرافش و گنبد مسجد شیخ لطف‌الله در پهنه آبی آسمان اصفهان با کبوترهای چاهی و باغ‌های صیفی اطرافش تنها شهری است که هنوز ما را به ایران قدیم متصل می‌کند. خدای را هزار بار شکر که روحیه ملی و بافت عمیق سنت اجتماعی به سیاست‌گزاران فرهنگی حکومت مرکزی اجازه نداد که این شهر زیبا را مانند تهران و خیلی از شهرهای دیگر شبه پاریس و لندن نمایند. گاهی دست روزگار چه آبادانی‌هایی را هموار می‌کند که باید بر روی ویرانه‌های ملی کشورها استوار باشد.

خوشبختانه بافت شهری اصفهان پس از انقلاب نیز تاحدودی با همان مناسبات فرهنگ قدیمی باقیمانده است و این فضای پر معنای شهری توانست به حال و هوای استاد ما #کسایی کمک شایانی بنماید…

شهر اصفهان همواره یکی از مراکز مهم مذهب شیعه بوده و هست اما به جرات می‌توان ادعا کرد که اصفهانی‌ها با ظرافت بی‌نظیرشان در برخورد با مسایل عقیدتی بخصوص آنجا که لبه تیز مذهب و حکومت تلاش در تعصب و تنگ‌نظری دارد، به کمک نمادهای پنهان فرهنگ سنتی اصفهانی قادر شده‌اند تعادلی در عرصه‌های گوناگون هنری فرهنگی ایجاد نمایند و راه برون‌رفت از شرایط سخت را بیابند…

بدین‌گونه است که روایت می‌شود خانواده‌های اصفهانی در بیشه‌زارهای کنار زاینده‌رود به هنگام تفرج‌های خانوادگی به همراه ساز و آواز در طول قرنها توانسته‌اند این سنت را در زندگی اسلامیشان جا اندازند و حتی به مطربان یهودی و مسلمان این اجازه را داده‌اند تا در کنار مذهب رسمی، حرفه خود را گسترش دهند. بخش عمده‌ای از تاریخ موسیقی اصفهان بعد از قرن ۱۹ میلادی پر است از حضور فعال مطربان یهودی و مسلمان و تاثیر آنان بر ذائقه فرهنگی و هنری مردم اصفهان…

در واقع هر پیشه‌ای در جای خود از کاربرد منحصرش در ارتباط با بافت فرهنگی شهر برخوردار بود. هنگامی که از استاد کامل #تاج_اصفهانی سوال کردم که چرا مکتب اصفهان تا این اندازه مهمتر از مکتب‌سازی آن شده، در جواب فرمودند: “در روزگاران نه چندان دور در روزهای جمعه، صدای آوازه‌خوانان حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای زیادی از اطراف برکه‌های کنار زاینده‌رود شنیده می‌شد و این خاک قرن‌هاست که مرکز شعر و آواز ایران بوده و هست”

هنر مکتب اصفهان، هنرِ کم‌گویی و درست‌گویی است و این نکته پراهمیتی است که مکاتب موسیقی تهران و نقاط دیگر را از آن جدا می‌کند. این امر جزیی از سرشت قومی این مردم است و به همین دلیل هنگامی‌که به ساز استاد #حسن_کسایی گوش می‌دهید، به همین نکته بسیار پراهمیت و به‌ظاهر ساده برمی‌خورید. یکی از شاگردانم می‌پرسید که چرا ساز استاد کسایی اینگونه انسان را دگرگون می‌کند؟ در جواب به ایشان گفتم که باید با فرهنگ اصفهان آشنا باشی تا بفهمی که چرا و چگونه این حال حاصل می‌شود.

شهر اصفهان سالیان دراز پایتخت ایران بوده و بیشتر صنایع دستی و ماشینی در این شهر بسط و گسترش پیدا کرده و با یک نگاه ساده به شهر اصفهان می‌شود تا حدود زیادی متصور شد که این ذوق و قریحه از کجا سرچشمه می‌گیرد. امید است که این شریان مهم فرهنگ فارسی و ایرانی همچون زاینده‌رود عزیز خشکانیده نشود تا ملت ایران بتواند از این همه تولید هنری که دستاورد این بخش مهم از ایران عزیز است، بیشتر استفاده نماید.

منبع: مقالاتی درباره موسیقی


مرتبط:

امام جمعه اصفهان: ۷۵ درصد مردم اصفهان نیازی به کنسرت ندارند

 

teleg
  nl


 
اشتراک
مقاله بعدیارمغان رشد