مادام بوواری ترجمه مهدی سحابی نشر مرکز

مادام بوواری از مهمترین آثار ادبیات کلاسیک جهان محسوب میشود. این رمان تاکنون بارها در تئاتر و سینما بازآفرینی شده. اولین بار ژان رنوار در سال ۱۹۳۲ از روی این رمان فیلمی ساخت. بعداز آن نیز چند مجموعه تلویزیونی از این رمان ساخته شد. یک بار نیز در سپتامبر ۲۰۰۹ تئاتر موزیکالی از این داستان ساخته شد.

دو فیلم از این رمان در سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۱۵ با همین نام اقتباس شده‌است. فیلم مادام بوواری (۲۰۱۵) با بازی میا واسیکوفسکا در نقش مادام بوواری و کارگردانی سوفی بارتز جدیدترین اقتباس از این رمان است.

گوستا فلوبر نویسنده ی مادام بوآری بعداز نوشتن اثری به نام وسوسه سن آنتوان از دوستان منتقد خود، ماکسیم دوکان و لویی بونه، دعوت کرد تا داستان را برای آنها بخواند، ولی آن دو، داستان را اثر بدی برشمردند و به او پیشنهاد کردند که داستان دیگری دربارهٔ دلونه، از آشنایان آنها، بنویسد. بر این اساس، فلوبر شروع به نوشتن داستان مادام بوواری کرد و سعی کرد که داستان را براساس شخصیت‌های واقعی بنویسد و با استفاده از مشاهدات و ذهن خود وقایع را در طول داستان گسترده کند. برای مثال اما بوواری همسر دلونه است.

نگارش مادام بوواری از سپتامبر ۱۸۵۱ تا آوریل ۱۸۵۶ به مدت پنج سال در کرواسه طول کشید. در این مدت فلوبر روزانه بیش از چند خط نمی‌نوشت و مرتب مشغول ویرایش نوشته‌های پیشین بود و هرآنچه را بر کاغذ می‌آورد با صدای بلند برای خود می‌خواند. او برای غنا بخشیدن به داستان علاوه بر بیان داستان اصلی، به بیان چند خاطره و چگونگی ارتباطش با لوئیز کوله پرداخته است. او که بسیار با شخصیت مادام بوواری هم‌ذات‌پنداری می‌کرده‌است، در نامه‌ای گفته‌است که هنگام نوشتن صحنه سم خوردن اما بوواری، مزه آرسنیک را در دهان خود احساس می‌کرده‌است.

استخراج مواد خام برای خلق یک شاهکار از دنیای واقعی

دنیا برای فلوبر معدنی بود که با تلاش زیاد مصالح رمانش را از آن تامین می‌کرد. روابطش با آدم‌ها اگر در خدمت ادبیات نبود، بی‌اهمیت می‌شد. زندگی و همه تجربیات آن تنها خوراک هیولای درون او هستند که هر چیزی را می‌خورد و خمیر می‌کند و به شکل داستان بازمی‌سازد. فلوبر در نامه‌یی می‌نویسد: «دنیا چیزی نیست جز صفحه کلیدی برای هنرمند واقعی.» یوسا در کتاب «عیش مدام» رد پای اما بوواری را در سه زن که تقریبا هم‌عصر فلوبر بودند پیدا می‌کند و حدس می‌زند که این زن‌ها همان صفحه کلیدی را ساخته بودند که فلوبر پشت آن نشست و تق‌تق‌کنان تراژدی حماسی مادام بوواری را نوشت.

نخستین زن دلفین دلامر است. شوهر او شاگرد پدر فلوبر بوده که بعد از فارغ‌التحصیلی پزشک عمومی شد. پس از ازدواجی که با مرگ همسرش به انتها رسید، با دلفین ۱۷ ساله ازدواج می‌کند. در دهکده کوچکی که آنها زندگی می‌کردند، ماجراهای دلفین دلامر و ول‌خرجی‌های او حرف‌های زیادی به دنبال دارد. ماجرای دلفین دلامر در آن زمان سروصدا می‌کند و خبرش می‌پیچد، یوسا نقل می‌کند که دوست فلوبر ـ بوییه- پیشنهاد نوشتن ماجرای دلامر را به فلوبر می‌دهد و فلوبر به تدریج که ماجرا در او ته‌نشین می‌شود، به چگونگی نوشتن ماجرای دلامرها فکر می‌کند.

منبع بعدی خاطرات خانم لودوویکاست که خواهر هم‌کلاسی فلوبر بوده است. انگار فلوبر با لودوویکا دیدارهای زیادی داشته و به او نامه می‌نوشته است. خود فلوبر رابطه‌اش با لودوویکا را تنها کنجکاوی ادبی می‌داند، رابطه‌یی که هدفش کسب ماده خام برای نوشتن رمانش است. اما شواهد می‌گویند این زن آنقدر برای او جذاب می‌شود که با هم رابطه‌یی را شروع می‌کنند. به هر حال، چه ادبیات بهانه این رابطه باشد و چه هدف آن، زندگی لودوویکا برای فلوبر جذاب بوده و روی او تاثیر گذاشته است.

لودوویکا پس از آنکه شوهر اولش می‌میرد، با مجسمه‌سازی که عاشقش بود ازدواج می‌کند. ولی خیلی زود می‌فهمد که خودش عاشق مجسمه‌ساز نیست و برای تسکین درد زندگی مشترکش به دیگران روی می‌آورد، برای آنها هدیه‌های گران‌قیمت می‌خرد، ول‌خرجی می‌کند و قرض بالا می‌آورد و اموالش مصادره می‌شوند. او برای رهایی خدمت‌کار به سراغ عشاقش می‌فرستد که به او پول بدهند، ولی آنها هم کمکی نمی‌کنند. کمی بعد، همسرش از او که هنوز در شوک فاجعه پیش‌آمده است طلاق می‌گیرد.

زن سوم را فلوبر در مقاله‌یی می‌یابد. زنی درگیر ماجرایی دیگر می‌شود، به شوهرش زهر می‌خوراند و بعد بچه‌هایش و در نهایت خودش را با زهر می‌کشد.

آنچه در این سه زن مشترک است، میل به زندگی در عین حرکت به سمت نابودی است. هر سه این زن‌ها بی‌پروا خطر می‌کنند و حواسشان به فاجعه‌یی که برایشان رخ می‌دهد نیست، آنها به سمت شور زندگی می‌روند، می‌خواهند زندگی متفاوتی از آن‌چه دارند تجربه کنند، نمی‌توانند جلوی خواسته‌هایشان مقاومت کنند، تلاش می‌کنند و شکست می‌خورند، شکست آنها فاجعه‌یی بی‌برگشت است، غرق‌شدن است در دنیای آرزوها و خیال‌ها.

 

پرتره های روی جلدهای طبع شده از مادام بوواری

سایت منتال فلوس ده نکته شگفت انگیز درباره مادام بوواری نوشته است تا شاید کمتر درباره آن شنیده باشید:

۱٫ در داستان «مادام بوواری» مسائلی غیرمعمولی در مورد ازدواج مطرح شده که جامعه سنتی فرانسه را در آن زمان شوک زده کرد.
در «مادام بوواری» داستان ازدواج اما، شخصیت اصلی داستان با چارلز بوواری، پزشکی پیر روایت می‌شود که پس از ازدواج روابط غیر اخلاقی‌اش را در سایه امنیت و رفاه ایجاد شده توسط شوهرش ادامه می‌داد. مجله فرانسوی «لاریوو» که این داستان را چاپ می‌کرد در ابتدا تهدید به تعطیلی شد و در نهایت مجله از چاپ این داستان خودداری کرد و فلوبر آن را دو سال بعد، یعنی در سال ۱۸۵۷ در دو جلد منتشر کرد.

۲٫ داستان‌ زندگی اما بوواری، بر اساس داستان زندگی یکی از نزدیکان فلوبر نوشته شده و بیشتر ماجراهای نقل شده واقعیت است. او در یک فصل، مهمانی اشرافی را به تصویر می‌کشد که مادام بوواری در آن حضور دارد. فلوبر خود در ۱۴ سالگی همراه با والدینش در مهمانی مشابهی شرکت کرده بود.

۳٫ داستان «مادام بوواری» در حقیقت از نامه‌های عاشقانه فلوبر الهام گرفته شده است. مدتی پیش از انتشار داستان، فلوبر رابطه عاشقانه‌ای با یک شاعره به نام لوئیس کولت برقرار می‌کند. او نخستین بار کولت را در سال ۱۸۴۶ ملاقات کرد و در طول این سال‌ها نامه‌های زیادی بین این دو مبادله شد که در حقیقت داستان «مادام بوواری» پس از این نامه‌ها شکل گرفت. او اکثر جملات و نوشته‌های عاشقانه موجود در رمان را با الهام از این نامه‌ها خلق کرده است.

۴٫ رمان «مادام بوواری» از یک خبر در روزنامه‌های فرانسه شروع شد.
یک خبر در روزنامه‌های سراسر فرانسه درباره رسوایی اخلاقی زنی به نام دلفین دلامیر منتشر شد که به مسئله روز دیگر روزنامه‌ها نیز تبدیل شد. دلامیر، یک زن ۱۷ ساله روستایی بود که شوهرش را ترک کرده و با یک پزشک پیر ازدواج کرده بود. همین پایه گذار رمان «مادام بوواری» شد. فلوبر تمام داستان‌های این زن را در روزنامه‌ها دنبال کرده بود و رمانش را با الهام از زندگی این زن روستایی نوشت.

۵٫ شخصیت اما بوواری شاید برای نویسنده کمی شخصی‌تر باشد.
هرچند گوستاو فلوبر نخستین رمانش را بر اساس خبرهای شنیده شده از روزنامه‌ها نوشت، ولی هرکسی که از فلوبر درباره انگیزه خلق شخصیت مادام بوواری سوال می‌کرد او جواب می‌داد: «مادام بوواری خود من هستم.» بسیاری از منتقدان بعد از این اظهارات فلوبر اعتقاد دارند که او شخصیت اول قصه را بر اساس عشق دوران جوانی‌اش یعنی کولت نوشته است.

۶٫ داستان «مادام بوواری» پنج سال طول کشید.
نگارش «مادام بوواری» از سپتامبر ۱۸۵۱ تا آوریل ۱۸۵۶ طول کشید. در این مدت هرچند فلوبر روزانه ۱۲ ساعت برای نوشتن وقت می‌گذاشت اما روزی چند خط بیشتر نمی‌نوشت و مرتب مشغول ویرایش نوشته‌های پیشین خود بود. او هر آنچه را که روی کاغذ می‌آورد با صدای بلند برای خود می‌خواند.

۷٫ در مطلع داستان «مادام بوواری»، فلوبر از وکیل خود تقدیر می‌کند.
فلوبر در شروع رمان «مادام بوواری» مقدمه‌ای نوشته و رمان را به دوستانش تقدیم کرده است. یکی از این دوستان ماری آنتونی جولز، وکیل فلوبر در جریان یک دادگاه در سال ۱۸۵۷ بود. در این مقدمه نوشته شده است:« تقدیم به دوستان عزیزم و به خصوص بهترین آنها که در دادگاه تمام حمایتش را متوجه من کرد.»

۸٫ نخستین مترجم انگلیسی رمان «مادام بوواری» غریبه نبود.
نخستین بار مدیر مدرسه دختر برادر فلوبر رمان «مادام بوواری» را به انگلیسی ترجمه کرد. جولیت هربرت، مدیر مدرسه کارولین، دختر برادر فلوبر بود که این رمان را بین سال‌های ۱۸۵۶ تا ۱۸۵۷ به انگلیسی ترجمه کرد. اطلاعات زیادی در تاریخ از این زن ثبت نشده است. در اسناد معدودی حدس زده می‌شود که فلوبر و هربرت رابطه دوستی داشتند.

۹٫ دختر کارل مارکس در سال ۱۸۸۶ یک نسخه انگلیسی از رمان منتشر کرد.
در سال ۱۸۸۵ هنری ویزتلی، یک ناشر اهل لندن النور مارکس، دختر کارل مارکس نظریه پرداز مشهور انگلیسی را استخدام کرد که رمان «مادام بوواری» را به انگلیسی ترجمه کند. کارل مارکس بعد از ترجمه رمان توسط دخترش می‌نویسد: «هرچند شخصیت‌های داستان دچار فساد اخلاقی هستند، ولی این مسئله اجتناب ناپذیر است چون آنها کاری را می‌کنند که در تناقض با علایق شخصی باید انجام دهند.»

۱۰٫ «مادام بوواری» الهام بخش بسیاری از نویسنده‌ها و هنرمندان امروزی است.
بسیاری از نویسنده‌ها و هنرمندان مشهور معاصر از کلمات و جملات این رمان در نوشته‌های خود استفاده کردند. لینا دونهام، در کتاب خود با نام «این یک دختر نیست»، به دفعات از جملات «مادام بوواری» استفاده می‌کند. دیگر هنرمندان و تصویرگران معاصر نیز از این رمان در آثار خود استفاده کردند. پوسی سیمونز، تصویرگر انگلیسی در رمان مصور خود با عنوان «جیما بوواری» صحنه‌های بسیاری از این رمان را به تصویر کشیده است.


مادام بووآری در ایران:

مادام بوواری ترجمه مهدی سحابی نشر مرکز

«مادام بواری» را می‌توان نخستین اثر حرفه‌ای «گوستاو فلوبر» به حساب آورد. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۸۵۷ در فرانسه به چاپ رسید. با اینکه بیش از یک و نیم قرن از انتشار «مادام بوورای» می‌گذرد اما هنوز این رمان، به عنوان یک اثر پیشرو، مهم و جذاب در تاریخ ادبیات داستانی جهان محسوب می‌شود. بهترین ترجمه این کتاب را «مهدی سحابی» به فارسی انجام داده و نشر«مرکز» آن را منتشر کرده است.


مرتبط:

فلوبر به صحنه میرود

«مادام بوآری»، یکی از شاهکارهای ادبی و از تاثیرگذارترین رمان های گوستاو فلوبر محسوب می شود. پس از انتشار آن در سال ۱۸۵۶ در…

 

teleg
  nl


 

پاسخ


سه − 3 =