۲۰۱۸ نوبل نداریم!

سخنگوی آکادمی سوئد، که مسئول اعطای جایزه نوبل در رشته ادبیات است، اعلام کرد که امسال این جایزه داده نخواهد شد.

با کناره‌گیری شش تن از هجده عضو آکادمی سوئد در اعتراض به نحوه برخورد با اتهام سوء استفاده جنسی شوهر یکی از اعضا، ظاهرا این آکادمی تشخیص داده است که از اعتبار لازم برای انتخاب برنده جایزه نوبل ادبیات، یعنی مهمترین جایزه جهان در این رشته، برخوردار نیست.

این نخستین بار در حدود هفتاد سال گذشته است که اعطای جایزه نوبل ادبیات به تعویق افتاده است.

آکادمی سوئد، که یکی از شش آکادمی سلطنتی آن کشور است، از سال ۱۹۰۱ تا کنون وظیفه تعیین برنده جایزه نوبل ادبیات را برعهده داشته است. هجده عضو این آکادمی از میان دست اندرکاران ادبیات به عضویت مادام العمر آکادمی انتخاب می‌شوند.

این آکادمی در بیانیه خود گفته است که در نظر دارد برنده جایزه ادبیات نوبل سال ۲۰۱۸ را به موازات برنده این جایزه در سال ۲۰۱۹ انتخاب کند.

از زمان آغاز اعطای جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۱، تنها در هفت سال یعنی سال‌های ۱۹۱۵، ۱۹۱۹، ۱۹۲۵، ۱۹۲۷، ۱۹۳۶ و ۱۹۴۹ این جایزه داده نشده و “در پنج مورد از این موارد، اعطای جایزه به تعویق افتاد و همزمان با جایزه سال بعد داده شد.”

از ماه نوامبر سال گذشته که یک روزنامه سوئدی ادعای هجده زن را منتشر کرد که ژان کلود آرنو، از شخصیت‌های برجسته ادبی سوئد را در مورد تجاوز، دست اندازی یا سوء رفتار جنسی متهم کرد، آکادمی دستخوش بحران بوده است.

آرنو، همسر فرانسوی کاتارینا فروستنسون، شاعر سوئدی و عضو آکادمی، این اتهام را رد کرده است اما اختلاف نظر بین اعضای آکادمی در مورد واکنش به این بحران باعث شده است تا شش تن از اعضا، از جمله سارا دانیوس، دبیر دایم آکادمی از عضویت این نهاد کناره گیری کنند.

در بیانیه آکادمی که روز جمعه، ۱۴ اردیبهشت (۴ مه)، به امضای آندرس اولسون، دبیر موقت منتشر شده، آمده است که “اعضای فعال آکادمی کاملا آگاه هستند که بحران خلل در اعتماد نسبت به این نهاد مستلزم تلاش پیگیر برای تغییرات است.”

او گفته است که “اعضای آکادمی خود را متعهد می‌دانند تا قبل از اعلام برنده بعدی جایزه نوبل ادبیات، بکوشند تا اعتماد عمومی را به این نهاد باز گردانند.”

 


 

کتاب جدید نویسنده بازی تاج و تخت

کتاب جدیدی از جرج آرآر مارتین روانه بازار خواهد شد که البته عنوان آن «بادهای زمستان» نیست.

به گزارش تیترهنر، «آتش و خون» عنوان کتاب جدید جرج آرآر مارتین است که داستان آن ۳۰۰ سال پیش از حوادث مجموعه کتاب «ترانه یخ و آتش» روی می‌دهد. این کتاب ۲۰ نوامبر روانه بازار کتاب خواهد شد.

 

داستان این کتاب نیز همانند مجموعه «یخ و آتش» در دنیای فانتزی وستروس شکل می‌گیرد. مارتین در وبلاگ خود در این باره نوشت: «باید تاکید کنم که کتاب «آتش و خون» رمان نیست. این کتاب روایتی سنتی ندارد و قرار هم نبود که داشته باشد.»

این کتاب ۹۸۹ صفحه‌ای تاریخچه‌ای از تمام پادشاهان سلسله خیالی تارگرین است.

اعلام این خبر برای هواداران «بازی تاج و تخت»‌ ناامید کننده است چرا که آن‌ها هفت سالی می‌شود که منتظر انتشار ششمین کتاب با عنوان «بادهای زمستان» هستند.

انتشار این مجموعه کتاب‌ها از سال ۱۹۹۶ و با کتاب «بازی تاج و تخت»‌ آغاز شد. پس از آن در سال ۱۹۹۹ کتاب ‌«نبرد پادشاهان» به بازار آمد و سال ۲۰۰۰ نوبت به «طوفان شمشیرها»‌ رسید. چهارمین کتاب از این مجموعه «جشنی برای کلاغ‌ها» بود که سال ۲۰۰۵ به مخاطبان معرفی شد و پنجمین کتاب در سال ۲۰۱۱ با عنوان «رقص با اژدهایان»‌ منتشر شد.

این مجموعه کتاب‌ها دستمایه ساخت سریال پرطرفدار «بازی تاج و تخت» قرار گرفته‌اند اما از آنجا که مارتین کتاب ششم را هنوز منتشر نکرده و سریال به فصل هفتم رسیده است، تماشاگران تلویزیون از خوانندگان کتاب پیشی گرفته‌اند.


معرفی رمان «همنام» جومپا لاهیری

 

شاید یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های مهاجرت از کشورهای جهان سوم به جوامع توسعه یافته، مسئله بحران هویت باشد. فرایند دستیابی به فصل‌های مشترک و تلفیق فرهنگ سنت‌گرا، وحدت‌ طلب و سخت‌گیرانه شرق با فرهنگ مدرن، تکثرگرا و تکلف‌گریز غرب، قطعا فرایندی پیچیده و چند بعدی است. جوامع مولتی‌کالچرال به مثابه کُره‌ای عظیم، حباب‌های جمعیتی مهاجر و در اقلیت  را در بر می‌‌گیرند؛ این کلنی‌ها یا ناگزیرند با حفظ پوسته شکننده و دفاعی خود، به شکل ایزوله، به روابط درون‌گروهی بسنده کنند و از تعامل و تعادل بگریزند یا برای رسیدن به پایداری، در جهت همگونی با ساختار جامعه مقصد گام بردارند. قرار نیست که ویژگی‌های بومی جامعه مبدا، جز‌‌ء به جزء حفظ شود یا بالعکس، غرق شدن در فرهنگ میزبان، بیخودشدگی ببار آورَد. مواجهه با این پارادوکس و توانایی شناور بودن در جریان سیال هر دو فرهنگ، مهارتی است که به تدریج و با هوشمندی میسر می‌گردد؛ تا سیستم‌های جدید بر اساس تفاوت‌ها ساخته شوند. پروسه مهاجرت، قبل از اینکه نمود فیزیکی داشته باشد در ذهن اتفاق می‌افتد و سازوکار پیچیده این ذهنیت را آمال و آرزوهایی می‌سازد که بیرون از محیطِ «خودی» و در محدوده «دیگری»، قابل جستجو و دستیابی است. فرد مهاجر، همراه خود تصویری از اقلیم، تاریخ و تمدن را حمل می‌کند که به پنداشت‌هایش جهت می‌دهد و تا رسیدن به یک فرهنگ دورگه‌ی بدون مرز و آمیختنِ  «خود» با «دیگری» مسیری ناهموار در پیش دارد. جومپا لاهیری این مهم را دستمایه خلق رمان «همنام» قرار داده و در کنار یک بازی ظریف مفهومی با نام کاراکتر اصلی داستان(گوگول)، منظور خود را عملی می‌سازد.

آشوک، همراه همسرش آشیما، به قصد ادامه تحصیل در مقطع دکترای دانشگاه ام آی تی، از کلکته عازم کمبریج می‌شود. پسرشان گوگول، در آمریکا به دنیا می‌آید. یه آمریکایی هندی تبار با نامی روسی! گوگول از هنگامی که خود را می‌شناسد در حال گریز از این اسم عجیب است؛ همانگونه که از ریشه‌هایش فرار می‌کند. گریزی که در هر دو وجه به یک اندازه غیرممکن و ناموفق خواهد بود. شبکه در هم تنیده‌‌ای از رخدادها، احساسات، اعتقادات و آدم‌ها او را به گذشته‌ متصل می‌کند. این رشته‌ها گاهی مثل تارهای عنکبوت دست و پا گیرند؛ اما  بی‌وجود بعضی‌شان، تنهایی و سقوط حتمی است.

لاهیری در مقام یک راوی مسلط و آگاه، هوشمندانه به زیر‌لایه‌های زندگی و دغدغه‌های نسل اول و دوم مهاجرین سرک می‌کشد و با نثری روان و زبانی ساده، پیچیدگی‌ زیست‌های دوگانه را تصویر می‌‌کند. زندگی‌هایی که رو به جلو پیش می‌روند؛ اما بخشی از آن‌ها تا ابد در مختصات جغرافیایی و فرهنگیِ اقلیمی به نام «وطن» جا خواهد ماند. نگاهی معطوف به گذشته که گاهی، جسارت را از گام‌‌های رو به آینده می‌گیرد.

آشوک به دنبال انگیزه‌های کاملا مشخص، درک دنیایی وسیعتر و کاملا آگاهانه زندگی مالوف و از پیش تعریف شده خود را در هندوستان ترک می‌کند و تجربه‌های جدید در غربت را به شرایط ایمن زادگاه ترجیح می‌دهد. او هدفمند و تصمیم‌گیرنده ا‌ست؛ بنابراین به راحتی با موقعیت جدید آداپته می‌شود.  آشیما ولی در جایگاهی منفعل قرار دارد؛ او نه انتخاب‌گر، که تابع وضعیت پیش‌ِ‌روست. به سفر تن می‌دهد؛ اما حس تعلق خاطر به ریشه‌هایش را مادام‌العمر یدک می‌کشد. بیشتر احساس یک تبعیدی را در مکانی عاریه و موقت دارد. بنابراین در مواجهه با فرهنگ بیگانه، مقاوم و نفوذناپذیر باقی می‌ماند؛ اما می‌کوشد تا جای ممکن با امکانات «غیر‌ خودی» شرایط زندگی «خودی» را در غربت فراهم آورَد.

«خارجی بودن یک‌جور حاملگی مادام‌العمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحمل باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک‌جور مسئولیت مداوم و بی‌وقفه. یک جمله معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای این‌که نشان بدهد از زندگی قبلی دیگر خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پر زحمت گرفته… خارجی بودن هم مثل حاملگی، غریبه‌‌ها را به کنجکاوی وا‌می‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه‌شان را بر‌می‌انگیزد.»

واکنش‌ کاراکترهای لاهیری برای مخاطب شرقی بسیار آشناست. خصوصا آن‌ها که فرزندان‌شان در این شرایط بالیده‌اند و فارغ از بستر سنتی خانواده‌، گرایش واضحی به فرهنگ میزبان دارند؛ اما ناخودآگاه در تسخیرِ یک حس تبعید موروثی، احاطه شده‌اند. رمان در سال ۱۹۶۸ آغاز می‌شود. سالی که جنبش‌های اجتماعی، افکار عمومی را به سوی جامعه مدرن سوق داد و این تحرکات در انحصار قوم یا نژاد خاصی نبود؛ تا جایی‌که بسیاری از فیلسوفان و تاریخ‌نگاران از دستاورهایش به عنوان مهمترین رویداد انقلابی قرن بیستم یاد می‌کنند. همنام به روایت سه دهه زندگی معمول یک خانواده هندی مهاجر می‌پردازد و در غیاب هر گونه واقعه اعجاب انگیز، از دل روزمرگی‌ها، مفاهیم عمیق و قابل تاملی استخراج می‌‌کند.

گوگول، شخصیت اصلی، غالبا ناخشنود و درگیر تضادهای درونی و بیرونی  است؛ اگر چه در کارش موفق است؛ اما هیچ خواست ویژه و منحصر به‌فردی ندارد. شرم و آزردگی در رفتارش هویداست و مسبب چنین حس نامطلوبی، اسم نامتعارف و رفتار متضادی است که ناگزیر در خانه و اجتماع باید از خود بروز دهد. ترددِ رفتاریِ هر روزه از یک زندگی تمام عیارِ مقید و سنتی هندی؛ که مادر در خانه تدارک می‌بیند به ساده‌انگاریِ مدرن و رهای آمریکایی. او نمی‌داند دلیل انتخاب اسم‌اش چیزی فراتر از علاقه پدر به نویسنده روس و داستان‌های اوست؛ واقعه‌ای کلیدی در زندگی آشوک که برای او تداعی‌گر تولدی دوباره است و آشوک در واقع زندگی نهفته در پسِ این نام را به فرزندش هدیه کرده.

«از واقعه‌ای که پدرش را تا دم مرگ برده خبر ندارد…راجع به گوگول فقط نیمی از حقیقت را می‌داند: اینکه پدرش به گوگول علاقمند است… از هرجور سوال درباره اسمش حالش به‌هم می‌خورد…اسمش گنگ و بی‌معنی است، هیچ ربطی به خودش ندارد، نه هندی است نه آمریکایی؛ میان اینهمه کشور دنیا روسی است. بدش می‌آید که محکوم است با این اسم، روز به روز و لحظه به لحظه عمرش را سپری کند… این اسم این وجود بی‌وزن و شکل، وجود مادی‌اش را آزار می‌دهد. پدر و مادرش عجیب‌ترین همنام دنیا را برایش انتخاب کرده‌اند… نه طنین دارد نه وزن.»

ارجاع به نیکلای گوگول و داستان معروف «شنل» انتخاب مناسبی برای‌  نمایش این ناهمگونی است. گرچه نویسنده شنل، پدر رئالیسم در ادبیات روسیه است؛ اما عده‌ای او را رمانتیک می‌دانند، ناباکوف حتی، خیال‌پردازش ‌خوانده است. ترکیب این شگردهای ناهمخوان، یکی از پر نفوذترین داستان‌های کوتاه دنیا را پدید می‌آورد که پلی است میان قصه و داستان کوتاه. مثل اکثر قهرمانان لاهیری که زندگی‌شان پلی است بین سنت و مدرنیته. نکته دیگر، اسم ناخوش‌آهنگِ «گوگول گانگولی» که وامدار نام عجیب کاراکتر اصلی شنل، یعنی «آکاکی آکاکی‌یوویچ» است؛ ارجاعی آنقدر حائز اهمیت، که لاهیری برای مقدمه کتابش جمله‌ای از شنل را برگزیند. «خواننده خودش باید درک کند که واقعا جور دیگری نمی‌شد. او نمی‌توانست اسم دیگری داشته باشد.»

حس بیگانگیِ درونی ناشی از اسمی غریب؛ که در جنبه‌های بیرونی هم، با زیستِ ناسازگارِ یک شهروند مهاجر تقویت می‌شود، تقریبا تا اواخر داستان و رسیدن به نقطه عطفی آنی و تاثیرگذار، گوگول را همراهی می‌کند. مرگ ناگهانی آشوک؛ سیلیِ محکم و دور از انتظار زندگی است؛ سنگین، همانگونه که باید باشد. تیزیِ برنده آگاهی ناب است که پیله سالیان را ‌می‌شکافد؛ تا باز هم مرگ، تولدی دوباره به او ارزانی ‌دارد همراه با نگاهی تازه؛ که در غیاب فقدانی سنگین، قطعا از درک واقعیت بازمی‌ماند. به‌یاد می‌آورَد یک بار در کودکی با پدر مسیری را تا انتها رفته بود؛ تاجایی که یک قدم جلوتر از آن نمی‌شد رفت. انگار دوباره باید آغاز کند؛ این‌بار اما به تنهایی…

«حالا خوب می‌داند پدر و مادرش علیرغم تمام کمبودهاشان، با صبر و طاقتی که او در خودش بعید می‌داند، در آمریکا زندگی کرده‌اند… یک جور قطع ارتباط کامل(با خانواده)، پا در هوا میان حسرت و امید و انتظاری ابدی… او سال‌های زیادی صرف فاصله گرفتن از اصل و ریشه‌اش کرده بود و آن‌ها تا جایی که از دستشان می‌آمد، صرف پل‌زدن روی این فاصله… کتابی به چشمش می‌خورد، کتابی که هیچوقت نخوانده و خاک چندین دهه را به خود گرفته…داستان‌های کوتاه نیکلای گوگول. روی لت سفید رو برو نوشته شده: «برای گوگول گانگولی». دستخط آرام و با طمانینه پدرش است: مردی که اسمش را به تو بخشید؛ از طرف مردی که اسمت را به تو بخشید.»


 

جمع‌آوری کتب مستهجن و ناقض حاکمیت ملی از نمایشگاه کتاب

نمایشگاه کتاب

رئیس کارگروه نظارت محتوایی ناشران خارجی از جمع‌آوری برخی کتاب‌ها از نمایشگاه تهران بدلیل درج تصاویر مستهجن، استفاده از عناوین مجعول برای خلیج‌فارس و ناقض حاکمیت ملی خبر داد.

علی فریدونی مدیر کل دفتر مجامع، تشکل‌ها و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس کارگروه نظارت محتوایی ناشران خارجی در سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره تخلفات احتمالی صورت گرفته در این بخش در سه روز برگزاری این نمایشگاه، گفت: کارگروه نظارت محتوایی ناشران خارجی بر اساس ضوابطی که از پیش تعیین و به واردکنندگان کتاب‌های خارجی و همچنین ناشران این بخش اعلام شده بود، نظارت محتوایی را در دو بخش ناشران عرب و ناشران لاتین انجام می‌دهد.

وی افزود: این نظارت از هفته‌ها قبل از شروع به کار نمایشگاه کتاب تهران و زمانی که واردکنندگان کتاب‌های خارجی، فهرست عناوین آثاری را که قصد دارند در نمایشگاه عرضه کنند، به ما ارائه می‌کنند، شروع شده است و در ایام برگزاری نمایشگاه کتاب تهران هم جریان دارد. بر این اساس تاکنون تعدادی از عناوین که با شرایط و ضوابط اعلام شده از طرف کارگروه سازگاری نداشت، جمع‌آوری شده و تذکرات لازم هم به توزیع‌کنندگان آنها در بخش ناشران خارجی داده شده است.

مدیر کل دفتر مجامع، تشکل‌ها و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بدون اعلام تعداد کتاب‌های جمع‌آوری شده از بخش ناشران خارجی نمایشگاه امسال تهران، در عین حال این عناوین را اندک خواند و اعلام کرد: بعضی از این کتاب‌ها که توسط ناشران عرضه شده بود، از غرفه‌ها و بعضی از کتاب‌ها نیز از گمرک و قبل از اینکه بخواهد در نمایشگاه عرضه شود، جمع‌آوری شدند.

فریدونی در عین حال گفت: موارد و موضوعاتی که منجر به این تصمیم از سوی کارگروه شد، پرداختن به برخی مسائل مربوط به حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران، درج نام و تصاویر مجعول از خلیج‌فارس در بخش ناشران عرب و پرداختن به برخی مسائل تفرقه‌افکنانه در حوزه‌های قومی و دینی در کشورمان، درج تصاویر مستهجن در بعضی از کتاب‌های هنری در بخش ناشران لاتین بوده است.

وی تأکید کرد که کتاب‌های جمع‌آوری شده از بخش ناشران خارجی نمایشگاه کتاب تا پایان فعالیت این نمایشگاه در کارگروه نظارت محتوایی ناشران خارجی نگهداری می‌شود و پس از اتمام فعالیت نمایشگاه و بعد از تصمیم‌گیری هیأت رسیدگی به تخلفات ناشران، در مورد نحوه برخورد با واردکنندگان و ناشران این قبیل کتاب‌ها تصمیم‌گیری لازم صورت خواهد گرفت.

رئیس کارگروه نظارت محتوایی ناشران خارجی در سی و یکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران تصریح کرد: به رغم تخلفات یاد شده، کارگروه نظارت محتوایی ناشران خارجی در مورد پلمپ هیچ غرفه‌ای در بخش ناشران خارجی چه ناشران عرب و چه ناشران لاتین تاکنون به جمع‌بندی نرسیده است و همه غرفه‌ها کما فی سابق به فعالیت خود در نمایشگاه ادامه می‌دهند. البته گزارش‌های یاد شده به هیأت رسیدگی به تخلفات ناشران ارائه شده است و این هیأت در مورد پلمپ غرفه‌ها یا تداوم فعالیت آنها، تصمیم‌گیری خواهد کرد.

فریدونی همچنین با اشاره به برخی موارد اجرایی فعالیت کارگروه متبوعش نیز گفت: در این زمینه گزارش‌ها و شکایت‌هایی از جمله در رابطه با بحث تأثیر نوسانات ارزی در فعالیت بخش ناشران خارجی و کند بودن گردش کار در حوزه گمرک دریافت کرده‌ایم که این گزارش‌ها به مدیر کمیته بین‌الملل نمایشگاه کتاب تهران داده شده است و در صورت لزوم برای تصمیم‌گیری نهایی به کمیته رسیدگی به تخلفات ناشران ارائه خواهد شد.

وی در عین حال همکاری و هماهنگی واردکنندگان کتاب‌های خارجی و ناشران بخش عرب و لاتین نمایشگاه سی و یکم کتاب تهران را با کارگروه یاد شده خوب ارزیابی کرد و گفت: خوشبختانه در بیشتر موارد که احتمال می‌رود عرضه برخی کتاب‌ها مغایر آئین‌نامه نظارت محتوایی نمایشگاه کتاب باشد، غرفه‌داران خود از عرضه آنها خودداری می‌کنند که در یک مورد می‌توانم بگویم یکی از ناشران خارجی که نزدیک به ۱۰ هزار عنوان کتاب در نمایشگاه عرضه کرده است، از اسفندماه امسال در مورد عرضه این آثار در نمایشگاه، هماهنگی لازم و کافی را با ما داشته است.

 

teleg
  nl


 

پاسخ


9 × = هفتاد دو