🔊 فایل صوتی

میزگرد اندیشه زُروان
موضوع: نقد عرفان ایرانی

سخنرانان:
دکتر:عبدالحمید ضیایی
دکتر:محمود عبایی
دکتر:امیرحسین ماحوزی
دکتر : شروین وکیلی

جلسه اول:

لینک دانلود جلسه اول (۴۹ مگابایت)


 

جلسه دوم:

لینک دانلود جلسه دوم (۴۹ مگابایت)


 

دانلود پرسش و پاسخ این نشست

 

آیین زُروانی چیست؟

زُروان نام یکی از ایزدان باستانی است. زروان در نوشته‌های پهلوی خدای زمان است، اما بنا بر آیین زروانی، زروان خدایی است که در زمانی که هیچ‌چیز وجود ندارد نیایش‌هایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی‌های آرمانیِ اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند.

زروان بمعنای زمان است و نام یکی از ایزدان باستانی است. زروان در نوشته‌های پهلوی خدای زمان است اما بنا بر آیین زروانی، زروان خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایشهایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی‌های آرمانیِ اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند. این نام در اوستا به صورت زَروان یا زُروان آمده‌است.

بطور خلاصه میتوان گفت:

آیین زُروانی مشتق از زُروان است که به نظر زروانیان وجودِ غایی است. زروانیان، فرقه‌ای از مزدیسنان بودند که در باورهای خود دچار انحراف شده و از مزدیسنا خارج شدند. آیین زروانی صورتی از دین زرتشتی است ولی مسلماً زرتشتی نیست.در این باور، باورمندان به تجسمِ زروان، اهورامزدا و دیگر عناصرِ اصلیِ مزدیسنا روی آورند. زُروان همچنین یکی از ایزدانِ مزدیسناست.

در برخی از نوشته‌های زبان پهلوی از زروان به صورت موجودی برتر از اورمزد سخن رفته‌است اما در گات‌ها زوران اهمیتی ندارد. برخی از دانشمندان جنبشی را که موجب پدید آمدن آیین زروانی شده‌است مربوط به دوران اشکانی و ساسانی می‌دانند و برخی دیگر آیین زروانی را دین مغان مادی پیش از فرارسیدن دین زرتشت پنداشته‌اند. مانی با اقتباس از افکار زرتشتی زمان خود نام زروان را به خدای بزرگ که به تصور او خود صاحب دو فرزند بود اطلاق کرده‌است و در واقع در وجود زروان دوگانگی مزدایی به وحدت تبدیل می‌شود. از این رو بعضی از محققان آیین زروانی را گونه‌ای یکتاپرستی دانسته‌ان

نسبت میان «درست دینی» با «زروانی گری» که مع الاسف با همه اهمیتی که دارد، به آن هیچ گونه توجهی نشده است: این زروانی گری، گرایشی در دل دیانت کهن ایرانی بود که شاید متعاقب آموزه های زرتشت که سخن از دو مینوی بد و نیک راند، به ناگزیر پدیدار شد و پدری به نام «زروان» یا «زمان بی کرانه» را برای آن دو قایل گشت. همچنین زنر معتقد است که ثنویت و اعتقاد به دو مینوی نیک و بد، ریشه در آموزه های اصیل زرتشت دارد و همو بود که «مسئول چنین راه حل ریشه ای از برای مشکل اهریمن (بدی) بود». به باور زنر، زروانیسم به نسبت کیش زرتشت، متاخر محسوب می شود. به عبارت دیگر او زروانیسم را واکنشی به ثنویت مطرح شده توسط زرتشت می شمارد. در ادبیات دینی زرتشتی ما با دو گونه زمان مواجه هستیم: یکی زمان ازلی- ابدی و دیگری زمان دوازده هزارساله که دوران نبرد میان اهریمن و اهورامزدا است. زروان زمانه بی کرانه است و «زمان درنگ خدای» یا «زمان کرانه مند»، دوران دوازده هزار ساله. در کتاب بندهشن هم آمده است که هرمزد «سپهر را از زمان آفرید که تن زروان درنگ خدای و تقدیر ایزدی است.» (بندهشن/ ص ۴۸)

اسطوره زروان

اسطوره زروان به طور خلاصه چنین است: پیش از آن که چیزی وجود داشته باشد، تنها و تنها زروان بود. او یک هزار سال به قربانی ایستاد تا مگر پسری که هرمزد خواهد بود، از او زاده شود. پس از آن یک هزار سال، در کار خویش شک کرد که آیا آن همه قربانی سودی در بر داشته؟ هنگامی که او در این اندیشه شک آلوده بود، هرمزد و اهریمن به زهدان او در آمدند. هرمزد از خواست هزارساله او و اهریمن از شک او. زروان چون از وجود فرزند آگاه شد، عهد بست تا هر یک زودتر از زهدان بیرون آیند، سلطنت جهان را به او خواهد سپرد و در این عهدکردن، باور داشت که هرمزد زودتر بیرون خواهد آمد. اما اهریمن شکم پدر را درید و زودتر خویش را بر پدر عیان کرد. زروان عهد خویش را نگه داشت و اهریمن را برای نه هزار سال شاه جهان کرد و او را گفت که پس از انقضای این مدت هرمزد بر او غلبه خواهد کرد.
گفتنی است که در هیچ یک از متونی که به زبان پهلوی نگاشته شده اند، نمی توان شرح کامل اسطوره زروان را یافت، اما در تعدادی از آنان نظیر «رساله علمای اسلام» که در قرن سیزدهم میلادی و برای معرفی دین مزدیسنایی به مسلمانان نوشته شده، رد پاهای پررنگی از زروانی گری وجود دارد. باید دانست که نمی توان زروانی گری را دیانتی جدای از زرتشتی گری دانست.
زروانی گری، به تعبیر روانشاد عبدالحسین زرین کوب، نوعی مذهب کلامی در آیین زرتشتی به شمار می آمد و البته می توان اندیشید که چون در حوزه «درست رفتاری» قرار نداشت، با چندان دشواریی از حیث برخورد متعصبانه موبدان مواجه نبود. در واقع، تنها پس از آن که اسلام بر ایران استیلا یافت و موبدان را از اوج قدرت پایین کشید، آنان برای حفظ «امت» خویش، به ناگزیر متوجه «درست ایمانی» و «درست باوری» در مردمان شدند. در نتیجه، باورهای زروانی از دین بهی نوین رانده شده و متون زرتشتی تا حد امکان از باورهای زروانی پاک گشتند. اما در دوره پیش از اسلام باورهای زروانی بر بخش مهمی از تاریخ دین زرتشتی (خصوصا در دوره ساسانی) سایه انداخته اند و می توان با برخی اندیشه مندان هم رای بود که اساسا زروانی گری را وجه غالب دین مردم ایرانی در دوره ساسانی می دانند و معتقدند که «مزدیسنان در عهد ساسانی در خصوص آفرینش بیشتر تابع عقاید زروانیه بوده اند.» باید دانست که آنچه چنین نتیجه گیری را موجب شده، نوشته های بیگانگان راجع به آداب و عقاید ایرانیان عهد ساسانی است وگرنه، همچنان که اشاره رفت، منابع داخلی شواهد زیادی از رواج زروانیسم در عهد ساسانی به دست نمی دهند.
البته باید دانست منابعی که بتوانند ما را از زروانیسم و زوایای بدعت آمیز آن آگاهی ببخشند، بسیار محدودند؛ زیرا از یک طرف در متون پهلوی که تا به امروز باقی مانده، سعی گردیده هرگونه بدعت زروانی حذف و محو گردد و از طرف دیگر، منابع غیر زرتشتی نیز عمدتا مسیحی و مانوی هستند که نگرش آنها «به طور قابل فهمی، خصمانه و ناموافق است.»
به هرحال، یکی از ناگزیرترین دستاوردهای باور به زروان یا خدای زمان، هزاره گرایی و باورهای جبری منتج از آن است. در واقع، این «خدای زمان» بود که با ترتیب دادن طرح کیهانی هزاره ها، زمان نبرد میان دو فرزند خویش یعنی اهریمن و اهرمزد را از پیش مشخص کرده بود و در چنین طرحی، زندگی آدمی بر مدار تقدیرات زروان می گشت و زروان به عنوان خدای زمان، خدای مرگ، خدای داور، خدای نظم و قرار، خدای تاریکی و روشنی و البته خدای بخت یا سرنوشت، بر همه چیز حاکم بود. در کتاب بندهشن آمده است: «زروان پیش از آمدن اهریمن چنین گفت که کیومرث دلاور را به سی زمستان زندگی و شاهی مقدر است.» از تئودر موپسوئستیایی هم نقل شده که به عقیده زرتشت «زوران زاینده همه چیز است که او را “تقدیر” می نامند.»

نگرش های جبری زروانی

با نگاه به برخی از متون پهلوی، می توان رد پاهای آشکاری از نگرش های جبری زروانی را یافت. برجسته ترین کتب پهلوی در قرن سوم میلادی تالیف شده اند و بنا به برخی مندرجات این کتاب ها می توانیم بگوییم که زروانی گری در این قرن همچنان پایداری داشته است. به علاوه شهرستانی هم در الملل و النحل به فرقه «زروانیه» اشاره کرده است. نیز گفتنی است که در میان راویان احادیث در این قرن، می توان به شخصی با نام «زروان المدائنی» (گاه زرقان المدائنی) برخورد کرد که خود دلیلی است رواج زروان باوری در این عصر.
مطلب موجود در کتاب مینوی خرد یکی از نمونه های قابل توجه از این نظر است: «پرسید دانا از مینوی خرد که چرا مردمی که در زمان گیومرث و هوشنگ پیشداد و فرمانروایان و حکمرانان بودند تا زمان گشتاسب شاهنشاه، چنین کامکار بودند و از نیکی بیشتر بهره یافتند؟ و (حال آن که) بیشتر کسانی بودند که نسبت به ایزدان ناسپاس بودند و حتی بودند کسانی که بسیار ناسپاس و پیمان شکن و گناهکار بودند. پس هر یک از ایشان برای چه نیکی ای آفریده شده اند و از ایشان چه بر و سودی به دست آمد؟ مینوی خرد پاسخ داد که آنچه در مورد ایشان از جهت نیکی یا بدی می پرسی، آگاه باش و بدان که کار جهان همه به تقدیر و زمانه و بخت مقدر (پیش) می رود که خود زروان فرمانروا و درنگ خداست.»
به علاوه مینوی خرد در جایی دیگر اظهار می دارد: «آفریدگار اورمزد، این آفریدگان و امشاسپندان و مینوی خرد را از روشنی خویش و به آفرین (به دعای) زروان بیکرانه آفرید.» در متون دیگر زرتشتی نظیر کتاب بندهشن، رساله علمای اسلام و روایات و اندرزنامه های پهلوی نیز می توان رد پاهایی پر رنگی از نگرش های زروانی و جبری را مشاهده کرد. به عنوان مثال «آذرباد مهراسپندان» (که به نگرش ثنوی شهره است) درباره تحمل سختی های روزگار چنین آورده است: «چونتان سخت ترین چیز رسد، به یزدان و به دین، به گمان مباشید…چه به من، آذربد مارسپندان، آسیب و گزندی نبود که پیش آید (مگر) آن که شش گونه رامش پذیرم: نخستین شادمانیم این که گزندم همین است، چه از این بدتر نیز تواند بودن… سه دیگر این که از آسیب هایی که مرا باید فرا رسد، یکی گذشت.»

 

 

 

teleg
  nl


 

پاسخ


دو + 2 =