نویسنده: دانیل لندینسکی

ترجمه و تلخیص: احسان صالح نژاد

(اختصاصی آوانگارد):

حافظ به مثابه آموزگار

حافظ شیرازی را می توان جزء عجایب هفتگانه ی دنیای شعر قلمداد کرد، چرا که او نه تنها توسط ما فارسی زبانان بلکه توسط فرهنگ های مختلف سراسر دنیا نیز ستایش می شود. از جمله کسانی که دم از ستایش حافظ زده اند می توان رالف والدو امرسون فیلسوف و نویسنده ی آمریکایی و بنیانگذار مکتب تعالی گرایی و همچنین مترجم اشعار حافظ را نام برد. او چنان از حافظ می گوید که گویی حافظ را خداوندگارش می داند. امرسون خطاب به حافظ این چنین می گوید که: ” حافظ از چیزی هراس ندارد، او دور اندیش و مسلط است و تنها شخصی است که آرزو دارم او را ببینم و یا اصلا خود او باشم”. امرسون همچنین درود خود را بر حافظ با جمله ی: ” او شاعر شاعران است” می فرستد. از دیگر اشخاص مهم می توان مرید و دلبسته ی حافظ، گوته را نام برد که علاوه بر ترجمه ی اشعار حافظ، با پژوهش دقیق، درباره ی او می گوید که: “حافظ بی همتاست”. از دیگر مشاهیر برجسته میتوان فردریک نیچه فیلسوف آلمانی، آرتور کونان دویل نویسنده کتاب خاطرات شرلوک هولمز که از زبان شخصیتش از حافظ می گوید، فدریکو گارسیا لورکا شاعر و نویسنده ی اسپانیایی، یوهانس براهمز آهنگساز آلمانی که چندین قطعه اش را تحت تاثیر بسیار اشعار حافظ ساخت و حتی ملکه ویکتوریا را نام برد که گفته شده است در مواقع نیاز از حافظ مشورت میگرفت که به تعبیری همان فال حافظی است که ما ایرانیان در مواقع نیاز به آن توسل می جوییم.

به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی        بود که قرعه دولت به نام ما افتد

اشعار حافظ نیک خواهی و آسایشش را به مردمی که به او توسل می جویند ارزانی می دارد و قادر است به آنان جانی تازه ببخشد. او اشعارش را در نقش یک عاشق عرضه می دارد که به شما اجازه می دهد هوای سرد تن و جان خود را با در آغوش کشیدنش گرم کنید. اشعار حافظ سیراب کننده ی عطش درونی ماست. همانطور که امرسون حافظ را مبنای نبوغ خویش برای کارهایش قرار داد، عموم مردم و یا بهتر بگویم آنانی که با حافظ اندک گفتگویی دارند در هنگام مواجه با اکثر چیزها، حافظ و گفته هایش را مقابل خود قرار می دهند و همانگونه که آب از صافی رد می شود تا پاک و زلال گردد، این مردمان نیز خود را اینبار از صافی حافظ عبور می دهند تا از ناخالصی ها رها گردند.

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را        سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

مجذوب آموزگاری چون حافظ شدن بدین معناست که مواد اولیه ای را با تفکر ترکیب کردن برای داشتن زندگی ای بهتر. و این همانا زنده کردن حافظ است. او برای ما این گنجینه را به ارث گذاشته است که چگونه طلب ها و خواسته های خود را سوهان زنیم:

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جوی      که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

با خواندن اشعار حافظ سریعا در می یابیم که قصد او چیست، او از قرار معلوم می خواهد شمع درون دل ما را روشن کند، می خواهد بگوید که رها باش، لبخند بزن، برقص. او اینجاست تا سنگینی کوله باری را که در این دنیای پر از ظلم هرروزه به دوش می کشیم، سبک کند. عشقی که حافظ به ما ارزانی می دارد باعث انگیزه و الهام ما به سوی جهانی خالی از ظلم و پر از عشق به ادمیان است، او به ما کمک می کند که ببخشیم آنانی را که باید و عشق بورزیم به کسانی که لایق آنند. حافظ ما را به تلاش برای کشف خود وا می دارد تا خود را بیابیم، توانایی های خود را بشناسیم و حداکثر استفاده را از آن ببریم:

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی      تا راهرو نباشی کی راهبر شوی

او با زبانی استعاری، خاص ودلکش به ما می فهماند که چه چیزهایی مانع  یک زندگی کامل هستند، به ما می آموزاند که چگونه موانع را از سر راه خود برداریم و در جای درست بایستیم و آنگاه بگوییم که: آه، این جهان آن چنان هم بد نیست، در حقیقت بسیار شگفت انگیز است. بسیاری از اشعار حافظ به طور مشخصی به ما می گوید که احساسمان را از قید بند رها کنیم و اراده مان را تصفیه و آنگاه است که می توانیم بال های زمردین مان را باز کنیم، همه چیز را بشناسیم و عشق بورزیم:

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است        سلطان جهانم به چنین روز غلام است

گو شمع میارید در این جمع که امشب        در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است

در مذهب ما باده حلال است ولیکن         بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است

گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است     چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است

بنابراین بی انصافی است اگر حافظ را چون آموزگار ندانیم، آن هم چنین آموزگاری که در برابر هیچ زنجیری سر تعظیم فرود نمی آورد و همچنان همراه این جسارت و بی باکی اش با زبانی کنایه آمیز قدرت های دورانش را به باد تمسخر و کنایه می گیرد:

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را                   که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناهم                   مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

bbc culture

 

teleg
  nl


 

پاسخ


7 × پنج =