نویسنده: سایه اقتصادی‌نیا

منتقد ادبی، پیش از هرچیز، باید عذر بخواهد. باید از همه عذر بخواهد. منتقد ادبی چه کاری جز عذرخواهی دارد؟ باید از همه عذر بخواهد. از بام تا شام عذر بخواهد. از صغیر و کبیر عذر بخواهد. از اناث و ذکور عذر بخواهد. از چپ و راست عذر بخواهد. از تمام شاعران عذر بخواهد، از تمام نویسندگان، از تمام مترجمان، از تمام ناشران، از تمام ویراستاران و نسخه‌پردازان و حروف‌نگاران و کتاب‌فروشان و صحافان و چاپخانه‌داران و موزعان. از تمام روشن‌فکران و تاریک‌‌فکران. از فمینیست‌ها و شوونیست‌ها. از مذهبیون و از کفار و اشداء علی الکفار. از دگرباشان و هم‌باشان و هم‌جنس‌خواهان و هم‌جنس‌گریزان و دگرجنس‌خواهان و همه‌جنس‌خواهان عذر بخواهد. از صاحبان همۀ اصناف و حِرَف، از مولایان همۀ ادیان و فِرَق. از همۀ کسانی که روزی از جلو یک کتاب‌فروشی رد شده‌اند عذر بخواهد. از همۀ کسانی که روزی از جلو دکۀ روزنامه‌فروشی رد شده‌اند هم عذر بخواهد، ولو که آدامسی یا کاندومی خریده باشند و در حالی که از صاحب دکه می‌پرسیده‌اند: «آتیش داری؟» نگاهی به تیتر یک روزنامه‌ها انداخته باشند. از مسن‌ترین و باتجربه‌ترینشان، تا جوان‌ترین و نوآمده‌ترینشان. منتقد ادبی پیش از هرچیز باید عذرخواهی را بیاموزد. باید بیاموزد و روزی صدبار تمرین کند و عذر بخواهد. برود جلو آینه بایستد و خم شود و تعظیم کند تا حرکات چشم و ابرویش، تا زبان بدنش و زاویۀ نگاهش و منحنی کمرش به تمامی گویای امر عذرخواهی باشد. از تمام اهالی قلم عذر بخواهد که کتابشان را به موقع ندید و نقدی بر آن ننوشت. عذر بخواهد که کتابشان را دید و خرید و خواند، اما هنوز فرصت نکرده‌ چیزی دربارۀ آن بنویسد. عذر بخواهد که نقدی نوشت و “زیاده جسارت شد”. اگر بزرگ‌تر از او هستند، او که باشد که از کارشان حظی برده و صرفاً محض تقرب چیزی نوشته باشد؟ و اگر کوچک‌ترند و تازه‌کار، چرا به حد کافی تشویقشان نکرده که در ادامۀ راهشان “مانا” و “پویا” و “نویسا” باشند؟ باید عذر بخواهد که آنچه نوشته کوتاه بود و کم. عذر بخواهد که مغلوط بود و بی‌مایه. عذر بخواهد که چرا دربارۀ فلانی نوشت و دربارۀ فلانی ننوشت. عذر بخواهد که چرا در یک صفحه هم دربارۀ فلانی نوشت و هم دربارۀ فلانی. عذر بخواهد که چرا زودتر از این لب نگشوده بود. عذر بخواهد که چرا به حد کافی درنگ نکرد و نگذاشت زمان بگذرد تا نظرش قرین صحت باشد. عذر بخواهد که چرا درست در چنین وقتی نوشت؟ آخر درست در همین وقت؟! چرا چیزی گفت که ولو حقیقت، اما آب به آسیابی دیگر ریخته است. باید از تمام آب‌ها و آسیاب‌ها عذر بخواهد. از تمام حقایق و غرایب عذر بخواهد.جواب مخاطبان صدوق را نداده است؟ باید عذر بخواهد. پیام همکاران خدوم را ندیده است؟ باید عذر بخواهد. منتقد ادبی باید قلم را که برمی‌دارد اولین لغتش عذرخواهی باشد. از خداوند عذر بخواهد، از کائنات و سیارات و جمادات و نباتات عذر بخواهد. از تمام عرشیان و فرشیان. از بهایم خموشند و گویا بشر. از عناصر اربعه و حواس خمسه و آباء سبعه. از ارباب عمائم و اصحاب جراید و اعضای اسافل.
خداوند مرا ببخشد. آمین.

teleg
  nl


 

پاسخ


+ 7 = دوازده