محمد پورسینا متولد ١۳۶۳ شاعر و عکاس

 

“اسکورت”

تیتر اول روزنامه ها
اسم من را نوشته اند
که تقاضای پناهندگی
در کتار تو را کرده ام،

بعد از تو خیابان های شهر
تنها من را به مرگ نزدیک می کنند..
پیاده روها پاورقی شهرند
که من را بی تو به حاشیه می کشانند،
بعد از تو در کنار پیاده روها تمام خواهم شد،
هوای مسموم
گاهی از کنار یک درخت آغاز می شود،

صبح روز بعد
تیترِ اول روزنامه ها خالی ست،

انگار دیشب که قصد مهاجرت
به تو را داشتم

زمین به بزرگی هفت ریشتر
حماقتش را بالا آورده
و هنوز خبری از این حادثه منتشر نشده است!


“ملودی هفتم”

نگران آن ساعتی هستم که نیستی،
جایی که زمان، همزمانم نیست،

ای هم کلامِ موسیقی بی کلام،
سکوتم را بنواز!
از انحنای فکر من
سرودهای آینده را بنواز،

نام تو غلت می خورَد در صدایم
سایه اش سنگین شده در گلویم
بیا و باز ساعت های روشنم را بنواز!

 

سراینده :محمد پورسینا متولد ١۳۶۳
شاعر و عکاس

 

teleg
  nl


 

پاسخ


پنج + 6 =